۱۱ / شهريور / ۱۴۰۵ - 02 September 2026
22:59
کد خبر : 8523420
۰۹:۰۱

۱۳۹۴/۰۳/۱۰
بخش چهارم/

براي ما چه خوابي ديده اند ؟!

ھدف آمريكا خلع سلاح ھمه جانبه ايران و تبديل آن به كشوري شبیه عراق و نھايتاً براندازي آن است...
خبرگزاری بسیج: گروه سیاسی خبرگزاری بسیج در نظر دارد تا به طور روزانه بخشی از مجموعه یادداشت های حسین شریعتمداری پیرامون مسائل هسته ای و NPT را تحت عنوان "برای ما چه خوابی دیده اند؟!" منتشر کند.
آنچه در ادامه می خوانید بخش چهارم این مجموعه یادداشت ها است.

حسین شریعتمداری:
قطعنامه ديروز شوراي حكام آژانس بین المللي انرژي اتمي، كمترين ترديدي باقي نمي گذارد كه جنجال اخیر درباره فعالیت ھسته اي كشورمان، يك توطئه حساب شده با ھدف براندازي نظام جمھوري اسلامي ايران است و به دلیل آنكه، در اين توطئه از عضويت ايران در معاھده منع تولید و گسترش تسلیحات اتمي- N P T- به عنوان اھرم فشار و نقطه آسیب استفاده مي شود، خروج جمھوري اسلامي ايران از اين معاھده، ابتدايي ترين و ضروري ترين اقدام است كه كوتاھي و تأخیر در انجام آن مي تواند پي آمدھاي خطرناك و آسیب ھاي غیرقابل جبراني به دنبال داشته باشد. كیھان دوماه قبل - ٨٢٫۴٫٢١- طي يادداشتي با عنوان »براي ما چه خوابي ديده اند؟!«، ضمن بررسي مفاد معاھده N P T و موارد متعددي از نقض مواد اين پیمان از سوي آمريكا، فرانسه، انگلیس و سكوت معني دار آژانس بین المللي در برابر اين قانون شكني ھا، پیش بیني كرده بود جنجال اخیر آمريكا و اتحاديه اروپا اگر چه در پوشش »نگراني از دستیابي ايران به سلاح ھسته اي« صورت مي پذيرد ولي تمامي شواھد و قرائن و اسناد موجود حكايت از آن دارند كه ھدف اصلي آمريكا و متحدانش، خلع سلاح ھمه جانبه ايران و تبديل آن به كشوري ضعیف و ناتوان، شبیه عراق و نھايتاً براندازي آن است. درباره قطعنامه ديروز شوراي حكام و تعیین ضرب الاجل براي پذيرش پروتكل ذلت بار ٢+٩٣ از سوي ايران، اشاره به چند نكته ضروري است: ١-پروتكل ٢+٩٣ در سال ١٩٩٧ براي امضاي كشورھاي عضو پیمان N P T پیشنھاد شده و ھیچیك از اعضاي پیمان ناچار و ملزم به پذيرش آن نشده اند. بنابراين، قطعنامه ديروز شوراي حكام كه ايران را ملزم به پذيرش اين پروتكل كرده و براي آن ضرب الاجل نیز در نظر گرفته است مفھومي غیر از باج خواھي و زورگويي ندارد و با قوانین جاري در آژانس بین المللي كه پذيرش اين پروتكل را غیراجباري مي داند، مغايرت نیز دارد. ٢-پذيرش پروتكل ٢+٩٣، يك چرخه دومرحله اي دارد. مرحله اول امضاي پروتكل از سوي دولت و يا نماينده دولت در آژانس بین المللي است و مرحله دوم، تصويب آن از سوي مجلس است. بنابراين پذيرش پروتكل و تن دادن به الزامات آن فقط ھنگامي است كه از تصويب مجلس گذشته باشد. از سال ١٩٩٧ كه پروتكل ٢+٩٣ پیشنھاد شده است، تا به امروز فقط ٣٢ كشور آن را پذيرفته اند و ساير كشورھاي عضو پیمان N P T از پذيرش آن امتناع ورزيده اند. بنابراين چرا بايد شوراي حكام، برخلاف قوانین جاري بین المللي و در حالي كه بسیاري از كشورھاي عضو معاھده N P T، حاضر به پذيرش پروتكل الحاقي نیستند، جمھوري اسلامي ايران را ملزم به پذيرش آن كند؟ ٣-دولت آمريكا فقط به امضاي پروتكل ٢+٩٣ بسنده كرده و تاكنون، علي رغم درخواست ھاي مكرر آژانس بین المللي از تصويب آن در مجلس نمايندگان آمريكا خودداري ورزيده است. و از آنجا كه پذيرش پروتكل منوط به تصويب مجلس نمايندگان كشور عضو است، آمريكا از جمله كشورھاي عضو N P T است كه ھنوز پروتكل الحاقي را نپذيرفته است. مقامات آمريكايي در پاسخ به اين سؤال كه چرا از پذيرش پروتكل امتناع مي ورزند، اعلام مي دارند كه حاضر نیستند، اطلاعات سري و محرمانه پیرامون زرادخانه اتمي و سلاحھاي ھسته اي خود را در اختیار ديگران قرار بدھند؛ اكنون سؤال اين است كه شوراي حكام آژانس بین المللي با چه منطق و براساس كدام قانون پذيرفته شده بین المللي، جمھوري اسلامي ايران را مجبور به پذيرش اين پروتكل مي كند؟ و حتي براي آن ضرب الاجل نیز تعیین كرده است؟! ۴-در قطعنامه شوراي حكام، توقف فوري و كامل فعالیت ھاي غني سازي اورانیوم، تصويب فوري پروتكل تا پايان ماه اكتبر- ٩آبان ماه ٨٢- و اجازه فوري و بي قید و شرط براي بازرسي از تأسیسات اتمي ايران و... خواسته شده است. »تصويب فوري«! الحاق ايران به پروتكل ٢+٩٣، يكي از ذلت بارترين بندھاي قطعنامه ديروز شوراي حكام است. در اين بند، از مجلس شوراي اسلامي و ساير نھادھاي قانونگذاري و تصمیم گیري كشور، سلب اختیارشده و آژانس بین المللي تأكید دارد كه مجلس و ساير مراكز تصمیم گیري ايران بايستي بدون ھیچ قید و شرطي تسلیم خواست نامشروع و غیرقانوني آژانس شوند و كمترين

صفحه:1

حقي براي بررسي و بحث و تبادل نظر درباره پذيرش يا عدم پذيرش پروتكل ندارند. به بیان ديگر، شوراي حكام آژانس بین المللي، نه فقط تمامي سازوكارھاي قانوني و چرخش امور داخلي در ايران اسلامي را به باد استھزاء گرفته است، بلكه آشكارا و با صراحت، موجوديت جمھوري اسلامي ايران را نفي كرده و با میھن اسلامي ما به عنوان يك كشور دست نشانده آن ھم از نوع قرون وسطايي آن، برخورد كرده است. بديھي است كه مسئولان محترم كشورمان -صرفنظر از گرايش ھاي جناحي و حزبي خود- به اين ذلت و خواري تن نمي دھند ولي تن ندادن به اين درخواست - يا به بیان گوياتر به اين دستور- مستكبرانه كافي نیست بلكه لازمه برخورداري مسئولان از كمترين غیرت و جربزه آن است كه سفراي سه كشور پیشنھاد دھنده اين قطعنامه يعني ژاپن، استرالیا و كانادا را به فوريت از ايران اخراج كنند و مادام كه دولت ھاي متبوع آنھا از نظام و مردم شريف ايران عذرخواھي نكرده اند اجازه بازگشت به آنان داده نشود. اين، كمترين و پیش پاافتاده ترين واكنش منطقي و عزتمندانه در برابر باج خواھي و اھانت ديروز شوراي حكام است و بديھي است كه اگر در انجام آن كوتاھي و تساھلي صورت پذيرد به يقین مردم خون داده و خون دل خورده به تكلیف الھي خويش كه امام راحل)ره( در وصیت نامه ھمیشه جاويد خود گوشزد فرموده اند، عمل خواھند كرد و به سفارتخانه ھاي سه كشور مورد اشاره، اجازه حضور در ايران اسلامي و خاستگاه شھیدان خدايي را نخواھند داد... اشتباه نكنید! برخورد مردم مسلمان و پاكباخته ايران اسلامي، طرح و برنامه اين حزب يا آن جناح سیاسي نیست، عكس العمل انقلابي آنھا ريشه در آموزه ھاي اسلامي آنان دارد كه ذلت پذيري را ننگ ابدي و گناھي غیرقابل بخشش مي دانند. ۵- يك ھفته قبل از اجلاس وين- اجلاس شوراي حكام آژانس بین المللي انرژي اتمي- آمريكا با سروصدا قطعنامه اي را به اين اجلاس پیشنھاد كرد كه در آن از شوراي حكام خواسته شده بود، ايران اسلامي را به عنوان نقض كننده پیمان N P T و اقدامات نگران كننده در تولید سلاح ھسته اي به شوراي امنیت سازمان ملل معرفي كند، ولي چند روز بعد، علي رغم جنجال رسانه اي و تبلیغاتي گسترده اي كه پیرامون اين قطعنامه برپا شده بود، آمريكا پیشنھاد خود را پس گرفت و ديروز معلوم شد كه اين مأموريت به سه كشور ژاپن، استرالیا و كانادا واگذار شده است. ارائه پرسروصداي قطعنامه پیشنھادي آمريكا و پس گرفتن آن به فاصله چند روز، حكايت از آن دارد كه آمريكايي ھا به وضوح از غیرعملي بودن اين پیشنھاد باخبر بوده اند و جمھوري اسلامي ايران را قدرتمندتر از آن مي دانند كه با اين تھديدھا و رجزخواني ھا، عرصه را خالي كند و به خواسته استكباري آمريكا و متحدانش تن بدھد. اين نكته، نشانه ديگري از توخالي بودن تھديدھاي آمريكاست و مقامات آمريكايي به ھمین علت تصمیم گرفته اند كه ھزينه اين آبروريزي از كیسه سه كشور ژاپن، استرالیا و كانادا پرداخت شود. يعني سه كشوري كه در معادلات بین المللي به عنوان دنباله ھاي بي اختیار و بي شخصیت آمريكا شناخته مي شوند. ژاپن علي رغم قدرت صنعتي برتر خود ھنوز نتوانسته است آمريكا را به پذيرش محاكمه نظامیان اين كشور كه بارھا در اوكیناوا به زنان و دختران ژاپني تجاوز كرده اند وادار كند و سیاستمداران ژاپني طي چند سال گذشته در برابر تظاھرات مردم اوكیناوا و اعتراض ھاي گسترده آنھا كه محاكمه نظامیان آمريكايي متجاوز به زنان و دختران ژاپني را درخواست مي كنند، غیر از شرمساري ذلیلانه پاسخي نداشته اند. استرالیا و كانادا نیز در معادلات بین المللي، دوكشور تحت قیمومیت آمريكا و انگلیس تلقي مي شوند كه در تصمیم سازي ھا و سیاستگذاري ھاي خارجي- و حتي در برخي از موارد، سیاست داخلي خود- اختیار چنداني ندارند. بنابراين، سه كشور مورد اشاره حیثیت و آبرويي نداشته اند كه درپيقطعنامهپیشنھاديديروزآنھاآسیبببیندودقیقًابهھمینعلت،ازسويآمريكابراياين اقدام مشمئزكننده و مغاير با تمامي اصول و ارزش ھاي شناخته شده بین المللي، انتخاب شده اند و تأسف آور است اگر جمھوري اسلامي ايران به اين سه كشور بي حیثیت و بي شخصیت پاسخ دندان شكني ندھد. ۶-با توجه به شواھد و قرائن و رخدادھاي اخیر، مخصوصاً قطعنامه ديروز شوراي حكام، خروج ايران از پیمان N P T كه ورود اولیه به آن نیز غیرقابل توجیه بوده است، كمترين و ابتدايي ترين پاسخ به توطئه مشترك آمريكا و متحدانش است كه با ھمكاري آشكار سازمان ملل طراحي گرديده و به میدان آورده شده است. ٧- آمريكا امروزه در سخت ترين و ضعیف ترين دوران حیات خود قرار دارد و تھديدھاي آن به قول امام راحل ما- رضوان االله تعالي علیه- نشانه وحشت و ترس مقامات آمريكايي از قدرت ملت ھاي مسلمان به ويژه ايران اسلامي است. اين تھديدھا نمي تواند و نبايد كمترين تأثیري در برخورد

 قاطعانه و سخت جمھوري اسلامي ايران با آمريكا و متحدانش داشته باشد. ٨- اين روزھا در برخي از مجامع درباره برخوردھاي احتمالي آمريكا و متحدانش با ايران اسلامي زمزمه ھايي شنیده مي شود از جمله آنكه در صورت خودداري ايران از پذيرش پروتكل ذلت بار ٢+٩٣، آمريكا و متحدانش دست به اقداماتي خواھند زد و در اين باره از احتمال كارشكني آنھا در صدور نفت ايران سخن مي گويند. اين تھديدھا، اگر چه تو خالي و براي ايجاد اضطراب است ولي بايد توجه داشت كه او ًلا؛ آمريكا امروزه در عراق و افغانستان زمین گیر شده و با نفرت و انزجار شديد ملت ھاي مسلمان روبروست. ثانیاً؛ در صورت وقوع حادثه، نظامیان آمريكايي در افغانستان و عراق به آساني براي انتقام گیري در اختیار ملت ھاي مسلمان ھستند. ثالثاً؛ بیش از ۶٠ درصد نفت مورد نیاز دنیاي غرب از خلیج فارس تأمین مي شود و بديھي است كه اگر ايران اسلامي از حق قانوني صدور نفت خود محروم شود، به ھیچ كشور ديگري اجازه صدور نفت از منطقه را نخواھد داد و... دھھا اھرم قدرتمند ديگر كه براي برخورد پشیمان كننده با آمريكا در اختیار ايران اسلامي و ساير ملت ھاي مسلمان است. ٩-و بالاخره، اگر قرار بود به اين ذلت ھا تن بدھیم، انقلاب نمي كرديم. انقلاب اسلامي كه با تقديم صدھا ھزار شھید، مجروح، آزاده و عبور از عقبه ھاي سخت و نفس گیر ھمراه بوده است، با ھدف حاكمیت ارزش ھاي اسلامي، استقلال و آزادي صورت پذيرفته، و در حالي كه طي ٢۵ سال گذشته به ھیچیك از زورگويي ھاي دشمن تن نداده ايم، ساده انديشانه است اگر كساني تصور كنند كه امروزه با وجود ضعف شديد آمريكا و برانگیختگي گسترده ملت ھاي مسلمان علیه شیطان بزرگ، ننگ تسلیم در برابر آمريكا و متحدانش را بپذيريم... اگر كسي در اين نكته ترديدي دارد، مي تواند در روز حادثه احتمالي صحت و درستي اين نظر را به چشم خويش مشاھده كند.

 


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید