خبرهای داغ:
به بهانه سالروز عروج سید شهیدان اهل قلم.
سالروز عروج سید شهیدان اهل قلم، بهترین بهانه‌ای است تا با توجهی عمیق به مهم‌ترین شاخصه‌هایی که آوینی را ماندگار و الهام بخش ساخت، تاکید کنیم که به خصوص در روزگار کنونی، همچنان نیازمند ظهور و فعالیت آوینی‌ها هستیم.
کد خبر: ۹۰۰۵۲۹۱
|
۲۰ فروردين ۱۳۹۷ - ۲۰:۳۳
چشم انتظار آوینی‌های امروز هستیم
به گزارش خبرگزاری بسیج از قم، بیستم فروردین ماه در تقویم انقلاب اسلامی روز بسیار مهمی است چه آن که هم روز ملی فناوری هسته‌ای است و به تبع آن یادآور رشادت و جانفشانی دانشمندان این عرصه به خصوص شهدای والامقام آن و نیز به خاطرآورنده سالروز شهادت سید مرتضی آوینی؛ او که به درستی از سوی سکاندار حکیم و بیدار انقلاب، "سید شهیدان اهل قلم" نام و عنوان گرفت.

از این حیث چنین روزی یادآور شهادت راوی فتحی است که خود در دروازه شهر فتح شده ایستاد و برای بقای این فتح و ظفر هزینه ای، چون جان خویش را پرداخت.

شاید اگر ۲۲ سال پیش، شخص دیگری به جز مقام معظم رهبری به آوینی، لقب "سید شهیدان اهل قلم" را می‌داد، کمتر متوجه اهمیت و تاثیرگذاری کار این هنرمند، روزنامه نگار و نویسنده متعهد می‌شدیم؛ اهمیتی که تقویم‌ها روز شهادتش را به نام "روز هنر انقلاب اسلامی" برای همیشه به یادگار گذاشته اند.

شهید آوینی در هنر مستندسازی اش و در هنر قلم و بیان رسایش، بیش پیش از همقطاران خود شیدای حقیقت بود، زودتر به مقصد رسید، کما این که عصاره سخنش نیز برآمده از همین موضوع بود: «هنر، شیدایی حقیقت است. همراه با قدرت بیان آن شیدایی و هنرمند کسی است که علاوه بر شیدایی حق، قدرت بیان آن را نیز از خداوند متعال گرفته است هر یک از این دو شیدایی حق و قدرت بیان - اگر نقص داشته باشد اثر هنری خلق نمی‌گردد... اصل لازم شیدایی حق است و قدرت بیان شرط کافی است.»

این بینش و دیدگاه متعالی سید مرتضی در عرصه هنر البته برگرفته از نگاه عارفانه و حکیمانه پیر و مرادش امام خمینی (ره) است که به صراحت فرمود:: «تن‌ها هنری مورد قبول قرآن است که صیقل دهندۀ اسلام ناب محمدی ـ. صلی اللّه‏ علیه و آله و سلم ـ. اسلام ائمۀ هدی ـ. علیهم السلام ـ. اسلام فقرای دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازیانه خوردگانِ تاریخِ تلخ و شرم آور محرومیت‌ها باشد. هنری زیبا و پاک است که کوبندۀ سرمایه‏ داری مدرن و کمونیسم خون‏ آشام و نابود کنندۀ اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومایگی، اسلام مرفهین بی درد، و در یک کلمه «اسلام امریکایی» باشد... هنر در مدرسۀ عشق نشان دهندۀ نقاط کور و مبهم معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی است. هنر در عرفان اسلامی ترسیمِ روشن عدالت و شرافت و انصاف، و تجسیم تلخکامی گرسنگانِ مغضوبِ قدرت و پول است.»

شهید آوینی خود به حق چنین بود و چنین زیست و از هنرمندانی که می‌کوشند و می‌کوشیده اند تا با چنین نگاه و دغدغه‌ای به جهادی بی مثال با مثلث شوم "زر و زور و تزویر" زمانه برخیزند، چنین توقع و انتظاری داشت.

او در مقام طلایه دار هنر متعهد در عصر خمینی کبیر، هشدار می‌داد به هنرمندان متعهد که مبادا گرفتار عافیت اندیشی و منفعت طلبی شوند. او که خود سوخته دل و سوخته جان بود، رمز توفیق حقیقی را در زیستنی ققنوس وار می‌دانست و از آن جا که خود سیراب از مکتب امام و شهیدان بود، در حد وُسع و توانش راه را به همه ما نشان داد و اینک، ما هستیم که باید راهش را بپیماییم، به ویژه آن که امروز به خصوص نیاز به آوینی‌های روزگار خود داریم؛ با توجه به شرایط و اقتضائات امروزی و البته پایمردی بر همان آرمان‌ها و ارزش ها.

سید محمد مهدی موسوی
ارسال نظرات