سرویس های خبری
‌استان ها
‌اقشار
سایر خدمات
r_marquee
پيش‌بيني تاريخي رهبر انقلاب: حتي با قبول ديكته‌هاي دشمن در مساله هسته‌اي، باز هم تحريمها را برنخواهند داشت! - 1393/11/29      
l_marquee
کد خبر: ۸۹۷۴۸۱۷
تاریخ انتشار: ۲۴ دی ۱۳۹۶- ۳۶: ۱۲
سمیه کرمانی نوشت: زبان خبر دادن به کودکان در برابر موضوعات اجتماعی را بیاموزیم. با اخبار کذب و شایعه پراکنی و یا خبرهای واقعی اما ترسناک آنان را بدبین و ناامید از آینده بار نیاوریم. این حقی است که کودکان به گردن ما دارند.

به گزارش سرویس دانش آموزی خبرگزاری بسیج، سمیه کرمانی مدیرمسئول روزنامه رنگ خدا (ویژه کودکان و نوجوانان) با موضوع خاطره درد فراموش نخواهد شد برای مطالبات‌مان کودکان را با اخبار منفی نترسانیم به ما می‌گویند نسل جنگ. چون در زمان جنگ متولد شدیم. در بحران به اجبار رشد کردیم و از بدو تولد سختی‌ها و تحریم‌ها را لمس کردیم.

هنوز صداهای بلند باعث ناراحتی‌مان می‌شوند. هنوز جیره‌بندی‌ها با کوچکترین کمبودی جلوی چشمانمان خودنمایی می‌کند. هنوز وقتی کوچکترین صدا و لرزشی حس می‌کنیم به دنبال سرپناه می‌گردیم و از اضطراب شب را در خیابان‌ها صبح می کنیم.

واقعیت این است که ما هنوز می‌ترسیم. ما پدران و مادران نسل امروز، هنوز با وحشت دیروزمان زندگی می‌کنیم و ترس‌هایمان را ناخودآگاه به فرزندانمان تسری می‌دهیم. دست خودمان نیست. ما ترسیده‌ایم. وقتی هنوز خیلی کوچک بودیم.

وقتی برای ترس‌های بزرگ زندگی و دیدن و شنیدن صدای بمب باران‌ها و فریادهای ترسناک و آتش و انفجار خیلی کوچک بودیم، نامهربانی جنگ افروزها ما را تا سرحد مرگ ترساند.

خبرها آن روزها خیلی مهم بودند. اخباری که از جنگ و صلح می‌شنیدیم و آینده ما را در صلح و آرامش و یا در جنگ خانه‌مان سوز رقم می‌زد. از آنجا بود که فهمیدیم اخبار مهم هستند و پیگیر خبرها می‌شدیم. 

پدران خیلی از ما در جنگ بودند و منتظر خبر و نامه‌ای و گاهی شاید تلفنی از خانه همسایه بودیم تا از حالش خبردار شویم. انتظار و یاس و امید را به خوبی می‌شناسیم. یادم نمی‌آید اما مادرم می‌گفت «گاهی که خبری از پدرت نمی‌آمد و حضورش در میدان نبرد طولانی می‌شد با هر صدای زنگی که از در می‌آمد، امیدوار به سمت در می‌رفتی و وقتی می‌دیدی پدرت نیست نا امید و خشمگین می‌آمدی و تا مدتی با کسی حرفی نمی‌زدی. حتی یک بار خبر شهادت پدرت آمد و با وجودی که خیلی کوچک بودی اما به شدت بی‌قراری می‌کردی.» علی رغم آنچه ما فکر می‌کنیم اخبار برای کودکان مهم هستند. برای آنان امید و یاس به ارمغان دارند.
برای همین است که اصرار داریم مشکلات را مسالمت آمیز حل کنیم. در میان تلخی‌های جنگ اما نسل صبوری شدیم و آموختیم برای مشکلات‌مان بهترین راه حل مسالمت آمیز حل کردن آنهاست.

وقتی بزرگتر شدیم متوجه شدیم تمام این مصائب را برای عزت و شرف سرزمین عزیزمان تحمل کردیم. فهمیدیم سرزمین‌مان‌، اعتقاداتمان، ناموسمان ارزش تحمل آن مصائب را داشته است.

حالا ما نسل جنگی‌ها خیلی صلح طلب شده‌ایم اما راستش را بخواهید باکی هم از جنگیدن نداریم. یکی از بزرگترین تناقضات که دفاع مقدس به ما ارزانی داشته‌، ترس و شجاعت توام باهم بوده است. حالا اگر لازم باشد همین ما کودکان ترسیده آن سالها سلاح برمی‌داریم و از سرزمین‌هان دفاع می‌کنیم. هیچ شکی نیست و تمام جهان بر این موضوع واقف است.
اما فریاد برای دشمن است نه دوست. ما فریادهایمان را برای دشمن نگه می‌داریم نه دوستانمان. اعتراض جنگ نیست. زبان اعتراض باید با زبان جنگ تفاوت داشته باشد. اعتراض می‌تواند مسالمت آمیز و در سکوت باشد. می‌تواند با نوشتن باشد. اعتراض حق هر شهروندی است اما باید زبان اعتراض را بیاموزیم.

در خبرهایمان هم باید به این موضوع توجه داشته باشیم. اینکه موضوعات چگونه طرح می‌شوند و کودکانی که در کنار ما هستند آن موضوعات و واقعیات زندگی را چگونه می‌شوند و قضاوت می‌کنند.
در لحظه‌ای تامل به خاطر خواهیم آورد که دشمن سالها به ما حمله کرد، شهرهای‌مان را به آتش کشید، کودکان بی‌گناه‌مان را کشت. خسارت مالی و جانی بسیاری به وطن عزیزتر از جانمان زد. سالها طول کشید تا این خسارات را جبران کنیم. حالا خودمان شبیه دشمن عمل می‌کنیم. اعتراضمان را با آتش زدن و اموال خودمان نشان می‌دهیم! خشم‌مان را با تخریب فریاد می‌زنیم. هم وطن خودمان را به مصاف دعوت می‌کنیم. مسئولانمان را تحقیر می‌کنیم. در کنار واقعیت‌ها شایعاتی می‌سازیم که فقط خبرها را جذاب‌تر نشان دهیم فارغ از اینکه با این خبر چقدر یاس و امید به جامعه و کودکان وارد می کنیم. 

باید زبان خبر دادن را بیاموزیم تا دست دشمنان واقعی این سرزمین را از سوء استفاده‌ها کوتاه کنیم.
ما در برابر نسل بعد مسئولیم. ما که ترس و جنگ و صلح و اعتراض را به خوبی می‌شناسیم. یادمان باشد که هزاران کودک در کنار ما در حال رشد کردن هستند. آنها می‌بینند و می‌شنوند. صداهای مهیب و تصاویر خشونت ما آنان را می‌ترساند و این خاطرات دردناک سالها با آنان خواهد بود. راستی می‌دانید که خاطره درد هرگز فراموش نمی‌شود و مغز سالها آن را بازآفرینی می‌کند؟
می‌دانید اگر کودکی را ناخواسته و برای مطالبات‌مان بترسانیم، مسئولیت سالها آشفته کردن خواب او بر دوش ماست؟ می‌دانید اگر اعتراض با خشونت را به آنان بیاموزیم، در آینده ما مسئول خشونت‌های اجتماعی هستیم و حق اعتراض نداریم؟
در اتفاقات اخیر کشور، کودکان بی‌گناهی قربانی شدند. چطور می‌توانیم بار گناه آن را به دوش بکشیم و در برابر این موضوع بی‌تفاوت باشیم؟ کودکان‌مان صبوری، عشق و اعتراض را از ما می‌آموزند. زبان این واژه‌ها را بیاموزیم.

زبان خبر دادن به کودکان در برابر موضوعات اجتماعی را بیاموزیم. با اخبار کذب و شایعه پراکنی و یا خبرهای واقعی اما ترسناک آنان را بدبین و ناامید از آینده بار نیاوریم. این حقی‌ است که کودکان به گردن ما دارند. دین‌مان را درست ادا کنیم.
انتهای پیام/ 

 

بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
عضویت در خبرنامه
گزارش خطا
نظر ‌بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
tr_sar
آخرین اخبار
tc_sar
tl_sar