خبرگزاری بسیج مازندران، سال 1265 هجری شمسی بود نه خیلی دور 129 سال پیش، ناصرالدین شاه با بوتسوف، سفیر روسیه تفاهم نامهای امضا می کند که طی آن ایران متعهد میشود 37 سال نه به خودش و نه هیچ شخص حقیقی و حقوقی غیر ایرانی اجازه ساخت و تحقیقات در مود خط راه آهن را ندهد.
بله درست زمانی که تمام اروپا، آمریکا و مستعمراتشان در حال رقابت برای پیشرفت در صنعت راه آهن بودند، ایران به ازای فقط 22 میلیون منات وام متعهد شد از صنعتی که در آن زمان نماد پیشرفت هر کشوری به حساب میآمد و مانند یک علم مادر بود، کناره بگیرد و در هیچ زمینهی مربوط به آن حتی تحقیق هم نکند.
در آن زمان راه آهن به نظر فقط یک صنعت ساخت ریل بود، ولی با تعلیق داوطلبانه، عملا هیچ وقت علم صنعت موتور بخار و اساسا ماشینسازی وارد ایران نشد.
ما ایرانیان عملاً با تاخیری 50 ساله با علومی مانند: تونلسازی، پلسازی، مکانیک، معدن و عمران آشنا شدیم.
حتی صنایعی مانند پلسازی و راهسازی که از زمانهای بسیار دور در ایران جزو صنایع پیشرفته به حساب میآمدند به فراموشی سپرده شدند.
اینها علومی بودند که بنیان و پایههای هر صنعت نوظهوری را در جهان برپا میکردند و کنارهگیری ایران و وابستگی 100ساله در همهی زمینههای علمی میراثی بود که بدون تدبیر ناصرالدین شاه و اطرافیانش برای نسل ما به ارث رسیده است.
به نظر شما دریافت آن وام ارزش عقب ماندگی ایران و جهان سومی نامیده شدن ایرانیان را داشت؟ آیا شما ناصرالدین شاه و اساسا آیا شما خاندان قاجار را بزرگترین خائنین وطن نمیدانید؟
129 سال گذشت؛ در جهان کنونی، جنگهای خونینی بر سر تصاحب انرژیهای فسیلی مانند نفت در میگیرد، ولی از آنجائیکه انرژیهای فسیلی رو به پایان است تمام توجهات به بهترین و پر بازدهترین انرژی یعنی انرژی هستهای جلب شده است.
صنعتی که مانند علم مادر جهشی بزرگ در سایر علوم را نوید میدهد. مگر غیر این است کشورهایی که بتوانند این تکنولوژی را بومی کنند، در آینده جزو قویترین کشورها خواهند بود.
اکنون که ایرانیان دوباره با ریخته شدن خون دانشمندان هستهای و مقاومت محیرالعقول ملت انقلابی ایران اسلامی و راهنماییهای رهبر فرزانهمان امام خامنهای بر سکوی پرتاب در زمینهی تکنولوژی برتر هستهای قرا ر گرفتهاند، پس از 129 سال، تاریخ تکرار شود؟!
آیا ما در آیندهای نه چندان دور میتوانیم جوابگوی فرزندانمان باشیم که چرا کشورهای همچون پاکستان دارای پیشرفتهترین نیروگاههای هستهای است ولی در کشورمان حتی پایههای علمی آن نیز به فراموشی سپرده شده است.
آیا با بدعهدی مداوم طرفهای غربی مذاکرات و یا به فرموده مقام معظم رهبری مذاکرات زیر شبح تهدید، ارزش عقبماندگی مجدد را دارد در حالی که اکنون در هر 5 روز یک نیروگاه هستهای در جهان ساخته میشود؟