سرویس های خبری
‌استان ها
‌اقشار
سایر خدمات
r_marquee
پيش‌بيني تاريخي رهبر انقلاب: حتي با قبول ديكته‌هاي دشمن در مساله هسته‌اي، باز هم تحريمها را برنخواهند داشت! - 1393/11/29      
l_marquee
bolet_tele
bolet_tele
کد خبر: ۸۹۸۹۰۴۶
تاریخ انتشار: ۲۵ بهمن ۱۳۹۶- ۵۷: ۱۰
همه فکر می کردیم راننده‌ی ماشین «حاج عماد» باشد یا حداقل کنار راننده، روی صندلی جلوی ماشین بنشیند. ولی با کمال تعجب دیدیم ایشان هم چشم بسته، کنار ما در ماشین نشست

به گزارش خبرگزاری بسیج از کرج ، «مصطفی» یکی از پسرانِ «حاج عماد مغنیه» یک خاطره خاص و شنیدنی از پدرش دارد که حقیقتا تاثیرگذار است. وی می گوید:

«آخرین دیدار من و پدرم به قبل از جنگ 33 روزه بر می‌گردد. بعد از جنگ، ما دیگر تا زمان شهادتشان، یعنی 18 ماه بعد، هیچ دیداری باهم نداشتیم. گاهی با هم دیدارهایی با «سید حسن» داشتیم. چند بار پیش آمد که «سید» به من نگاه کرد و  گفت: «بالاخره چه وقت باید عقد تو را بخوانم؟» بعد ابرو در هم می‌کشید و رو به پدرم به شوخی می‌گفت: «مسئله‌ی ازدواج مصطفی را هم در دستور کار جلسه بعد بگذار! » سرانجام موعدِ ازدواج من هم رسید و خب طبیعتا جاری کردن خطبه ی عقد با حضرت «سید» بود.

روزی که «حاج عماد» با چشمان بسته به دیدار «سید حسن» رفت

از طرف دفتر «سید» روزی برای مراسم مشخص شد.   بنا شد تعداد محدودی از خانواده ما و خانواده عروس در مراسم خواندن خطبه توسط «سید» حاضر باشند. دیدار با «سید» ترتیبات امنیتی خاصی دارد. ماهم مثل بقیه خانواده ها درگیر اقدامات امنیتی معمول برای دیدار با ایشان شدیم. همه ما را سوار یک ماشین با شیشه‌های دودی کردند. تصور همه بر این بود که چون «حاج عماد» مرد شماره‌ی 2 حزب الله است و فرماندهی امنیت هم با او است، طبیعتا خودش بدون رعایت مراتب رایج امنیتی، مراسم را پیش خواهد برد و دنگ و فنگ های حفاظتی که همه طی می‌کردند شامل حال ما نخواهد شد. اما هر چه جلو رفت، دیدیم خبری نیست و همه چیز بر اساس روال همیشگی پیش می رود. همه ما فکر می کردیم همه فکر می کردیم حداقل راننده‌ی ماشینی که ما را به محل استقرار «سید» می‌برد،   پدرم باشد یا لااقل کنار راننده، روی صندلی جلوی ماشین بنشیند. ولی با کمال تعجب دیدیم  پدرم هم چشم بسته، کنار ما در صندلی عقب نشست! آن روز پدرم، تحت همان اقدامات امنیتی قرار گرفت که ما قرار میگرفتیم؟

 

من شک نداشتم که این تدبیر و دستور خود ایشان است که این طور برخورد شود چون اساسا مسئولیت امنیت حزب‌الله با خود ایشان بود اما نمی‌خواست خانواده‌ی خودش و خانواده عروسش هیچ گونه احساس خاص بودن و متفاوت بودن با سایر اعضا و منتسبین حزب‌الله و مقاومت بکنند.

بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
عضویت در خبرنامه
گزارش خطا
نظر ‌بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
tr_sar
پر بیننده ها
tc_sar
tl_sar