
به گزارش خبرگزاری بسیج استان چهارمحال و بختیاری، به نقل از ایرنا شهرکرد؛ زاگرُس رشته کوهی در غرب و جنوب ایران است، این رشته کوه از کرانه های دریاچه وان در ترکیه آغاز می شود و پس از گذشتن از استان های آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، همدان، ایلام، لرستان، مرکزی، چهارمحال و بختیاری، اصفهان، خوزستان و کهگیلویه و بویراحمد تا استان های فارس، کرمان و هرمزگان ادامه می یابد.
به غیر از استان های اصفهان، مرکزی، خوزستان، فارس، آذربایجان غربی، کرمان و هرمزگان که بخشهایی از آن در محدوده رشته کوه زاگرس قرار دارد، هفت استان دیگر تماما در محدوده این رشته کوه که از جنوب و غرب تاشمال غربی کشور کشیده شده، قرار گرفته اند.
در این تحلیل برخی مباحث مرتبط با استانهایی که بیشتر وسعت آنها در محدوده رشته کوه زاگرس قرار گرفته و در مناطق خوش آب و هوای زاگرس میانی قرار دارند، بررسی شده است.
هفت استان محدوده زاگرس میانی شباهت های زیادی با یکدیگر دارند، نخستین وجه مشترک این استانها به لحاظ جغرافیایی است که از نظر اقلیم و آب و هوا شباهت زیادی به یکدیگر دارند، کوهستانی بودن، برخورداری از جنگلهای بلوط که در سالهای اخیر با مشکلاتی مانند خشکیدگی مواجه شده، سرچشمه رودخانه های مهم داخلی کشور و همچنین از نظر سابقه تمدنی آثاری از تمدنهای ماقبل تاریخ در تمامی این استانها یافت شده است.
استانهای مناطق زاگرس میانی عمدتا در قلمرو دو قوم کهن ایران یعنی اقوام کرد و لر(لرهای کوچک و بختیاریها) و همچنین بخشی نیز در قلمرو اقوام ترک که عمدتا ترکان قشقایی را شامل می شود، قرار دارد که استانهای همدان و لرستان مرز میان اقوام لر و کرد می باشد و مناطق جنوبی استانهای ایلام و کرمانشاه نیز عمدتا لک زبان می باشند که فرهنگی بینابینی میان اقوام کرد و لر دارند، بخش قابل توجهی از طوایف ترک در قسمتهایی از استانهای چهارمحال وبختیاری، کهگیلویه و بویراحمد و فارس استقرار دارند.
مناطق شمالی و شمال غرب زاگرس میانی استانهای قلمرو اکراد و مناطق جنوب و جنوب غرب قلمرو اقوام لر و بختیاری است.
تشابه فرهنگی میان اقوام زاگرس نشین با وجود تفاوتهای زبانی وگویشی میان تبارهای کرد، لر و ترک، این مناطقه را به گنجینه ای از فرهنگ کهن ایران زمین تبدیل کرده، وجود سه زیست بوم شهری، روستایی و عشایری در استانهای محدوده زاگرس جاذبه های اکوتوریسمی قابل توجهی را در این مناطق ایجاد کرده و تمامی این خرده فرهنگهای متنوع بر طبیعت زیبای زاگرس میانی گسترش یافته و در طول هزاران سال نشو و نما کرده اند.
هفت استان زاگرس میانی در مجموع 7.6 درصد وسعت و 12 درصد از جمعیت کشور را به خود اختصاص داده اند، در میان این هفت استان کردستان و لرستان بیشترین وسعت و کهگیلویه و بویراحمد و چهارمحال و بختیاری کمترین وسعت را نسبت به سایر استانهای زاگرس میانی دارند.
از نظر جمعیت نیز استان کرمانشاه با سهم 2.6 درصدی از جمعیت کشور و پس از این استان لرستان و همدان با سهم 2.4 درصدی، پرجمعیت ترین استانهای منطقه زاگرس میانی محسوب می شوند.
کم جمعیت ترین استانهای منطقه زاگرس ایلام و کهگیلویه و بویراحمد هستند که با سهم 7 و 8 دهم درصدی از جمعیت کشور در زمره کم جمعیت ترین استانهای کشور و زاگرس میانی محسوب می شوند.
با توجه به وضعیت کوهستانی استانهای زاگرس میانی، بخش قابل توجهی از وسعت این استانها را زمین های شیب دار تشکیل می دهد و از نظر تولیدات کشاورزی در مقایسه با استانهای خوزستان، فارس و خراسان رضوی، تولیدات این استانها رقم پایینی دارد، به گونه ای که مجموع تولیدات کشاورزی هفت استان منطقه زاگرس میانی تقریبا به اندازه یکی از استانهای صدر جدول از نظر تولیدات کشاورزی است.
از نظر صنعت؛ کل صنایع ایجاد شده و دارای پروانه بهره برداری در هفت استان منطقه زاگرس میانی حدود 7200 واحد تولیدی است که این تعداد حدود 1500 واحد کمتر از تعداد واحدهای صنعتی ایجاد شده در استان اصفهان (قطب صنعت کشور) است.
در بین استانهای منطقه زاگرس میانی، استان لرستان و همدان هرکدام با بیش از 1300 واحد تولیدی از نظر کمی بیشترین تعداد واحدهای تولیدی را دارند و استان ایلام با 545 واحد کمترین تعداد واحدهای تولیدی را دارد.
بر اساس اطلاعات سازمانهای صنایع و معادن استانهای زاگرس میانی، حدود 30 درصد واحدهای تولیدی این استانها غیرفعال بوده و حدود 50 درصد این واحدها نیز با ظرفیت بین 30 تا 60 درصد فعالیت می کنند.
اما نکته قابل توجهی که پس از این مباحث باید مورد توجه قرار گیرد این است که ضعف زیرساختهای اقتصادی استانهای خوش آب هوای زاگرس میانی در سه دهه گذشته باعث شده تا دو اتفاق به ظاهر متناقض با یکدیگر در این استانها رخ دهد، اول کاهش شدید نرخ رشد جمعیت و دیگری افزایش شدید نرخ بیکاری.
عمده استانهای منطقه زاگرس میانی نرخ رشد جمعیت پایین تر از متوسط کشور و نرخ بیکاری بالاتر از متوسط کشور دارند، حال آنکه با توجه به وضعیت مناسب اقلیمی، سهم کم از جمعیت و وسعت کشور باید وضعیتی برخلاف شرایط موجود از نظر رشد جمعیت و نرخ بیکاری در این استانها حاکم باشد.
اکثر استانهای منطقه زاگرس میانی به دلیل ساختار روستایی و عشایری، در دهه اول بعد از انقلاب بالاترین نرخ رشد جمعیت را در کشور داشتند، کما اینکه استانهای لرستان، کرمانشاه و چهارمحال و بختیاری نرخ رشد بالاتر از چهار درصد را در دهه اول بعد از انقلاب دارا بوده اند اما هم اکنون پایین ترین نرخ رشد جمعیت کشور درهمین استانها مشاهده می شود، به عنوان مثال براساس نتایج سرشماری نفوس و مسکن سال 90 در استان لرستان نرخ رشد جمعیت در پنج ساله 90 - 85 معادل 44 صدم درصد(کمتر از نیم درصد)بوده و این درحالی است که نرخ رشدجمعیت کشور در این دوره 1.29 درصد بوده است.
همچنین نرخ رشد جمعیت استان کرمانشاه 69 صدم درصد، کهگیلویه و بویراحمد 76 صدم درصد، کردستان 73 صدم درصد، چهارمحال و بختیاری 86 صدم درصد و همدان 64 صدم درصد بوده و همه این استانها نرخ رشد کمتر از یک درصد را داشته اند.
اما درمقابل، نرخ بیکاری استانهای واقع در زاگرس میانی براساس آمارگیری نیروی کار در پاییز سال 93، برای کرمانشاه 15.3 درصد، لرستان 14.9 درصد، چهارمحال و بختیاری 14.1 درصد و کهگیلویه و بویراحمد 13.8 درصد بوده و در این سال متوسط نرخ بیکاری کشور 10.5 درصد اعلام شده است.
در بین استانهای ناحیه زاگرس میانی تنها استانهای همدان و ایلام با نرخ بیکاری 6.4 و 8.7 درصد نرخی بیکاری کمتر از متوسط کشور را داشته اند.
بر اساس آمار مرکز آمار ایران، در مقایسه با استانهای منطقه زاگرس، استانهای بوشهر، البرز، هرمزگان و کرمان به ترتیب با نرخ رشد جمعیت 3.11 ، 3.04، 2.37 و 2.07 بالاترین نرخ رشد جمعیت کشور را در سال 90 داشته اند، اما از نظر نرخ بیکاری شرایطی مناسبت تری از استانهای با رشد پایین منطقه زاگرس را تجربه کرده اند، نرخ بیکاری در بوشهر 7.8، البرز 9.6، هرمزگان 7.4 و کرمان 8.4 بوده که تمامی این چهار استان که بیشترین میزان رشد جمعیت را داشته اند، متوسط نرخ بیکاری کمتر از متوسط 10.5 درصدی کشور را دارا بوده اند.
نتیجه گیری:
آمارهای ارائه شده پرسشهای اساسی را ایجاد می کند که چرا استانهایی که در بهترین شرایط اقلیمی و آب و هوایی قرار گرفته، از جاذبه های متعدد اکوتوریسمی و تاریخی برخوردار بوده و جزو کم جمعیت ترین و کوچکترین استانهای کشور محسوب می شوند، در سطح پایینی از توسعه یافتگی قرار دارند؟
توسعه نامتوازن اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از موضوعاتی است که بارها از زبان برخی مسوولان نیز آثار زیانبار آن تشریح شده، تمرکز امکانات و سرمایه گذاریها در برخی از مناطق کشور باعث ایجاد جاذبه و شکل گیری پدیده 'توهم اشتغال' برای این مناطق شده است، تهران و دیگر کلانشهرهای کشور هر ساله پذیرای بخش قابل توجهی از جمعیت مهاجر استانهای کمتر توسعه یافته می باشند و هر روز بر مشکلات این کلانشهرها افزوده می شود.
حدود 20 سال قبل یکی از جامعه شناسان ایران این وعده را داد که حاشیه ها و حاشیه نشین ها روزی کلانشهرهای را خواهند بلعید و این روز خیلی بعید به نظر نمی رسد، هم اکنون اکثر کلانشهرهای کشور با پدیده های آلودگی هوا، کمبود آب، ترافیک، افزایش بیماری های ناشی از آلودگی ها، فقدان تناسب میان امکانات و جمعیت دست به گریبان هستند.
در دولت دهم برای خارج کردن مردم از پایتخت مشوقهای متعددی از ارائه تسهیلات تا واگذاری زمین و افزایش حقوق در نظر گرفته شد، اما این مشوقها نیز تاثیر چندانی برای کاهش بار جمعیتی تهران نداشت.
واقعیت این است که مردم مناطق توسعه نیافته بالاخره روزی از تحمل محدودیتهای موطن خود به تنگ می آیند و با تمامی علایقی که به موطن خود دارند، از آن دل خواهند کند و با موج مهاجرت، راهی مناطقی می شوند که در آن احتمال یافتن کار و زندگی بهتر برای آنان وجود داشته باشد.
هم اکنون این اتفاق برای استانهای مناطق زاگرس نشین که از ظرفیتهای مناسب اقلیمی برای توسعه نیز برخوردارند افتاده است، میزان پایین باروری و بیکاری بالا در این استان ها، هشدارهایی است که باید به صورت جدی مورد توجه برنامه ریزان کشور قرار گیرد.
نویسنده: کاظم شاملو