همسر شهید محمد زاده در گفت وگو با خبرگزاری بسیج ازاستان سیستان وبلوچستان به بیان بخشی از خصوصیات اخلاقی شهید پرداخت و اظهار داشت: حاج رجبعلی بسیار خوش اخلاق بود و علی رغم خستگی و مشغله کاری که داشت به محض ورود به خانه با لبانی پر از خنده، خستگی را از تن همه اعضای خانواده محو می کرد.
وی با بیان اینکه شهید رجبعلی همچون یک میهمان در خانه بود، گفت: هنوز هم پس از گذشت چند سال از شهادت همسرم، فرزندانم بر این باورند که اگر آن سه سال در زاهدان همراه پدرشان نبودند خاطره ای از وی نداشتند، چون همیشه در ماموریت بود و برایمان حکم میهمان داشت.
مریم عابدی با اشاره به رابطه دوستانه شهید با فرزندانش افزود: وجودش در خانه مرحم دردهایمان بود، با فرزندانمان دوستانه درد دل می کرد و پای صحبت هایشان می نشست.
وی با بیان اینکه شهید جایگاه ویژه ای به مقام زن قائل بود، تصریح کرد: در طی بیست سال از زندگی مشترکمان هیچگاه به من بی حرمتی نکرد و همیشه مرا «شما» خطاب می کرد.
وی بیان می کند: شب قبل ازشهادت، همه سرسفره شام نشسته بودیم، همسرم شام نمی خورد و غذایش را به پسرم علیرضا داد، در همان حال به تک تک چهره هایمان خیره شده بود. فاطمه زهرا دخترم به شوخی گفت: چرا اینجوری نگاه میکنی بابا! که من در جوابش به شوخی گفتم: نیست که اولین بارشان است میخواهند ما را تنها بگذارند، برای همین به دقت نگاهمان میکنند.
هنگامی که عازم رفتن شد بی تاب شده بودم و مدام می گفتم: نکند این آخرین دیدارمان باشد... سکوت می کند.
پس از چند دقیقه سکوت دوباره ادامه می دهد: می دانستم بالاخره به شهادت می رسد اما نمی خواستم به این موضوع فکر کنم.
همه به خانه ما تماس می گرفتند که از حاجی چخبر؟ می گفتم: ماموریت است و آنجا موبایلش آنتن نمی دهد.
چند بار با حاجی تماس گرفتم دلشوره داشتم به آقای خمر زنگ زدم، وی گفت: سردار شوشتری شهید و حاجی مجروح شد است. باز هم باور نمی کردم دوباره پرسیدم به من بگویید چه شده است، که آخر گفت: حاجی هم شهید شده است.
باور نمی کردم، ساعت 10 صبح شد،خانمان شلوغ بود و همه به من تسلیت می گفتند اما هنوز در شوک بودم تا اینکه از اخبار سراسری صحنه های وقوع حادثه را دیدم.
خیره به نقطه ای می شود و آهی سر می دهد، ادامه می دهد: آن لحظه برایم خیلی سخت گذشت... توان بازگو کردن ندارم.