خبرگزاری بسیج- بخش سیاسی: اتاق فکر دولت اوباما از بدو روی کار آمدن این رئیس جمهور سیاه پوست بهترين استراتژي براي بقاي هژموني آمريکا و همچنين بازسازي چهره مخدوش آمريکا در دولت بوش را اعمال «قدرت هوشمند» در قبال کشورهای متخاصم و به خصوص جمهوری اسلامی ایران می دانست که عملا ترکيب هوشمندانه قدرت سخت و قدرت نرم محسوب مي شود. جوزف ناي استاد روابط بين الملل و علوم سياسي دانشگاه هاروارد قدرت نظامي و اقتصادي را قدرت سخت و قدرت فرهنگي، ديپلماسي رسمي و عمومي مشروع به منظور اشغال اذهان و قلوب ملت ها را قدرت نرم مي نامد.در واقع به باور وي قدرت سخت توانايي استفاده از هويج و چماق، تحميل و پرداخت است و قدرت نرم کشش و اقناع انجام کاري است.که تنها با آميختن هوشمندانه آنها در بافت هاي متفاوت جهان مي توان به نيل به اهداف توسعه طلبانه و يک جانبه گرايانه آمريکا چشم دوخت.
جوزف ناي بر اين اساس اعمال تحريم هاي اقتصادي در قرن بيست و يکم را بهترين شکل قدرت هوشمند مي داند. وي معتقد است در تحريم از ارسال مواد و محمولات (قدرت سخت) به مقصد خاصي جلوگيري مي شود در عين حال در تبليغات رسمي افقي تصوير مي شود که اگر کشور مورد تحريم رفتار مطلوب از خود نشان دهد چه چشم انداز روشني در مقابلش قرار خواهد گرفت. حداقل در چند سال گذشته سياست روش آمريکا در مواجهه با برنامه هسته اي جمهوري اسلامي از استراتژي قدرت هوشمند پيروي کرده است. در سال 1391 تحريم هاي اقتصادي به شکل بي سابقه اي عليه دولت و ملت ايران به خصوص در حوزه هاي نفتي و مالي اعمال شد. در کنار اين سياست خصمانه آمريکايي ها از طريق ديپلماسي عمومي مرتب در تلاش بوده اند در تماس با ملت ايران اينگونه القا کنند که اگر دولت ايران از برنامه هسته اي خود کوتاه بيايد و رفتار مطلوب آمريکايي ها را انجام دهد از میزان فشارهای اقتصادی کاسته می شود. یکی از حلقه های مکمل این استراتژی دامن زدن به احساس محرومیت در جامعه ایران است. بر این اساس برخی فتنه گران و رسانه های فارسی زبان دیداری و شنیداری غرب به طور معمول ساعاتی را در روز به فضاسازی در خصوص محرومیت و یا ارتباط رفع تحریم ها با موضوعات مورد نیاز مردم بپردازند. متاسفانه امروز شاهدیم برخی از مقامات رسمی نظام اسلامی نیز ناخواسته در این بازی گرفتار شده اند و حتی حل شدن مشکل آب و خشکسالی را نیز به تحریم ها ارتباط می دهند. این رسانه ها اگر چه تلاش می کنند ژستی بی طرف و خیر خواه را به مخاطب خود القا کنند اما در قفا می کوشند ضمن بی اعتماد سازی مردم نسبت به نظام با بزرگ نمایی شدت و حدت تحریم های اقتصادی غرب علیه ایران به احساس «محرومیت» در بین شهروندان ایرانی دامن بزنند. این تلاش هدفمند دشمن در قالب الگوی «تد رابرت گر» پیرامون «احساس محرومیت نسبی» صورت می پذیرد. به زعم رابرت گر احساس محرومیت زمانی به وجود می آید که بین انتظارات مردم و امکانات تعادل وجود نداشته باشد. در این شرایط شهروندان دچار احساس محرومیت نسبی می شوند. بدين ترتيب، محروميت نسبي نتيجه تفاوت درك شده ميان انتظارات ارزشي (خواسته ها) و توانايي هاي ارزشي (داشته هاي) افراد است . اما مهم این است که چگونه مي توان به متغير رواني محروميت نسبي دست يافت؟ وی معتقد است که این محرومیت حتی شاید جنبه واقعی نداشته باشد اما مهم این جاست که کنشگران ذی نفع احساس چنین محرومیتی را در بین شهروندان به وجود بیاورند.
به باور «تد رابرت گر» این محرومیت در سه سطح قابل تحلیل است: 1- محرومیت نزولی؛ زمانی که مطالبات ثابت است اما منابع کم است.2- محرومیت آرزویی؛ زمانی که منابع ثابت است اما انتظارات به دلایل مختلف رو به افزایش است. 3- محرومیت فزاینده صعودی؛ در این سطح تحلیل هم انتظارات مرتب بالا می رود و منابع نیز به خاطر عوامل داخلی و خارجی رو به کاهش است. در واقع محرومیت فزاینده صعودی بر اثر فشارهای اقتصادی داخلی و خارجی و افزایش انتظارات شهروندان صورت می گیرد. بر اساس این الگو اتخاذ برخی مواضع غیر مرتبط به طور توامان با تحریم های اقتصادی منجر به افزایش فشارهای اقتصادی به مردم و کاهش منابع اقتصادی در اختیار شهروندان می شود. در این سناریو دشمن چنانچه به موازات افزایش توقعات و مطالبات مردم، منابع و امکانات در اختیار آنها به وسیله عوامل داخلی مثل اجرای طرح های انقباضی یا تورم غیر قابل مهار و یا اهرم های خارجی مانند تحریم کاهش پیدا کند و فشارهای اقتصادی به شهروندان بیشتر شود، بسترها برای نارضایتی، اغتشاش و شورش فراهم می شود.
وی معتقد است در این شرایط سازماندهی نارضایتی ها، توسعه شبکه های اجتماعی، اجماع درونی بین ناراضیان، کاهش هزینه های عمل و در نهایت کنشگران سیاسی که به طور دائم به نارضایتی ها دامن بزنند و در تنور تقاضا بدمند می تواند منجر به خشونت های سیاسی گسترده و پیشبرد اهداف طراحان این سناریو در داخل و خارج از کشور شود. شروع این فتنه اقتصادی با تحریم های قطعنامه 1929 بود و غرب با این کار به عوامل داخلی خود و رسوبات فتنه 88 چراغ سبز نشان داد. غرب با این پیام عملا خواستاربازسازی شبکه اجتماعی فتنه همزمان با تشدید تحریم ها شد. رابرت گر معتقد است در این سناریو هماهنگی بین اهرم های خارجی و عوامل داخلی بسیار ضروری است. به موازات این اهرم خارجی در چند ماه گذشته به توقعات و انتظارات مردم نیز توسط عوامل داخلی و رسانه های خارجی دامن زده شد. طی چند ماه گذشته گزارشات متعددی از ارتباط عناصر گروهک تروریستی منافقین با محیط های کارگری، فرهنگیان و برخی صنوف دیگر به منظور افزایش مطالبات دریافت شده است. دشمن در رویای شوم خود بر این باور است که می تواند در خلال توافق و یا عدم توافق شمال شهر را به جنوب شهر پیوند زد و یقه سفیدان را با یقه آبی ها آشتی بدهد. در فتنه اقتصادی آنها برای لشگر کشی خیابانی چشم تمام اقشار و طبقات اجتماعی دوخته اند. اگر در فتنه 88 فقط شمال شهری ها به خیابان آمدند و به علت مولفه های طبقاتی خود بلافاصله با شکست مواجه شدند در این تئوری آنها می خواهند جنوب شهر و طبقات محروم را نیز به آنها پیوند بزنند. در واقع با این تئوری که آب از دست آمریکا می چکد و امروز ما تشنه ایم، عده ای هر روز بر عطش ملت می افزایند غافل از اینکه تجارب تاریخی به ملت ایران ثابت کرده که اگر شرف کشور برود شکم ملت هم سیر نمی شود.
* صالح اسکندری