۱۲ / شهريور / ۱۴۰۵ - 03 September 2026
06:52
کد خبر : 8527066
۱۳:۱۴

۱۳۹۴/۰۳/۲۳

دیدار بسیجیان با مادر شهید خسروی بیژائم

اعضای حلقه صالحین شهیده ناهید کرجو و فرمانده حوزه حضرت فاطمه الزهرا(س) سربیشه از مادر شهید حسن خسروی بیژائم دیدار کردند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج خراسان جنوبی، اعضای حلقه صالحین شهیده ناهید کرجو و فرمانده حوزه حضرت فاطمه الزهرا(س) سربیشه از مادر شهید حسن خسروی بیژائم دیدار کردند.

مادر شهید خسروی بیژائم در جمع بسیجیان گفت: حسن یک سال و نیم بیشتر نداشت که مریضی سختی گرفت تا جایی که فکر کردم او را هم مثل چند تا بچه دیگرم که در کوچکی از دست رفتند؛ از دست می دهم.

وی ادامه داد: متوسل شدم به قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس(ع) و از ایشان خواستم حسن را شفا بدهد و نذر کردم که فرزندم شفا پیدا کند؛ با پای پیاده کربلا پابوس این حضرت بروم.

این مادر شهید افزود: برای شفای حسنم یک گوسفند هم نذر ابوالفضل العباس(ع) کردم.

وی با بیان اینکه حضرت ابوالفضل(ع) بچه ام را شفا داد، اظهار کرد: ما هم وقتی گوسفند بزرگ و چاق شد با حسن و برادرش پیاده به پابوس آقا رفتیم.

مادر شهید خسروی بیژائم که مریض بود و به سختی حرف می زد، گفت: حسنم خیلی درسش خوب بود و وقتی که به جبهه رفت 16 سال بیشتر سن نداشت.

وی با بیان خاطره ای از فرزند شهیدش پرداخت و افزود: حسن از غیبت کردن پشت سر دیگران خیلی بدش می آمد و هر وقت که از جبهه می آمد به من می گفت که غیبت نکنم و اصلاً یادم نمی آید که در مورد جنگ و کارایی که در جنگ انجام می دادند با ما حرفی بزند.

مادر شهید خسروی بیژائم در جواب این سوال که آخرین حرف و خاطره ای که از شهید دارید چیست؟ اشک در چشمانش جمع شد و گفت: آخرین بار که حسن می خواست جبهه برود گفت " مامان دیشب خوابی دیدم که براتون تعریف نمی کنم که غصه بخورید".

وی ادامه داد: من آن وقت فهمیدم که حسن خواب شهادت دیده و به او گفتم مادر جان برو که انشاء الله لحظه آخر سرت روی دامن حضرت فاطمه زهرا(س) قرار بگیره که او هم خندید و گفت " مادر جان فقط همین را می خواستم از شما بشنوم همین" .

مادر شهید خسروی گفت: من اصلاً غصه نمی خورم خیلی هم خوشحالم؛ ای کاش می توانستم چند تا فرزند دیگرم را هم در این راه فدا کنم.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید