خبرگزاری بسیج کرمانشاه:
حقيقت و ماهيّت نماز
نماز يعنى اينكه بنده در برابر خداوند بايستد و اظهار بندگى كند و دست نياز به سوى او داشته باشد. كسى كه به نماز مى ايستد بايد محضر خدا را درك كند و بداند در برابر چه مقامى ايستاده است و در نتيجه، وظيفه بندگى را با نهايت خضوع و خشوع به جاى آورد.
وقتى ما به نماز مى ايستيم، كمتر به نماز توجه داريم و توجهمان به ساير مسائل معطوف مى گردد، گاهى مسائلى كه مربوط به ده ها سال قبل است، به خاطرمان مى آيد. تازه وقتى مى خواهيم سلام بدهيم متوجه مى شويم كه نماز مى خوانديم! چقدر زشت و ناپسند است كه ما در مقابل خدا بايستيم و توجه نداشته باشيم در برابر چه كسى ايستاده ايم و چه مى گوييم! خداوند اين حالت را از علايم منافقان به شمار آورده است:
«وَ لايَأْتُونَ الصَّلوةَ اِلاّ وَ هُمْ كُسالى» (منافقان) نماز نمی خوانند مگر این كه كسل هستند. ( توبه/54)
و نيز در روايتى وارد شده است، كسى كه نماز مى خواند، ولى دل به نماز نمى سپرد، آيا نمى ترسد كه او را به صورت الاغ مسخ كنم. آن قدر بى توجهى در نماز زشت و ناشايست است كه كسى كه بدان مبتلا گردد، مستحق اين است كه به صورت الاغى مسخ شود؛ در واقع او انسان نيست. چطور ممكن است انسان در برابر بزرگى بايستد و هيچ توجهى به او نداشته و دلش جاى ديگر باشد، چه رسد به اينكه در برابر خداى جهان بايستد ـ خدايى كه همۀ هستى، همۀ خوبى ها و همۀ نعمت ها از اوست ـ و به اندازۀ توجه به يك انسان معمولى نيز به او اعتنا و توجه نكند!
آيا وقتى انسان در برابر ديگرى ايستاده و با او سخن مى گويد، رويش را از او بر مى گرداند؟ و اگر چنين كند عقلا نمى گويند او ديوانه است؟ البته خداى متعال جسم نيست كه صورت ما به طرف او متمايل گردد، بلكه ارتباط و مواجهه با خدا توسط دل انجام مى گيرد، چرا كه او بر هر چيزى احاطه دارد و تنها با دل مى توان با او روبرو شد، حال اگر دل را از او منصرف سازيم و به نماز توجه نداشته باشيم، روى از خدا برگردانده ايم.
آيا كسى كه خداوند، از روى لطف، بدو اجازه داده در حضور او بايستد و با او سخن گويد و به درد دل و مناجات بپردازد ـ به جاى غنيمت شمردن اين فرصت و شكر بر اين نعمت بزرگ ـ جا دارد از او غافل گردد؟ شخصيتهاى بزرگ به راحتى به انسان بار نمى دهند و اجازه نمى دهند هركسى به خدمت آنها برسد، امّا خداوند متعال به جهت محبّت بى حدّش، درِ خانه اش را به سوى همه انسانها باز گذاشته و به آنها اجازه داده روى به سوى او داشته باشند. حال بايد فرصت را غنيمت بشماريم و با تمام وجود روى به سوى او داشته باشيم و تنها توجهمان به سوى او باشد.
اگر كسى به خدا اعتقاد نداشت و معتقد نبود كه در محضر خداست طبيعى است كه به او اعتنايى ندارد، ولى كسى كه به خدا اعتقاد دارد و مى داند در برابر خدا ايستاده، بى اعتنايى او زشت و ناشايست است، لذا در روايت تعبير «عَجِبتُ» به كار رفته است: خداوند مى فرمايد من تعجب مى كنم از اينكه بنده ام در برابر من مى ايستد؛ ولى نشاط و توجه ندارد.
اهمیت نماز در اسلام
صلات، صله و پاداشی است که خداوند بر بندگانش نازل نموده و خوان نعمتی است که برای آنان پهن کرده است و هر كسي به تناسب حال و فراخور مقام خويش، از اين سفره برخوردار و از اين سفر آگاه مي شود. صلات ، طلب وصال کردن آفریدگان، از آفریدگار خود است. نماز، نردبان آسمان و مایه معراج مؤمن است. نماز، محور رد و قبول اعمال ، و ستون برپا دارنده خیمه دین است و به فرمودة علی علیه السّلام «و اعلم... اَنَّ كلّ شیءٍ تبعٌ لصلاتك.» بدان که همه چیز تو تابع نماز توست و گمان می کنم همین یک جمله در عظمت نماز و توجه به آن کافی باشد.
اما تذکر یک نکته ضروری است و آن اینکه نماز ، علاوه بر احکام ، آداب، و آثار ظاهری ، دارای اسرار و آثار غیبی و ناپیدایی است که حکم باطن و ملکوت آن را داشته و با طهارت باطن می توان به آن راه یافت. و ما در این نوشتار برآنیم که گزیده ای از اسرار باطنی نماز را از کتب اهل عرفان و به خصوص امام راحل تقدیم خوانندگان نمائیم تا انگيزه اي برای تدبر بیشتر در این عبادت عزیز باشد. فراموش نکنید که نماز ، با همه عظمتی که دارد ، فرع بر معرفت است و نماز بدون معرفت پوسته بدون مغزي است كه ارزش و اثر چندانی نخواهد داشت، بلکه نام نماز بر آن گذاشتن، نوعی مجاز است. « قال الصادق علیه السلام؛ ما اعلم شیئا بعد المعرفه افضل من هذه الصلاه»
البته حالاتى مثل تعجب، ترس، اندوه و ساير احساسات، به موجود مادى كه به مادّه تعلّق دارد اختصاص دارد و خداى متعال منزّه است از اينكه از چيزى تعجب كند، يا بترسد و يا اندوهگين شود و اگر خداوند اين تعابير را درباره خويش به كار برده، خواسته است به زبان ما سخن گفته باشد.
تاثیر نماز بر زندگی
از ديدگاه روانشناسان يكي از عوامل رشد و شكفتگي شخصيت
نشانههاي رمزي است. از خوشبختي آدمي يكي اين است كه ميتواند نشانههاي
رمزي بكار برد. آدمي هر چه بيشتر ترقي كند و به كمال نزديكتر شود بيشتر
نشانههاي رمزي بكار ميبرد و برعكس هر چه بيشتر در حال تنزل باشد،
نشانههاي رمزي كمتر مورد استفادهاش واقع ميشوند. يكي از فوايد نشانههاي رمزي اين است كه جاي انگيزههاي غريزي
و تمايلاتي را كه ابزار آنها مقتضي يا مناسب و يا مقدور نيست ميگيرند و
به تسكين يا تخفيف تنيدگي و ناراحتي كه ناشي از عدم ارضاي آنهاست
ميپردازند. «ان الصلوه تنهي عن الفحشا و المنكر». همانا نماز انسان را از
بدي و زشتي باز ميدارد و از همين جا درمييابيم كه شايد نماز نشانهاي
رمزي است كه باعث رشد شخصيت ما ميشود و آن را اعتلا ميبخشد. روانشناسان معتقدند «نشانههاي رمزي مناسب نيروي زندگي را به
خدمت خود در ميآورند و از تنيدگيها و ناراحتيها ميكاهند و آدمي را قادر
ميسازند به اينكه خود را به درجات عالي برساند» و بدين سان نماز سكوي
اعتلا و معراج انسان ميشود. نماز ميتواند به مثابه يك پالاينده عمل كند.
زماني كه انسان با انجام مقدمات نماز، رو به درگاه خالق بينياز ميكند و
با يكي و فقط يكي كه او را قادر مطلق ميپندارد به گفتگو ميپردازد در واقع
به يكي از نيازهاي مهم روانشناختي خود پاسخ داده است يكي از نيازهاي انسان نياز به بزرگداشت است، يعني نياز به
برتر از خود را ستايش كردن و به تأييد او پرداختن و پيروي كردن از او. با
نماز خواندن اين آيين مقدس و هميشگي براي تكريم پروردگار بيهمتا چنين
نيازي ارضاء ميشود. يكي ديگر از نيازهاي روانشناختي انسان، نياز به پشتيباني است.
خود را به كسي كه هنگام احتياج، كمك و ياري ميكند نزديك نگه داشتن و
هميشه به حمايت كسي پشتگرمي داشتن. ما با نماز كه هر روز به صورت منظم
انجام ميشود رابطه خود را با كسي حفظ ميكنيم كه در تمام سختيها و شدايد
اميد به ياري او داريم. مسأله ديگري كه در اينجا مطرح است نظمبخشي نماز به فكر است.
در بين بسياري از اقشار جامعه رايج است كه وقتي چيزي را گم ميكنند به نماز
ميايستند تا آن را بيابند. در واقع اين تمركز حواس از طريق ايستادن به
سوي قبله يكتا خالق و ركوع و سجود در برابر يگانگي او حاصل ميشود. به اعتقاد يكي از روانشناسان محبت يا عشق پنج نوع است و يكي
از انواع آن عبارت است از عشق به حق يا به پروردگار عالم كه داراي
عاليترين ارزش و دوست اشتنيترين چيزهاست و بطور كامل مستلزم مراقبت،
مسؤوليت، احترام و بخصوص معرفت است. اين عشق براي زندگي ضروري است، زيرا
آدمي بايد كمال را در نظر بگيرد و آرزوي وصول به آن را در سر بپروراند تا
به پيشرفت و حل مشكلات خود نايل آيد و نماز كشش عاشقان حق و محبوب خاشعان و
مِهر معبود است يكي از روشهايي كه براي كاهش استرس توسط روانشناسان
پيشنهاد ميشود استفاده از شستشوي با آب است. وضو مقدمه نماز است و هر بار
كه ما براي نماز ميايستيم و خود را با وضو پاك و مطهر ميسازيم در واقع به
تطهير روح خود ميپردازيم و مرهمي بر روان خسته خود ميگذاريم در واقع اگر بخواهيم براي نماز روح و جسم قايل شويم و حركات
فيزيكي را جسم نماز و حالات روحاني آن را روح نماز نام گذاريم به فوايد و
آثار نماز بيشتر پي ميبريم. يكي از روشهاي مقابله با تنش كه علاوه بر
روانشناسي، علوم ديگر نيز آن را تأييد ميكنند انجام حركات منظم يا ورزش
است. در همين راستا نماز و بعد جسمي آن (حركاتي كه بطور منظم پنج بار در
شبانه روز تكرار ميشود) جسم را چنان صيقل ميدهد كه آيينه روح ميشود. يكي از فلاسفه ميگويد: نماز به آدمي نيرويي براي تحمل غمها و
مصائب و در نتيجه بهداشت رواني ميبخشد و انسان را اميدوار ميسازد و قدرت
ايستادگي و مقاومت در برابر حوادث بزرگ را به او ميدهد.انسان در نماز با
تمام اعضاي بدن و حواس خود متوجه خدا ميشود و از همه اشتغالات و مشكلات
دنيوي روي برميگرداند و به هيچ چيز جز خدا و آيات قرآن كه در نماز بر زبان
ميآورد فكر نميكند همين رويگرداني كامل از مشكلات زندگي و نينديشيدن به
آنها، در اثناي نماز، باعث ايجاد آرامش روان و آسودگي عقل در انسان
ميشود. اين حالت آرامسازي و آرامش رواني ناشي از نماز، از نظر رواني
تأثير بسزايي در كاهش شدت تشنجات عصبي ناشي از فشار زندگي روزانه و پايين
آوردن حالت اضطرابي كه برخي از مردم دچار هستند، دارد و در حديث آمده است
كه: هرگاه امري بر رسول خدا سخت ميآمد به نماز ميايستاد. اصولاً رابطه معنوي ميان انسان و خداوند در اثناي نماز، به او
آنچنان نيروي معنوي ميبخشد كه مايه تجديد اميد، تقويت اراده و آزاد شدن
تواناييهاي عظيم وي ميشود، تواناييها و نيروهاي عظيمي در وجود انسان
نهفته است كه معمولاً بخش كوچكي از آنها را به كار ميگيرد. رابطه معنوي
انسان با پروردگار در طول نماز و دريافت نوعي فيض الهي، يا بارقه روحانيت
از خداوند متعال، باعث رها شدن نيروهاي معنوي مستمر در انسان ميشود و عزمش
را جزم، ارادهاش را قوي و همتش را بلند ميگرداند. براي پذيرش علم و
معرفت آمادهتر و براي انجام كارهاي بزرگ در نتيجه داناتر می شود. پس كدامیك از دو دسته مردم سزاوار به امنیت اند ( بگویید )
اگر می دانید ! ( بگو ) : كسانی كه ایمان آورده اند و ایمان خود را به ستم
نیامیخته اند . ( سوره مباركه انعام ـ آیه شریفه 82) هر چند كه در پزشكی و زیست شناسی امروزی واژه استرس به معنی
هایی متفاوتی به كار می رود ، اما بر اساس تعریف " هانس سلیه ” ( روانشناس
مشهور ) استرس در پزشكی و روانپزشكی معمولا اشاره به موقعیت های روانی و
اجتماعی متنوعی دارد كه قادر به ایجاد بیماریهای جسمی و روانی و سایر
اختلالات رفتاری است . مطالعات " هاروی برنر ” ( محقق برجسته استرس ) نشان می دهد كه
آمار مرگ و میر ، بیماریهای جسمی ، خودكشی و دیگركشی ، پذیرش به
بیمارستانهای روانی و زندانها و.. در میان افرادی كه در معرض استرس های
گوناگون بوده اند ،، به مراتب بیشتر از افراد عادی است . از آنجا كه زندگی انسانها در عصر حاضر ، با استرس های بسیار
متعدد و گوناگونی همراه شده است و با توجه به این كه لازمه زیستن و تداوم
زندگی سازش پذیری و مقاومت در برابر استرس هاست ، لزوم برخورداری انسان از
وسایلی كه درجه مقاومت او را در مقابل استرس ها افزایش بخشند و احساس آرامش
و امنیت روانی را در وجود او حكمفرما سازند ، بوضوح احساس می شود . چنانچه با دقت كافی و استناد به شواهد آماری به مكانهایی كه
استرس های متعدد زندگی كار افراد را بدانجا می كشاند ( مكانهایی مثل مطب
پزشكان ، بیمارستانهای جسمی و روانی ، قبرستان جوانمرگ ها !؟! ، زندانها و
.. ) سری بزنیم متوجه می شویم كه تعداد مذهبی ها ، در مقایسه با غیر مذهبی
های حاضر در این قبیل جاها بسیار متفاوت است . بعنوان مثال در كشور خودمان 90% محكومان زندانها را افراد بی
نماز تشكیل می دهند . یا مثلا آمار بیماران بستری در بیمارستانها كه با
نماز بیگانه اند به طرز باورنكردنی بیش از اشخاص مقید به نماز است . این موضوع نه فقط در كشورهای مسلمان ، بلكه در سرتاسر جهان
عمومیت دارد . بعنوان مثال : بررسی جوامع " هوتری” در آمریكای شمالی حاكی
از آن بود كه بروز اختلال روانی در آنها كمتر از سایر افراد جامعه است .
جوامع هوتری نسبتا پایدار و منزوی هستند و در شرایط آرام كشاورزی و با
عقاید دینی استوار زندگی می كنند . بدین ترتیب می توان با فیلسوف بزرگ قرن اخیر " لیمان ” هم
عقیده بود ، آنجا كه گفته است : " دین و مذهب در زندگی به انسان اطمینان و
تكیه گاه روحی می بخشد .” با این اوصاف " نماز ” بعنوان برجسته ترین چهره
ایمان ، نقش بزرگی در ایجاد امنیت روانی و توانایی مقابله با استرس ها در
انسان ایفا می كند و اگر به یاد آوریم كه بیش از 60% مراجعه كنندگان به
بیمارستانهای عمومی ، در واقع از یك مشكل روانی رنج می برند و بیماریهای (
روان تنی ) در طب نوین روز به روز جایگاه مهمتری پیدا می كند ، می توانیم
از دریچه تازه ای از نقش نماز در بیماریهای جسمی سخن بگوییم .
لزوم توجه به نماز
«يا اَحْمَدُ؛ عَجِبْتُ مِنْ ثَلاثَةِ عَبيد: عَبد دَخَلَ في الصَّلوةِ وَ هُوَ يَعْلَمُ اِلى مَنْ يَرْفَعُ يَدَيْهِ وَ قُدّامَ مَنْ هُوَ وَ هُوَ يَنْعِسُ »
در قسمتی از حديث شريف معراج خداوند خطاب به پيامبر مى فرمايد:
اى محمد؛ از سه دسته از بندگانم در شگفتم، دسته اول: بنده اى كه به نماز مى ايستد و مى داند دستان خود را به سمت چه كسى بلند كرده و در برابر چه كسى ايستاده، و در عين حال خواب آلوده است!
اين فراز از روايت به نكته اى اشاره دارد كه درد همه ماست و لااقل اكثر ما بدان مبتلاييم و آن اينكه حق نماز را ادا نمى كنيم؛ گرچه هر كس آگاهى و معرفت بيشترى دارد، بايد توجه بيشترى به نماز داشته و اهميّت آن را بهتر درك كند.
سر بسته همه مى دانيم كه نمازمان در خور و شايسته پذيرش الهى و به مانند نمازى كه اولياى الهى برپا مى دارند نيست و نيز مى دانيم آثار و ثمراتى كه در قرآن و روايات براى نماز ذكر شده است، بر نماز ما مترتّب نمى گردد؛ ولى بسيارى از ما، به تفصيل، به ميزان كوتاهى و تقصير خود آگاه نيستيم، لذا بايد سعى كنيم به ميزان نقص و عيب نمازمان پى ببريم. زشتى و عيب نمازى را كه بدون حضور قلب و از روى بى حالى آورده مى شود، بدانيم و نيز بينديشيم كه اگر نماز كامل و شايسته اى مى خوانديم، چقدر از فرصت بر پاى دارى نماز بهره مى گرفتيم و به چه نتايج والايى دست مى يافتيم و اكنون كه بدون حضور قلب و توجه نماز مى خوانيم، چه نتايج و منافعى را از دست مى دهيم و چه زيانهايى متوجه ما مى گردد.
شايسته است قدرى در نماز اولياى خدا نگريسته و با مقايسه نماز آنان با نماز خود، به نقايص و عيوب نمازمان پى ببريم؛ چرا كه با مقايسه ضعيف با قوى و ناقص با كامل، بهتر به ميزان عيب و نقص پى مى بريم.
البته براى جبران نقيصه كوتاهى و بى توجهى در نماز، بزرگان كتاب هايى نوشته اند كه از جمله آن كتاب ها «اسرارالصلوۀ» مرحوم ميرزا جواد آقاى تبريزى و نيز «سِرّالصلوۀ» امام، رضوان الله عليه، است و ما نیز در پستهای بعدی به شمّه اى از مطالبى كه درباره اهمیت نماز مطرح شده، اشاره مى كنيم.
نماز نخستين واجب ديني
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند : أول ما افترض الله علي امتي الصلوات الخمس ؛
اول چيزي که خداوند بر امتم واجب کرد نمازهاي پنج گانه بود .
ابن شهرآشوب مي نويسد : در مدتي که پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم در مکه بود، هيچ عبادتي تشريع نشد مگر طهارت و نماز که بر او واجب ، و براي امت ، سنت (مستحب مؤکد) بود . پس از معراج و در سال نهم بعثت ، نمازهاي پنج گانه واجب شد . هنگامي که پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم به مدينه هجرت کرد ، در شعبان سال دوم هجرت، روزه واجب گشت ، قبله تغيير کرد و زکات فطريه و نماز عيد نيز واجب شده و فريضه ي نماز جمعه در سال نخست هجرت جايگزين نماز ظهر شده بود سپس زکات دارايي ها واجب شد.
الف) نماز نخستين آموزه ي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم
کان رسول الله صلي الله عليه و
آله و سلم اذا أسلم الرجل ، أول ما يعلمه الصلاه ؛ (3)
سيره و روش پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم اين بود که اولين چيزي که به
افراد تازه مسلمان مي آموختند ، نماز بود .
ب) نماز ستون دين
حضرت باقر عليه السلام مي فرمايد : الصلاه عمود الدين ، مثلها کمثل عمود الفسطاط اذا ثبت العمود ثبتت الأوتاد و الأطناب . و اذا مال العمود و انکسر لم يثبت و تد و لا طنب؛
نماز ستون دين است ، مثل نماز ، مثل ستون خيمه است ، هرگاه ستون ، ثابت و پا برجا باشد ميخ ها و طناب ها ثابت خواهند بود و هر گاه کج شده و بشکند ميخ و طنابي نمي ماند .
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمايد : الصلاه عماد الدين فمن ترک صلاته معتمد أفقد هدم دينه ؛
نماز ستون دين است ، پس هر کس عمدا نمازش را ترک کند به تحقيق دينش را منهدم نموده است .
ج) نماز اولويت اول در فروع دين
همان گونه که بدن داراي اعضاي مختلفي است و از نظر اهميت و اولويت متفاوتند مانند سر و قلب نسبت به بقيه ي اعضاي بدن که اولويت اول را دارند اجزاي دين نيز چنين است و از تعبيراتي که اولياي دين درباره ي نماز فرموده اند مي توان اهميت و اولويت را به خوبي استفاده نمود .
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمايد : موضع الصلاه من الدين کموضع الرأس من الجسد ؛
جايگاه نماز در دين ، مانند جايگاه سر در بدن است .
عنه - في وصايا لقمان لابنه - : لا تصم صوما يمنعک من الصلاه ، فان الصلاه أحب الي الله من الصيام ؛
از معصوم عليه السلام روايت شده است که از سفارش هاي لقمان به پسرش اين بود : روزه اي که تو را از نماز باز مي دارد ، مگير ؛ چون نزد خداوند ، نماز محبوب تر از روزه است.
نتیجه گیری
تک تک ما باید به این نکته توجه کنیم که نماز جسمى دارد و روحى. نماز قالبى دارد و مضمونى؛ مواظب باشيم جسم نماز از روح نماز خالى نماند. نميگوئيم جسم بىروح نماز هيچ اثرى ندارد؛ چرا، بالاخره يك اثركى دارد؛ اما آن نمازى كه اسلام و قرآن و شرع و پيغمبر و ائمه (عليهمالسّلام) اين همه روى آن تأكيد كردند، نمازى است كه جسم و روحش هر دو كامل باشد. اين جسم هم متناسب با همان روح فراهم شده؛ قرائت دارد، ركوع دارد، سجود دارد، به خاك افتادن دارد، دست بلند كردن دارد، بلند حرف زدن دارد، آهسته حرف زدن دارد. اين تنوع براى پوشش دادن به همهى آن نيازهائى است كه به وسيلهى نماز بايستى برآورده شود كه هر كدام رازى در جاى خود دارد و مجموعهى اينها، قالب و شكل نماز را به وجود مىآورد. اين شكل خيلى مهم است، ليكن روح اين نماز توجه است؛ توجه. بدانيم چه كار داريم ميكنيم. نماز بىتوجه - همان طور كه عرض كردم - اثرش كم است.
شما از يك تكه الماس چند قيراطىِ خيلى ارزشمند دو جور ميتوانيد استفاده كنيد. يك جور اين است كه مثل يك الماس، مثل يك سنگ قيمتى از آن استفاده كنيد، يكى هم اين است كه آن را به عنوان سنگ ترازو به كار ببريد و به جاى سنگ چند گرمى تو ترازو بگذاريد و در مقابلش مثلاً فلفل يا زردچوبه بكشيد! اين هم استفادهى از الماس است؛ اما چه جور استفادهاى؟! اين مثل تضييع الماس است. البته باز هم با شكستن الماس فرق دارد؛ باز هم همينقدر، شكستن از او بدتر است؛ اما استفادهى از الماس هم اين نيست كه آدم او را سنگ ترازو قرار بدهد و با او فلفل و زردچوبه وزن كند. با نماز مثل الماسى كه سنگ ترازو كردهايم، نبايد رفتار كنيم. نماز خيلى ذى قيمت است.
منابع
1. بحارالانوار ، ج 82.
2. کنز العمال، ج 7، ص 276.
3. ارزش و اهمیت نماز به زبان ساده، محمدتقی صرفی، قم، 1372.
4. محمدي ري شهري، الصلاه في الکتب و السنه، به نقل از مناقب ابن شهر آشوب.