سرویس های خبری
‌استان ها
‌اقشار
سایر خدمات
r_marquee
پيش‌بيني تاريخي رهبر انقلاب: حتي با قبول ديكته‌هاي دشمن در مساله هسته‌اي، باز هم تحريمها را برنخواهند داشت! - 1393/11/29      
l_marquee
bolet_tele
bolet_tele
کد خبر: ۸۹۸۸۵۰۵
تاریخ انتشار: ۲۴ بهمن ۱۳۹۶- ۰۳: ۱۱
آزاده جانباز محمدرضا امینی مطرح کرد
آزاده جانباز محمدرضا امینی به بیان روایتی از رشادت‌های رزمندگان شاهرود در عملیات والفجر ۸ پرداخت و گفت: ۲۴ ساعت زمان دادند که از خرمشهر تا شاهرود برویم و به خانواده سری بزنیم.

به گزارش خبرگزاری بسیج از شاهرود، آزاده جانباز محمدرضا امینی در یادواره شهدای عملیات والفجر ۸ در شاهرود در سخنانی با اشاره به اهمیت عملیات والفجر ۸ اظهار کرد: عبور از اروندرود که رودخانه وحشی بود، بسیار سخت بود و غواص‌ها آموزش‌های لازم را می‌دیدند و ما چهار، پنج ماه ارتباط با خانواده نداشتیم و بحث اطلاعاتی و حفاظتی بود و یک تلگرافی دستم رسید که خدا به شما فرزندی عطا کرد و ما هم گفتیم خدا ببخشد و ما رفتیم و منجر به اسارت شد.
وی افزود: به من ۲۴ ساعت زمان دادند که به خانواده سری بزنیم؛ اما فرصت نمی‌شد که از خرمشهر تا شاهرود برویم، طول می‌کشید و باید برمی‌گشتیم و به خانواده تبریکی گفتیم و سریع برگشتیم.
امینی با بیان اینکه سن کم ازدواج کرده بودیم و کنار می‌آمدیم با این شرایط و خانواده هم درک کرده بودند، ادامه داد: عملیات والفجر ۸ منحصربه‌فرد بود و تبیین آن به جلسه‌های متعدد نیاز دارد؛ چراکه بیش از یک سال این کار‌های مقدماتی آن طول کشید که انجام شود و عملیات ایذایی بود.
وی با بیان اینکه بنده غواص بودم، گفت: ما ۳۰ نفر بودیم برای جزیره ماهی که سه جزیره پشت سر هم جزیره بوارین و ام‌الرصاص و ماهی بود و ما یک روز جلوتر رفتیم که خط‌شکن بودند و ۶ ماه آموزش غواصی دیدیم.
امینی ادامه داد: یک شب در جزیره ماهی در نیزار‌های انبوه مخفی و شب دوم که زمان عملیات بود همگام با دیگر محور‌ها عملیات آغاز شد که در این جزیره شش تا هفت نفر اسیر شدیم، آنجا باتلاقی بود و عده‌ای گیر کردند و الآن عده‌ای مشغول تفحص هستند و سه نفر را تفحص کردند در این دریاچه ماهی و ما رد شدیم از این منطقه.
وی ادامه داد: عملیات شروع شد و متوجه حضور ما شدند و استراتژی آن‌ها این بود اول مقاومت و بعد که نمی‌توانستند مقاومت کنند جای عقب‌نشینی برای خود فراهم می‌کردند و ما صبح بعد دیدیم در جلوی ما نیروی خودی هستند و تیراندازی می‌کردند و دیدیم رگباری زده می‌شود و بچه‌ها اشاره می‌کردند اینجا خودی است و بعد آرپی‌جی زدن و فهمیدیم عراقی‌ها هستند و ما گیر افتادیم و داخل نیزار‌ها رفتیم و تقسیم شدیم و تیراندازی و چند نفر مجروح شدند و پنج شب ماندن ما در نیزار‌ها طول کشید.
امینی اضافه کرد: بر اثر یک اقدام خودم منجر به اسارت من شد و سال اول و دوم نمی‌گذاشتند نماز بخوانیم و ما در اسارت در تنگنا بودیم نماز جماعت خوانده می‌شد و ابتکارات مختلفی داشتیم در اسارت که بتوانیم کار خود را و برنامه‌های سیاسی عبادی و معنوی را داشتیم.
بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
عضویت در خبرنامه
گزارش خطا
نظر ‌بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: