سرویس های خبری
‌استان ها
‌اقشار
سایر خدمات
کد خبر: ۹۰۰۶۶۰۴
تاریخ انتشار: ۲۶ فروردين ۱۳۹۷- ۲۳: ۰۸
آیت الله میرعظیمی در گفتگو با مهر:
آیت الله میرعظیمی گفت: خداوند در اولین سخنان خود با رسولش مردم را به خواندن آیات الهی و تدبیر در خلقت و آفرینش خود فرا می خواند.

به گزارش خبرگزاری بسیج،  آیت‌الله سید مختار میرعظیمی استاد حوزه علمیه اظهار کرد: طبق نظر شیعیان و با استناد به روایات از ائمه معصومین (علیهم‌السلام) ۲۷ ماه رجب، روز بعثت نبی گرامی اسلام و آغاز نزول قرآن می‌باشد. در مقابل دانشمندان سنی آغاز رسالت پیامبر را با استناد به آیات نزول قرآن در سوره بقره «شهررمضان ألذی أنزل فیه القرآن» و سوره دخان «حم؛ وَ الْکِتَابِ الْمُبِینِ؛ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةٍ مُبَارَکَةٍ » و سوره قدر « إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» در ماه رمضان می‌دانند.

آیت‌الله میرعظیمی ادامه داد: آنان معتقد هستند نزول قرآن در ماهی اتفاق افتاده که قرآن در آن فرو فرستاده‌شده درحالی‌که محدثان و مفسران شیعه این آیات را مربوط به محل نزول قرآن نمی‌دانند و معتقد هستند مسئله بعثت در ماه رجب و نزول کل قرآن در شب قدر دو مطلب مجزا با خصوصیات خود هستند که به تفصیل در کتب مربوطه به آن پرداخته‌شده است. به‌طور مختصر می‌توان گفت که اعتقاد شیعیان علی‌رغم نظرات متعدد بر این است که ابلاغ رسالت پیامبر و وجود تدریجی قرآن از ۲۷ ماه رجب از غار حرا و با ندای  فرشته‌ای که به ایشان فرمود: «یا محمد إنّک لرسول الله» و نزول پنج آیه اول سوره علق آغاز شد و قرآن تا پایان عمر مبارک آن حضرت به‌صورت تدریجی بر ایشان نازل گردید و در مقابل وجود جمعی و علمی و واقعی قرآن در شب قدر به یک‌باره بر قلب پیامبر نازل گردید درحالی‌که پیامبر همواره از تمام قرآن آگاهی داشتند، چنانچه در آیه ۱۱۴ سوره طه به ایشان چنین سفارش شده که: «وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُقْضی‌ إِلَیْکَ وَحْیُهُ؛ در تلاوت قرآن عجله مکن پیش از آنکه حکم وحی آن صادر گردد».

استاد برجسته حوزه علمیه خاطرنشان کرد: ارتباط اعجاز آمیز نخستین کلمات وحی شده به پیامبر مثل خواندن، رب، علق ، قلم، خلقت، انسان و تفسیر و توضیح و انطباق آنها با شرایط و ویژگیهای زمانی و مکانی، همه نشان از خارق العاده بودن این امر عظیم و استثنایی دارند. فرشته وحی در اولین خطاب خود به پیامبر می گوید: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ» خداوند در آغاز کار بر رسولش تأکید دارد که بازهم به نام پروردگارش بخواند چرا که تنها او « تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» است. او «قالوا بلی» و  پیمانی بزرگ با پروردگار خود در عالم بالا دارد که اکنون با بعثت خود خبر آغاز آن را دریافت کرده و لذا محیای هر رنج و خطری در مسیر انجام تعهد خویش است.

آیت‌الله میرعظیمی گفت: «ربّ» خواندن خداوند در آیات نازل‌شده به معنی مالک مصلح و خدایی است که هم مالک چیزی است و هم تربیت‌کننده و اصلاح‌گر آن و این نوع خطاب پاسخی جامع در برابر عقیده مشرکان بود که قائل به خالقیت خدا بودند ولی به قدرت ربوبیت و تدبیر خداوند ایمان نداشته و آن را به بتهای ساخته دست خود نسبت می‌دادند، آنان برای هر عملی بتی داشتند و در کارهای خود از آنان کمک می‌طلبیدند. امیرالمؤمنین عقاید آن روز آنان را چنین تشریح می‌کنند: «مردم آن روز دارای مذهب‌های گوناگون و بدعت‌های مختلف و طوایف متفرق بودند، گروهی خداوند را به خلقش تشبیه می‌کردند و برای او اعضایی قائل بودند و برخی در اسم او تصرف می‌کردند و جمعی به غیر او اشاره می‌کردند و سپس آنان را به‌وسیله رسول اکرم هدایت کرد و به معارف الهی آشنا ساخت».

استاد برجسته حوزه علمیه تصریح کرد: خداوند در اولین سخنان خود با رسولش مردم را به خواندن آیات الهی و تدبیر در خلقت و آفرینش خود او به‌عنوان احسن الخالقین از ناچیزترین چیز ممکن یعنی علق دعوت می‌کند و قدرت عظیم خود در تدبیر چنین موجود پیچیده‌ای را گوشزد و یادآوری می‌کند.

آیت‌الله میرعظیمی بیان کرد: خداوند در اوج قدرت و درحالی‌که مالک هستی بوده و قادر به انجام هر کاری است، با مخلوق خود با منطق و احترام سخن می‌گوید و راه و بیراهه را به او نشان می‌دهد و می‌فرماید: « الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ؛ عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ» و باز بر آفرینش انسان ارج نهاده و او را در تعیین مسیرش آزاد می‌گذارد و به انتخاب با تدبیر و تعقل در سایه علم و دانش دعوت می‌کند و ندای فطرت پاک را وسیله قضاوت معرفی کرده و از همان آغاز می‌فهماند که آنچه فرستاده، حقیقتی محض و غیرقابل‌انکار است، اگر انسان بیاندیشد و طغیان نکند. امام علی در این مورد می‌فرمایند: « فَبَعَثَ فِیهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَیْهِمْ أَنْبِیَاءَهُ لِیَسْتَأْدُوهُمْ مِیثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ یُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِیَّ نِعْمَتِهِ وَ یَحْتَجُّوا عَلَیْهِمْ بِالتَّبْلِیغِ وَ یُثِیرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ وَ یُرُوهُمْ آیَاتِ الْمَقْدِرَةِ؛ پس خداوند متعال رسول خدا را در میان آنان برانگیخت و پیامبرانش را پیاپی سوی ایشان فرستاد تا از آنان بخواهد عهد الهی را که در فطرتشان نهاده است ادا کنند و نعمت فراموش‌شده او را به یادشان آورند و با رساندن پیام الهی حجت را بر آنان تمام کنند و گنجینه‌های خردهایشان را بیرون آورند و نشانه‌های قدرت خدا را به آنها نشان دهند».

استاد برجسته حوزه علمیه تأکید کرد: همچنین پیامبر گرامی در بیانی می‌فرمایند: «خداوند رسولان را به‌سوی مردم فرستاد تا او را بر آفریدگانش حجتی رسا باشند و فرستادگانش به‌سوی آنها گواه بر ایشان باشند و پیامبران بشارت‌گر و بیم دهنده را در میان مردم برانگیخت تا اگر هلاک می‌شوند، از روی دلیل باشد و اگر به حیات و سعادت دست می‌یابند، آن هم از روی دلیل باشد و برای اینکه بندگان آن چه را درباره پروردگارشان نمی‌دانسته اند، بدانند و ربوبیت او را که منکرش بودند بشناسند و الوهیتش را که برای آن شریک قائل بودند، یگانه دانند».

آیت‌الله میرعظیمی ادامه داد: امام صادق (ع) درباره فلسفه نبوت در پاسخ خود به زندیقی که درباره راه اثبات پیامبران سؤال کرد، چنین فرمود: « إنّا لمّا أثبتنا أنّ لنا خالقا صانعا متعالیا عنّا و عن جمیع ما خلق و کان ذلک الصّانع حکیما متعالیا لم یجز أن یشاهده خلقه و لا یلامسوه فیباشرهم و یباشروه و یحاجّهم و یحاجّوه، ثبت أنّ له سفراء فی خلقه؛ یعبّرون عنه إلی خلقه و عباده و یدلّونهم علی مصالحهم و منافعهم و ما به بقاؤهم و فی ترکه فناؤهم؛ چون ما ثابت کردیم که ما را آفریدگار و سازنده‌ای است برتر از ما و از همه آنچه آفریده و آن سازنده، حکیم و متعال است به‌طوری‌که روا نباشد آفریدگانش او را ببینند یا لمس کنند و در نتیجه، بتوانند با یکدیگر ارتباط مستقیم و بی‌واسطه برقرار سازند و با هم بحث و محاجّه کنند، ثابت شد که در میان خلق خود سفیران و فرستادگانی دارد که سخنان او را برای آفریدگان و بندگان بیان می‌کنند و آنان را به مصالح و منافعشان و عوامل ماندگاری و نابودی‌شان رهنمون می‌شوند».

استاد برجسته حوزه علمیه گفت: در سخن گفتن از مسأله بعثت علاوه بر علت و فلسفه آن و لزوم ارسال رسل مسایل بسیار زیادی از جمله  حساسیت موقعیت و شرایط ویژه سرزمینی که محل نزول وحی قرار می گیرد، مطرح می شود که هر کدام از مباحث به صورت کلی و جزیی، دارای ابعادی گسترده و قابل توجه است. نزول قرآن به عنوان بی مثال ترین کتاب آسمانی و عرضه اسلام با نام کاملترین دین آسمانی و ظهور پیامبر آخر الزمان در بیابانی به دور از هر گونه امکانات زندگی که هیچ توجهی در تاریخ به آن نشده، در میان تعصبات قومی و قبیله ای عمیق و مردمی که هیچ اثری از تمدن برای آنان سراغ نداریم و عرضه آیینی که جهانی گشته و محبوبترین تفکرات و عقاید برای انسانها به دور از رنگ و جنس و زبان با شعار« إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَ اللَّهِ أَتقاکُم» می گردد، همگی بوی معجزه دارند. طلوع آفتاب اسلام از سرزمینی اتفاق می افتد که قرآن درباره آن می گوید: « وَکُنتُم عَلیٰ شَفا حُفرَةٍ مِنَ النّارِ فَأَنقَذَکُم مِنها؛ که ای جمعیت عرب؛ قبل از گرویدن به آیین اسلام بر لب پرتگاه بودید، سپس به وسیله اسلام نجات یافتید» و در آیات خود وضع جامعه آنروز و زشتی اعمالی چون زنده به گور کردن دختران و سنتهای غلط را بیان می کند و از اصطلاح «دوران جاهلیت» برای معرفی آداب آنان استفاده می کند.

آیت‌الله میرعظیمی خاطرنشان کرد: در تاریخ تمدن اسلام و عرب آمده است وقتی سردار یونانی برای تصرف عربستان وارد آنجا شد عرب‌ها به او گفتند: «ما این ریگستان را بدون وسایل زندگی انتخاب کرده‌ایم تا سر بر فرمان کسی ننهیم اگر بمانی دچار هزاران مشکل خواهی شد پس تحفه‌های ما را بپذیر و از اینجا برو زیرا نبطی از معیشت خود دست بردار نیست و طرز زندگی خود را عوض نخواهد کرد». همین اعراب جاهلی و بدوی که حاضر به هیچ تغییری نبودند و در جواب دعوت پیامبر، به آیین اجداد خود فخرفروشی می‌کردند، با قبول اسلام و رسوخ تعالیم الهی و بی‌نظیر آن در جان و روحشان از حکومت قبیله‌ای و بدوی به سمت حکومت جهانی حرکت کردند و از قبایل پراکنده امتی تشکیل شد که توانستند در زمانی کم و بدون تجهیزاتی که جامعه شناسان برای رشد قائل به آن هستند، عالی‌ترین و متمدن‌ترین فرهنگ بشری را بنیان نهند.

استاد برجسته حوزه علمیه ادامه داد: چگونگی این تحول عظیم هنوز برای کسانی که به مطالعه تاریخ می‌پردازند جای بسی تعجب دارد که چگونه عرب بادیه‌نشین حجاز در کنار اعراب صاحب فرهنگ و متمدن یمن و مناطق اطراف به‌خصوص دو ابرقدرت  روم و ایران قد علم کرد و دست دوستی به‌سوی همه نژادها دراز کرد و در سایه تعالیم اسلام و تحت پرچم رهبر خود به‌عنوان کامل‌کننده مکارم اخلاقی با ایمان و اقتدار پیام «لا إله إلا الله» را در سراسر جهان با برترین و منصفانه‌ترین تعالیم عرضه کرد و شعار برابری و برادری سر داد و توانست امت واحد اسلامی تشکیل دهد. امام علی در خطبه ۱۹۲ درباره نعمت بزرگ اسلام و بعثت پیامبر چنین می‌فرمایند: «بنگرید به نعمت‌هایی که خداوند به هنگام فرستادن رسولی به‌سوی آنان عطایشان فرمود که فرمان‌برداری آنان را به آیین خود پیوند داد و آنان را برگرد دعوت خویش همدل و هم‌داستان ساخت (بنگرید که) چگونه این نعمت بال کرامت خویش را بر سر آنان گسترد و نهرهای ناز و نعمتش را برایشان روان ساخت و این آیین، با فواید و حاصل‌های برکت خویش آنان را فراگرفت و آنان را غرقه ناز و نعمت خود ساخت».

آیت‌الله میرعظیمی بیان کرد: معرفی اسلام و آیین یکتاپرستی توسط پیامبری انجام شد که خداوند در سوره جمعه می‌فرماید: « هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الأُمِّیّینَ رَسولًا مِنهُم یَتلو عَلَیهِم آیاتِهِ وَیُزَکّیهِم وَیُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ وَالحِکمَةَ وَإِن کانوا مِن قَبلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ؛ اوست که در میان بی‌سوادان فرستاده‌ای از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت به ایشان بیاموزد و قطعاً پیش از آن در گمراهی بودند». پیامبر اکرم معروف به امین قریش که متعلق به شجره‌ای خداپرست و معروف و پاک بود، در روز بعثت در اعلی درجه خودسازی و آمادگی قرار داشتند. عبادت‌ها و تفکرها و خلوت‌های طولانی و عنایات الهی و سیر ایشان در چگونگی آفرینش، پذیرش این حادثه و ابلاغ عظیم را بر خلاف نظر برخی تاریخ نویسان که حالاتی مثل ترس و شک را به ایشان نسبت داده‌اند، کاملاً آسان و محیا کرده بود، آرامششان بیشتر از حضرت موسی در هنگام وحی و اطمینانشان قوی‌تر از حضرت عیسی در مسیری بود که پیش رو داشتند تا نه تنها تعلیم و آموزش بلکه تربیت انسان را در مسیر سعادت عهده‌دار شوند.

استاد برجسته حوزه علمیه تصریح کرد: نگرانی که در تاریخ از آن صحبت می‌شود نه به خاطر عدم آمادگی و غافلگیری ایشان بلکه نشان از بزرگی مسئولیت و خطیر بودن این بار سنگین دارد. علاوه بر اقرار تاریخ در شایستگی مقدماتی ایشان برای مقام رسالت خود پیامبر درباره مقام و جایگاهشان چنین می‌فرمایند: « إنّ أتقاکُم و أعلَمَکُم باللّه ِ أنا » و « ما خَلَقَ اللّهُ خَلْقاً اَفْضَلَ مِنّی وَ لا اَکْرَمَ عَلَیْهِ مِنّی» که خود گویای شایستگی انحصاری ایشان برای کسب این مقام عظمی است.

آیت‌الله میرعظیمی گفت: حضرت علی در توصیف پیامبر می‌فرمایند: «أُسْرَتُهُ خَیْرُ أُسْرَةٍ وَ شَجَرَتُهُ خَیْرُ شَجَرَةٍ، أَغْصَانُهَا مُعْتَدِلَةٌ وَ ثِمَارُهَا مُتَهَدِّلَةٌ، مَوْلِدُهُ بِمَکَّةَ وَ هِجْرَتُهُ بِطَیْبَةَ، عَلَا بِهَا ذِکْرُهُ وَ امْتَدَّ مِنْهَا صَوْتُهُ؛ دودمان او بهترین دودمان است و شجره‌اش بهترین شجره و شاخه‌هایش در اعتدال است و میوه‌هایش آویخته، زادگاهش مکه و هجرتش به مدینه طیبه، در آنجا آوازش بلند شد و صدای دعوت او ازآنجا به همه رسید» و هیچ پیامبری به‌اندازه نبی گرامی اسلام رسالتش سنگین و پرمشقت نبوده است که پیامبر می‌فرمایند: «ما اوذی أحد مثل ما اوذیت فی الله» نتیجه همه زحمات و وعده خداوند برای جاودانگی اسلام در روزگاری است که علی‌رغم همه تبلیغات و دشمنی‌ها علیه اسلام روزبه‌روز در حال پیشرفت بوده و حقانیت آن بیش‌ازپیش آشکارمی شود و در انتظار حکومت جهانی و سراسر عدالت مهدوی است.

بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
عضویت در خبرنامه
گزارش خطا
نظر ‌بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: