
به گزارش خبرگزاری بسیج استان چهارمحال و بختیاری؛ صادق احمدی، حافظ 25 جزء قرآن کریم و کارشناس ارشد علوم سیاسی ناحیه مقاومت عشایری استان، که توفیق زیارت مقام معظم رهبری در سالروز میلاد حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام به همراه شرکت کنندگا در سى و دومین دورهى مسابقات بینالمللى قرآن کریم نصیبش شده، حاشیه هایی از این دیدار صمیمی را به رشته تحریر درآورده که با هم مرور می کنیم...
ذوق و شوق دیدار با آقا ، صبر و تاب رو از همه برده بود. اون هم در روزی که مسمّی به اسم پرافتخار جانباز شده بود. همه به صف جلوی ورودی بیت آقا صف کشیده بودند و منتظر که کارتها برسند و بتونند وارد بشن. انتظار رو میشد از چهره ی بعضی ها دید. هر چند دقیقه یک بار اعلام می کردند هرکی کارت داره تو صف نباشه و می تونه بره داخل. بدجور نگران بودم که نکنه داخل حسینیه پر بشه . تا اینکه بالاخره کارتهای ما هم رسید . به صف از گیت اول گذشتیم و وارد محوطه حسینیه شدیم. قبل از ورود به حسینیه پذیرایی شدیم . شربتی کم شکر و کیک یزدی. کلا مثل اینکه پرچم یزدی ها اون روز خیلی بالا بود. نفر اول رشته قرائت مسابقات که یزدی بود . از یزد هم خیلی ها اومده بودند. حالا کیک پذیرایی هم حتی یزدی بود. به همون یه کیک و شربت بسنده کردم و مثل بعضی ها یه شکم سیر نخوردم و وارد حسینیه شدم. برخورد بسیار خوب و همراه با خنده بچه های ولی امر درعین جدیت در کارشون ، اصلا مطلبی نیست که بشه ازش گذشت.
ای پسر فاطمه منتظر تو هستیم
تا وارد شدم دیدم حسینیه پر شده و بالاجبار آخر حسینیه نشستیم. بعضی ها مشغول قرائت قرآن بودند و بعضی ها ذکر. نفر کناری خودم زیارت عاشورا می خوند. بعضی ها هم که گاه و بیگاه بلند می شدند و شعرهای حاج میثم مطیعی رو به زمزمه روی لب همه مینشوندند. بعضی ها صلوات چاق می کردند و بعضی ها هم کم کم طبق روال دیدارهای حضرت آقا ، شروع کردند به شعار دادن که ای پسر فاطمه ، منتظر تو هستیم.
همه جور آدمی رو میشد داخل حسینیه دید از پیر و جوون گرفته تا کسایی که حتی به نظر ما زیاد ظاهر مذهبی ندارند. ممنوع بودن ورود بعضی اشیا به داخل حسینیه شاید باعث شده بود که برخی حرف دلشون رو کف دستشون بگیرند و به آقا نشون بدهند.
حاج آقایی رو وسط جمعیت دیدم که کاغذی دستش گرفته بود و روش نوشته بود من یمنی ام و بعد که عکسش رو توی سایت دیدم گفتم به این میگن زرنگی. هم عکس شعارش افتاده و هم عکس خودش.
به زمزمه بعضی ها که گوش میدادی، خبر از ورود آقا راس ساعت 10 میدادند . انگار تنظیم کننده برنامه های آقا هستند یا از دفتر باهاشون هماهنگ می کنند. ورود مهمانهای خارجی که شرکت کنندگان در مسابقات بین المللی بودند اون هم بعد از ساعت 10 ، مشخص می کرد که برنامه منظم داره پیش میره و تاخیری در ورود آقا صورت نگرفته.
شعارها کم کم جدی تر میشد و صداها هم بلندتر. استاد کریم دولتی رو میشد دید که اونایی رو که باید دور تا دور آقا می نشستن منظم می کرد. بعضی ها هم که با اعتماد به نفس خیلی زیاد آخر از همه وارد حسینیه شده بودند و انتظار داشتند جلوتر از بقیه بشینن ، پا می ذاشتن روی ملت و جلو می رفتند . اخرشم ایثار بعضیا گل می کرد و جایی براشون باز می شد و می نشستند.
هنوز آقا وارد نشده بودند که نمی دونم کدوم بنده خدایی چی گفت یا چی کار کرد که یدفعه همه بلند شدند و حرکت کردند سمت جلو . منم که از خدا خواسته قاطی شده چند متری جلوتر رفتم . تقریبا وسط حسینیه رسیده بودم. باید جایی می نشستم که هم آقا رو خوب می دیدم و هم جایگاه قاری رو.
به سختی می شد بشینی ولی به هر سختی هم بود نشستم. چند نفری از شمال کشور سمت راستم و چند نفری هم از یزد سمت چپم نشسته بودن که از لهجه شون مشخص بود یزدی هستند.
عقربه های ساعت، 10 و 30 دقیقه رو نشون می داد که آقا تشریف فرما شدند. همه هم از قبل روی پا ایستاده و منتظر. "خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست" ، شعار همه گیر جمعیت شد و خیلی هم زود هماهنگ. آقای صلح جو، مجری برنامه خیلی زودتر از چیزی که فکرش رو می کردیم ، به مردم توصیه کرد که بشینن و ما هم عقده شعاردادنمون خالی نشده ، نشستیم.
واعتصموا بحبل الله جمیعه و لا تفرقوا
حسن دانش، روی جایگاه نشسته بود و بعد از معرفی توسط مجری شروع به تلاوت کرد. آقای حسن دانش نفر اول مسابقات بین المللی در رشته قرائت قرآن کریم، هم آیات خوبی خواند و هم زیبا آیات را تلاوت کرد. نوای واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا به زیبایی در حسینیه حضرت امام خمینی (ره) طنین انداز شد.
در طول ده دقیقه قرائت آقای دانش، نگاه آقا هم متوجه وی بود . همه قاری را با نوای الله الله تشویق می کردند و یزدی ها انگار با عِرق و تعصب بیشتری. رسیدن به این مرحله و قرائت قرآن در محضر آقا ، توفیق زیادی می خواست که نصیب حسن دانش شده بود. قرائت خوبی داشت و پس از اتمام قرائت ، باید محضر آقا می رسید.
پس از بلند شدن از جایگاه قاری ، کمربند خود را که معمولا قاریان برای نفس گیری محکم نمی بندند محکم کرد و به سمت حضرت آقا به راه افتاد. به محض زانو زدن حسن دانش جلوی آقا ، بسیاری روی زانوهایشان بلند شدند تا یکی از تاریخی ترین لحظات زندگی دانش را به چشم مشاهده کنند.
آقا لحظاتی را با وی صحبت کرد و نفر بعدی روی جایگاه نشست. محمود عبدالباسط از مصر که با اختلاف اندکی رتبه دوم مسابقات را ازآن خود کرده بود. اسم او ، هرکس را به یاد قاری بزرگ قرآن کریم استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد می انداخت که نه تنها بر اهالی قرآن بلکه بر همگان شناخته شده بود.
بسیار زیبا قرائت کرد. قوت صدای خوبی داشت و مانند بسیاری دیگر از قاریان مصری، دارای نفس بلند. مدت زمان تلاوتش با حسن دانش یکسان بود و او هم بعد از تلاوت به محضر آقا رسید. شاید در دل غبطه می خورد که عالی ترین مقام جمهوری اسلامی این چنین نسبت به قرآن و تلاوت قرآن ارادت دارد.
پدر و پسر در محضر آقا
نظم زیاد برنامه ، باعث شد که محمدمهدی رجبی هم خیلی زود روی جایگاه قاری بنشیند. (نفر اول مسابقات بین المللی قرآن کریم درر رشته حفظ کل) . رجبی در لباس مقدس روحانیت بود و مشهدی. مجری هنگام معرفی او به نکته ی بسیار جالبی اشاره کرد و آن هم اینکه در خانواده ی وی چندین نفر توفیق حفظ کل قرآن کریم را داشته اند. آیاتی از سوره مبارکه آل عمران را به روش ترتیل تلاوت کرد. با اینکه تشویق کسانی که آیات قرآن را می شنوند معمولا مشمول قاریان می شود ولی قرائت ترتیل او هم بعضا از تشویق حضار بی نصیب نماند. بعد از تلاوت او هم مورد تفقد آقا قرار گرفت. لحظاتی از نشستن او در محضر آقا نگذشته بود که روحانی دیگری نیز به طرف آقا حرکت نمود. شواهد حکایت از این می کرد که باید پدر آقای رجبی باشد؛ چرا که هم سن و سالش چنین می گفت و هم اینکه همراه آقای رجبی به محضر آقا رفته بود. سرک کشیدم و دیدم که آقا با پدر صحبت می کند و به پسر اشاره می نماید و حدس زدم که آقا باید از تربیت خوب پدر تشکر کرده باشد.
زیبا ترین تلاوت برنامه
نفر بعدی قاری دعوت شده به کشور از سوی سازمان اوقاف از کشور مصر بود. "استاد محمود شحات انور"، پسر مرحوم استاد شحات انور که به همراه برادر بزرگش انور شحات انور به شایستگی، قدم در جای پای پدر خود نهاده بودند.
مجری هم به زیبایی و خیلی بجا ، یادی از پدر بزرگوارشان نمود و تلاوت آغاز شد. اهالی قرآن از تلاوت های خوب او بارها بهره مند شده بودند و طبیعتا باز هم انتظار تلاوت خوبی داشتند که همین هم شد. تشویق حضار همگانی تر شده بود و با شور و حرارت بیشتری دنبال می شد. تلاوت او از همه زیباتر و طولانی تر شده بود.
در اثنای تلاوت می دیدم که برخی حتی از زمین بلند می شدند و قاری را تشویق می کردند . نیم نگاهی به آقا داشتم و نیم نگاهی به قاری. تلاوت او هم به اتمام رسید و او هم به محضر آقا شرفیاب شد.به نظر می رسید که مدت صحبت او با آقا بیشتر از سایرین شد.
تلاوت قاری جانباز در روز بزرگداشت جانباز در محضر بزرگ جانباز انقلاب اسلامی
آخرین تلاوت برنامه مربوط به اجرای استاد حاج احمد ابوالقاسمی بود که بارها در محضر آقا تلاوت کرده بودند و امروز هم بدلیل تقارن روز دیدار و ولادت حضرت ابالفضل العباس (ع) ، توفیق مجدد نصیب وی شده بود. چرا که از جانبازان انقلاب اسلامی بود . جلسات تخصصی قرآن او در تهران در بین اهالی قرآن زبانزد است. و جالب تر اینکه روزی در ماه را مخصوص قاریان شهرستانی قرار داده تا پا به پای قاریان تهرانی پیشرفت کنند. تلاوت کوتاه او ، حسن ختام برنامه های تلاوت بود.
سخنرانی حجت الاسلام محمدی رئیس سازمان اوقاف ، برنامه بعدی این مراسم بود . معمولا چنین سخنرانی هایی به ارائه گزارش پرداخته می شود ولی حجت الاسلام محمدی از ابتدا گفت که قصد ارائه گزارش ندارد و پیرامون قرآن صحبت کرد. استراحتی به پاها و زانوهایمان دادیم که از حالت خشکی خارج شوند تا بتوانیم موقع صجبت های آقا دوباره روی دو زانو بنشینیم.
در محضر نور
دعوت حجت الاسلام محمدی از آقا مبنی بر مستفیض کردن جمع همان و دست بکار شدن تنظیم میکروفون جلوی آقا همان. آقا طبق روال تشکر کردند از قاریان و دست اندرکاران برنامه. جمله ی آقا که فرمودند باید اهل قرآن شد بر جانم نشست . تأکید دوباره بر حفظ قران کریم نیز از دیگر محور سخنان آقا بود.
به امید دیداری دیگر با ولی امر مسلمین .