به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج از گیلان، شکست های پیاپی و عقب نشینی روزمره تروریست های داعش و جبهه النصره در عراق و سوریه گویای ناکامی غربی- عربی- عبری در رویاروئی با محور مقاومت است که اکنون گستره این تقابل را می توان از ساحل دریای سرخ تا سواحل مدیترانه مشخص کرد البته پرواضح است که تقابل اصلی این دو محور در منطقه بر پایه رویاروئی ایران و آمریکا می چرخد!
واقعیت امروز منطقه نشان می دهد بر خلاف 2 دهه گذشته و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی که آمریکا نقش اول ائتلاف سازی و مدیریت صحنه و بحران ها را در منطقه دارا بود و به نوعی خود عامل اصلی بحران بحساب می آمد، اکنون به دلیل افول نظام سرمایه داری و نیز فراگیر شدن مفاهیم و آموزه های انقلاب اسلامی در میان ملت های منطقه، این نقش یعنی دست برتر در تحولات منطقه به اقرار خود آمریکائی ها متعلق به ایران می باشد.
همان گونه که در مناسبات بین المللی، هر کشوری که توانایی ائتلاف سازی داشته باشد، یک قدرت محسوب می شود، اکنون این ایران است که با دارا بودن توانائی ائتلاف سازی و همراه نمودن دولت ها و بویژه ملت ها با اهداف متعالی اسلامی خود، هژمون برتر در منطقه می باشد. این فرآیند به خوبی در آزادسازی تکریت مانند دیگر نقاط منطقه از جمله یمن، سوریه، فلسطین، لبنان و ... قابل استحصال است.
آزادسازی تکریت، حاوی پیامدهای ویژه ای برای محور غربی- عربی- عبری بویژه آمریکا می باشد که عبارتند از: حضور حاج قاسم سلیمانی که امروز آوازه وی بعد جهانی یافته و به نوعی سمپات بزرگ قدرت آمریکا در منطقه محسوب می شود، با لباس شخصی و بدون جلیقه ضد گلوله در خیابان های تکریت پس از آزادسازی آن، به نوعی به رخ کشیدن جایگاه برتر قدرت و نفوذ استراتژیک ایران در منطقه نسبت به طرف آمریکائی دارد.
در واقع این نوع حضور هوشمندانه ژنرال سلیمانی، نخ نما بودن شعار ضد تروریسم آمریکا و متحدانش را در قالب ائتلاف ضد تروریسم، به خوبی در مقابل دیدگان همه دنیا به نمایش گذاشته است تا جایی که شیمون پرز اذعان کرده بود که "منطقه با انگشت اشاره قاسم سلمیانی مدیریت می شود".
حضور پیرزومندانه در تکریت بعنوان زادگاه صدام نیز حاوی یک پیامد مهم دیگر برای آمریکائی هاست و اینکه امروز سردار رشید ایرانی در خیابانهای زادگاه دیکتاتوری قدم می زند که گذشته ای نه چندان دور، با حمایت همه جانبه آمریکائی ها و متحدانش، جبهه ای به طول بیش از 1000 کیلومتر در زمانی به مدت 8 سال، با هدف براندازی انقلاب اسلامی ایجاد نمود که نه تنها این آرز را به گور برد بلکه امروز در زادگاه همان دیکتاتور، با هدایت و فرماندهی نیروهای مردمی عراق، تروریست های دست پروده آمریکا را مفتضحانه عقب می راند و فاتحانه در خیابانهای آن قدم می زند.بدین صورت این پیام را به آمریکائی ها مخابره می کند که دیگر زمان حمایت آمریکا از دیکتاتورها در منطقه برآمده و فرجامی بهتر از صدام برای آنها نمی توان متصور بود و از این بابت آمریکا می بایست برای مقابله قدرت روزافزون ایران، چاره ای دیگر بیاندیشد!.
نکته مهم دیگر توانایی ارتش و نیروهای عراق که براساس فتوی مرجعیت عظمای شیعه به صحنه آمده اند، بگونه ای است که بدون نیاز به حمایت ائتلاف ظاهری ضد داعش و تنها با کمک ایران می تواند بخوبی از پس تروریست های دست پرورده همان ائتلاف ضد داعش برآینده، به عبارت دیگر آزادسازی تکریت و نیز موصل در آینده نزدیک توسط ارتش و نیروهای مردمی فضا و فرصت را برای بهره برداری آمریکا و متحدانش در ائتلاف دروغین ضد تروریسم در جهت بازسازی چهره جنایتکارانه شان ستانده و ماهیت کاذب آن را برای همه جهانیان به منصه ظهور رسانده است.
با این تفاسیر، استراتژیس امروز جبهه استکبار برای مقابله قدرت روزافزون ایران بگونه ای است که به اقرار صاحبان قدرت و کارشناسان آمریکائی، اروپائی و حتی صهیونیستی، دیگر گزینه براندازی انقلاب اسلامی حتی از راه نظامی امری غیرممکن بوده و به همین منظور روی به گزینه کنترل و مهار آورده اند.
این مورد نشان از جایگاه ویژه دست برتر ایران در شرایط فعلی بویژه افزایش قدرت چانه زنی در مذاکرات هسته ای دارد. تیم هسته ای ما می تواند از این فرصت برتر در مذاکرات هسته ای جهت اثبات حقانیت ایران و استیفای حقوق مردم نهایت بهره برداری را نماید. چون آمریکائی که امروز در مذاکرات هسته ای رو به روی ما نشسته است، دیگر آن ابرقدرت سال های گذشته نیست.
یادداشت/روح الله پوراسماعیلی فومنی، کارشناس ارشد علوم سیاسی