سرویس های خبری
‌استان ها
‌اقشار
سایر خدمات
کد خبر: ۸۶۰۷۴۶۶
تاریخ انتشار: ۲۵ آذر ۱۳۹۴- ۵۵: ۱۱
نامه ی دانشجوی دانشگاه شهید چمران اهواز به رییس جمهور ؛
روزهای تلخ و شیرین دولت شما نیز گذرانده خواهد شد ولی بدان تاریخ اثبات کرده است در این روزها ی مانده به پایان دولتتان، هر چقدر فاصله ات را با شعارهای روزهای اول بیشتر کنی، فاصله ی مردم نیز با تو بیشتر و بیشتر میگردد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی ، موضع گیری ها و سخنان رئیس جمهور در طول 2 سال گذشته بویژه در روز دانشجوی 94، دانشجوی دانشگاه شهید چمران اهواز را بر آن داشت تا جهت تنویر تفکر آحاد جامعه، با نگارش نامه ای، نکاتی را به جناب آقای روحانی متذکر شود.  
متن این نامه به شرح زیر می باشد:
 
نامه ای برای تاریخ پرفراز و نشیب انقلاب اسلامی ؛
 
بسمه تعالی
 
سلام آقای روحانی
 
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
 
من دانشجوی دانشگاه شهید چمران اهواز هستم که از شانس خوب یا بد من، سال ورودم به دانشگاه مصادف شد با دوره ی کاندیداتوری شما، من به عنوان یک نسل سومی نه شما را از روزهای سخت انقلاب می شناختم و نه از پنج دوره نمایندگیتان در مجلس شورای اسلامی و نه از روزهای تصدی تان درشورای عالی امنیت ملی و نه از ایام عضویتتان در مجلس خبرگان رهبری.
 
ما نسل سومی ها شما را با لباس ساده ی روحانیت شناختیم و با شعار اعتدال‌گرایی،کلید و رنگ بنفش آقای رییس، یک برگ از دسته چک زندگی ام را در روز 24 خردادماه 1392به نفع شما کشیدیم.
 
راستش را بخواهی آقای روحانی، شنیده ایم روزگاری پاسخ می دادید به کسانی که می خواستند امام را به موزه بفرستند، می خواستند انقلاب را مصادره کنند و ریشه ی رفتار و عملکرد دولت موقت را خیانت یا یک نادانی و عدم تفکر صحیح برای یک ملت انقلابی می دانستید و آن روزها حرف داشتی و امام را برای تمامی نسل ها  می خواستید و قدرت را برای قدرت طلبی نمی خواستید.
 
انتخابات که شروع شد، چه سخت خودم را راضی کردم تا به شما رأی بدهم و در آن شب های قدر ملت، با هزاران امید و آرزویی که شما ایجاد کرده بودید به پای صندوق رأی رفتم وآخر ماجرا، تو رییس جمهور، نه ؛  فکر می کردم خادم مردم شده ای...
 
آقای روحانی، حالا که دو بهار از ریاست جمهوری تو می گذرد، در این سالها تو را با وعده های عمل نکرده و عهدهای شکسته می شناسم، تو را با دور شدن از آرمان ها و آحاد ملت نظاره می کنم.
 
تو را با ایهام گونه حرف زدنت، با گفتار دشمن شادکنت، تو را با همراهی با نفوذی ها و همراهی و هم قدمی با اصلاح طلبان که روزگاری خمینی کبیر (ره) را به موزه ی تاریخ فرستادند، امروز خمینی جوان را به میانه ی میدان کشانده اند؟ به نظاره نشسته ام.
 
آقای رییس محترم جمهوراسلامی ایران، شما مخالف شعار دادن بودید اما امروزه تو را با 16 آذر امسال شناختم که گفتید: "نقد بعضیا الان سخت است اما  از من شروع کنید"، یعنی شما نمی دانستید و یا دانسته وآگاهانه از نقد امام امت سخن به زبان می آورید؟
 
شما را با جمله ی فضای دانشگاه سال 94 با 92 فرق کرده است، شناختم و حیف شد که یادتان نبود بگویید فرق ایجاد شده محدود به تنزل رشد علمی و درو کردن مسئولان منتقد با داس اعتدال شده است.
 
در این سال ها شما را با القای فضای امنیتی در کشور شناختم، اما هیچ وقت نگفتید چرا نصف کابینه تان امنیتی اند؟
 
و اما بعد گفتید ما هیچ کدوم معصوم و بی اشتباه نیستیم و صاحبان قدرت اگر نقد نشوند به فساد و استبداد کشیده خواهند شد، ولی نگفتید چرا وقتی نقدتان می کنند جواب داده اید بروید به جهنم ؛ بی شناسنامه های بی سواد، افراطی های کاسب و ...
 
شناختم شما را از گفته هایتان که گفتید ما در مسئله ی هسته ای به توفیق رسیده ایم، ولی نگفتید تعطیلی فردو و نطنز و اراک و پایین آوردن سطح  غنی سازی از 20 به 5/3 درصد چه نوع توفیقی است و یا به توهین های مکرر طرف غربی و برداشته نشدن کامل و یکجای تحریم ها، عکس العملی نشان نمی دهید.
 
خوب شناختم شما را هنگامی که معنای تولید داخلی و مقاومت، جنگ با جهان ندانستید، اما صرف نداشت بگویید جهان محدود به آمریکا نیست  و این چه گفتگویی است که همه روزه از طرف کدخدا داریم تهدید به گزینه های نظامی می شویم.
 
گفتید ما در این دو سال، قدر 10 سال ؛ پیشرفت دفاعی داشته ایم اما شاید یادتان رفت بگویید در توافقنامه اجازه دادید تا 25 سال هر اقدام نظامی مان را با دشمن قسم خورده مان هماهنگ کنیم.
 
و چه بد شد که در روز 16 آذر دو ساعت در مورد همه کس گفتید اما شاید صرف نداشت بگویید این روز نامگذاری شد بخاطر آن سه شهیدی که به جرم اعتراض به نفوذ آمریکایی ها، روزی شهید شدند.
 
و شعار دادید، و گفتید، پس شناختیم که به وعده هایتان عمل نمی کنید و ما دیدیم که وعده ی 100 روزه ی اقتصادی و عزت مسلمان ایرانی به پاسپورت وطنی برگردانده نشد و یا اینکه با رشد رکود و بیکاری و قضایای جده و منا مقابله نگردید.
 
و چه جالب باورمان شده بود وقتی دیپلمات های دولتتان گفتند میرویم تا غنی سازی هسته ای را تثبیت کنیم، ولی چه آسوده و راحت پذیرفتند که تا 2007 به دنبال سلاح هسته ای بوده ایم و نامش را گذاشتیم افتخار ملی.
 
این روزها را مثل آن روزهایی که گفتم، فراموش نخواهم کرد و میدانم فردا آمدنیست و کسی جلودار آمدنش نیست، چه سرهنگ باشی و چه حقوقدان! ولی ای کاش میدانستم آخر، نقش شما سرهنگی است یا حقوقدانی.
 
آقای روحانی، همه ی روزهای تلخ و شیرین دولت شما نیز گذرانده خواهد شد و همه ی آن خاطرات خوب و بد به پایان میرسد، ولی بدان تاریخ اثبات کرده است در این روزها ی مانده به پایان دولتتان، هر چقدر فاصله ات را با شعارهای روزهای اول بیشتر کنی، فاصله ی مردم نیز با تو بیشتر و بیشتر میگردد، و چقدر حیف  می شود آن همه اهالی 24 خرداد که اطرافیان فتنه دوست خود را ترجیح دادی بر همه ی کسانی که به واسطه ی روحانی بودنت به تو رأی داده بودند و به آنان پشت کنی و فکر نمی کردند روزی قدرت خودش یک اصل بشود برای کسی که باید برای مبارزه با قدرت طلبی تلاش می کرد نه قدرت طلبان...
 
ای کاش 16آذرسال 94 توسط شما و نمایندگان دولت اینقدر امنیتی و فرستادن سخنرانان گزینشی با اولویت فتنه نمی شد، وقتی در 16آذرامسال، بچه های ارزشی راهی بیمارستان شدند، نمیدانستم نیکسون کیست و.......
 
والعاقبه للمتقین
 
دانشجوی دانشگاه شهید چمران اهواز
بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
عضویت در خبرنامه
گزارش خطا
نظر ‌بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
tr_sar
آخرین اخبار
tc_sar
tl_sar