۲۸ / بهمن / ۱۴۰۴ - 17 February 2026
09:08
کد خبر : 9741332
۱۸:۳۴

۱۴۰۴/۱۱/۰۱

مدیریت آموزشی ایران در بن‌بست کارآمدی؛ از فقدان نظریه تا بحران تصمیم‌گیری

عضو کارگروه تحول در امور تربیتی و استاد تمام دانشگاه علامه طباطبایی گفت: نظام مدیریت آموزشی کشور با انباشت مسائل حل‌نشده، ضعف نظریه‌پردازی، ناهماهنگی ساختاری و تصمیم‌گیری‌های کند مواجه است و بدون بازتعریف مبانی، راهبردها و الگوی حکمرانی، نمی‌توان انتظار اثربخشی از آموزش و پرورش داشت.

به گزارش سرویس اساتید خبرگزاری بسیج، عباس عباسپور در دومین نشست سراسری کارگروه تخصصی علوم تربیتی شبکه تخصصی تحول در علوم انسانی بسیج اساتید کشور که در تهران برگزار شد، اظهار کرد: در این نشست، گروهی متشکل از اعضای کارگروه با محوریت گفت‌وگوهای عمیق و فرصت‌یافته علمی، به تحلیل نظام مسائل مدیریت آموزشی پرداختند؛ فرصتی که به‌رغم هم‌گروه بودن اعضا در سال‌های گذشته، کمتر امکان تحقق آن فراهم شده بود.

وی با بیان اینکه مأموریت این کمیته «تحلیل نظام مسائل مدیریت آموزشی و ارائه راهبردهای پیشنهادی» بوده است، افزود: در بررسی‌های انجام‌شده، سه محور اصلی در کانون توجه قرار گرفت که نخستین محور، خودِ مسئله‌شناسی و درک ماهیت نظام مسائل مدیریت آموزشی است. در این رویکرد، مدیریت آموزشی نه با یک مسئله منفرد، بلکه با مجموعه‌ای از مسائل درهم‌تنیده و چندلایه مواجه است که هرگونه مواجهه سطحی با آن، منجر به جابه‌جایی مشکل از یک بخش به بخش دیگر می‌شود.

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به نکات مطرح‌شده از سوی دیگر اعضای کارگروه، ادامه داد: یکی از مسائل کلیدی، ضرورت گذار از «مدیریت آموزشی» به «رهبری آموزشی» است. این گذار امروز به‌عنوان یک چالش جدی در نظام آموزش و پرورش کشور مطرح است و بدون آن، نمی‌توان انتظار تحول واقعی در مدرسه و کلاس درس داشت.

عباسپور دومین مسئله بنیادین را «حکمرانی چندسطحی در آموزش» دانست و بیان کرد: در وضعیت فعلی، انسجام و پیوند مؤثری میان نظام آموزش و پرورش عمومی و نظام آموزش عالی وجود ندارد. خروجی‌های آموزش عمومی، الزامات و استانداردهای آموزش عالی را تأمین نمی‌کنند و وقتی نسبت ورودی و خروجی به‌درستی تعریف نشود، مسئله از یک مقطع به مقطع دیگر منتقل می‌شود و به‌جای حل شدن، به چرخه‌ای از مشکلات مزمن تبدیل می‌شود.

وی مسئله سوم را تأمین مالی آموزش و پرورش عنوان کرد و افزود: موضوع فاینانس آموزشی از مسائل بدیهی اما تعیین‌کننده است و به‌عنوان موتور محرکه نظام آموزشی شناخته می‌شود. هرگونه سیاست‌گذاری بدون توجه به منابع مالی پایدار، عملاً به بن‌بست اجرایی منتهی خواهد شد.

استاد تمام دانشگاه علامه طباطبایی با تأکید بر نقش کیفیت، تصریح کرد: کیفیت آموزش به‌عنوان یک مسئله عام و فراگیر، باید در مرکز توجه قرار گیرد. بدون ارتقای کیفیت، افزایش ساختارها، اسناد و برنامه‌ها نتیجه‌ای در پی نخواهد داشت.

عباسپور با اشاره به مداخله تحلیلی دیگر در این نشست، بیان کرد: یکی از پرسش‌های اساسی، زاویه ورود به مسئله مدیریت آموزشی است. باید مشخص شود تحلیل مسائل از سطح عالی و ستادی صورت می‌گیرد یا از سطح میانی و عملیاتی. مسائل مدیریت مدرسه با مسائل مدیریت منطقه‌ای و استانی تفاوت‌های جدی دارد، در حالی که امروز بیش از ۷۰۰ منطقه آموزشی در کشور وجود دارد و هنوز ارزیابی دقیقی در خصوص کارآمدی این الگوی ساختاری، به‌ویژه در عصر فناوری‌های نوظهور، انجام نشده است.

وی ادامه داد: لازم است بررسی شود آیا ساختار فعلی، متناسب با نیازهای امروز آموزش و پرورش است یا همچنان بر الگوهای دو یا سه دهه گذشته تکیه دارد؛ الگویی که ممکن است دیگر توجیه کارکردی نداشته باشد.

عضو کارگروه تحول در امور تربیتی یکی دیگر از چالش‌های اساسی را ضعف نظریه و نظریه‌پردازی در حوزه مدیریت آموزشی دانست و افزود: هنوز اجماع روشنی درباره مفهوم تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش وجود ندارد. آنچه در سیاست‌ها دیده می‌شود با آنچه در میدان عمل اتفاق می‌افتد هم‌خوانی ندارد و ترکیبی نامنسجم از رویکردهای غربی و اسلامی شکل گرفته است؛ وضعیتی که سیاست‌گذاری را آسیب‌پذیر و اجرا را با اختلال مواجه می‌کند.

عباسپور با اشاره به جایگاه تصمیم‌گیری، اظهار کرد: تصمیم‌گیری قلب تپنده مدیریت آموزشی است. کندی، تعدد مراکز تصمیم‌گیر و نبود نظام تصمیم‌سازی کارآمد، خسارت‌های جدی به آموزش و پرورش وارد کرده است.

وی مسئله طراحی نظام مدیریت آموزشی را از دیگر چالش‌ها برشمرد و گفت: کشور فاقد یک مدل جامع طراحی مدیریت آموزشی است. در این طراحی، باید ارکان مختلف از جمله استراتژی، ساختار، منابع انسانی، نظام پاداش و جبران خدمات به‌صورت یکپارچه دیده شوند. در حال حاضر، هر یک از این عناصر به‌صورت جزیره‌ای و منفک از یکدیگر مورد توجه قرار می‌گیرند.


استاد تمام دانشگاه علامه طباطبایی به ضعف نظام نظارت و راهبری آموزشی نیز اشاره کرد و افزود: الگوی نظارت آموزشی همچنان بر چارچوب‌های بوروکراتیک و قدیمی استوار است. اگرچه ادبیات جدیدی درباره معلم به‌عنوان رهبر آموزشی مطرح می‌شود، اما در عمل، روح حاکم بر رفتار سازمانی همچنان سنتی و سلسله‌مراتبی باقی مانده است.

عباسپور فلسفه مدیریت آموزش، ضعف تفکر سیستمی و فقدان کنش آگاهانه در سیاست‌ها را از دیگر مسائل برشمرد و تصریح کرد: هر یک از این محورها نیازمند بحث مستقل و عمیق است و نمی‌توان آن‌ها را با راهکارهای سطحی حل‌وفصل کرد.

وی با تأکید بر ضرورت اولویت‌بندی مسائل، بیان کرد: پیش‌نیاز این کار، شفاف‌سازی مفروضات اساسی درباره علوم تربیتی و مدیریت آموزشی است. باید مشخص شود این رشته تا چه اندازه می‌تواند نقش مرجع ایفا کند و چگونه می‌توان مرجعیت علمی آن را در نسبت با سایر رشته‌ها تقویت کرد.

عضو کارگروه تحول در امور تربیتی با اشاره به ظرفیت‌های بومی، افزود: نظام جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی و شریعت اسلامی سرشار از ارزش‌های تربیتی است، اما این میراث هنوز به الگوهای عملیاتی و قابل اجرا تبدیل نشده است. ضعف نظریه‌پردازی دینی در حوزه تربیت و مدیریت آموزشی، یکی از عوامل اصلی ناتوانی در مدیریت شکاف نسلی به شمار می‌رود.

 عباس عباسپور نقش شبکه‌سازی میان اساتید، پژوهشگران، معلمان و مدیران را حیاتی دانست و گفت: شبکه‌سازی امروز یک شایستگی راهبردی است و بخشی از آسیب‌های نظام آموزشی به فقدان این نگاه شبکه‌ای بازمی‌گردد.

وی در جمع‌بندی سخنان خود تأکید کرد: آموزش و پرورش و مدیریت آموزشی کشور در وضعیت فعلی اثربخش نیست. آموزش و پرورش اثربخش باید توان نفوذ عمیق و ماندگار در ذهن و روان دانش‌آموزان را داشته باشد. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد این ظرفیت وجود دارد، اما در مواجهه با بحران‌های جدید، این توان به‌درستی فعال نشده و نیازمند بازنگری بنیادین است.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید