
خبرگزاری بسیج –سرویس اخبار ویژه
روزنامهی اطلاعات به مدیر مسئولی محمود دعایی ، با ذوق زدگی خبر زنده شدن خاطرهی کتابهای جیبی را اعلام کرد . کتبی که تحت نظارت MI6 در ایران منتشر میشد!
اطلاعات نوشت :« موسسه انتشارات علمي و فرهنگي در راستاي بازنشر آثار داستاني کلاسيک خود، آثاري چون بابا گوريو، نسل اژدها، خاطرات خانه مردگان، زنبق دره، زورباي يوناني، لبه تيغ، کشتن مرغ مينا، دزيره، خشم و هياهو، آواي وحش، تاراس بولبا، سپيد دندان، لايم لايت، ماه پنهان است، عقايد يک دلقک، گتسبي يزرگ، مادر، ناطور دشت، قلعه حيوانات، مرواريد، ئي ام فارستر، نقاب ديمتريوس، نوازنده نابينا را به زير چاپ برده است.»
این روزنامه بدون آوردن نام «همایون صنعتی زاده» موسس انتشارات اولیهی این کتب ، افزود :« شايان ذکر است که اين مجموعه در سال هاي گذشته، توسط «شرکت سهامي کتابهاي جيبي» به چاپ رسيده بود. اين شرکت در سال 1333شمسي به وجود آمد تا آثار ارزنده اديبان و رمان نويسان جهان را ترجمه کرده و در دسترس کتاب خوانان ايراني قرار دهد اما بعد از وقوع انقلاب اسلامي، با عنوان انتشارات علمي و فرهنگي به فعاليت خود ادامه داده و اينک چاپ مجدد آن آثار، با ويرايش و طرح جلد جديد، توسط انتشارات علمي و فرهنگي به بازار کتاب عرضه شده است.»
درست چند روزپیش ایلنا ارگان خبری حامیان کودتای آمریکایی – اسراییلی سال 88 در بخش فرهنگ و هنر با تیتر « وقتی بهشتِ انقلابهای مردمی؛ دوزخ میشود » به معرفی کامل آثار « جرج اورول (George Orwell)» از نویسندگان عرصهی ادبيات "ضد انقلابي" يا "انقلابستيز" پرداخت! این ادبیات هرچند در شكل و شمايلي مخاطبپسند ارائه ميشود، آبشخوري جز انديشههاي نوين استعماري برخي دول غربي ندارد. آثاري كه با پشتيباني پنهان دستگاههاي استعماري توليد ميشوند و سالها در ليست آثار پرفروش باقي ميماندند!
یکی از آثار «انقلاب ستیز»جوج اورول«قلعهی حیوانات» است.یعنی همان کتابی که هم ایلنا و هم روزنامهی اطلاعات به رپورتاژ آن پرداختند!
ایلنا که به معرفی این کتاب پرداخته بود ، نوشت :« قلعه حیوانات اثر اُرول، داستانی خیالی و استعارهای است در هجو بیرحمانه حکومتهایی که مدعی عدالت هستتند. اُرول در قلعه حیوانات نشان میدهد که «انقلاب برای برقراری عدالت» خیلی زود دستخوش توطئه میشود و به ضدخود تبدیل میگردد. در انقلاب حیوانات این داستان که نمادی از انقلاب لنینی 1917 شوروی است، خوکی به نام ناپلئون خوک بانفود دیگری به نام اسنوبال را به کمک سگها از مزرعه میراند و از آن پس همواره برای رعایت عدالت همه را «با مشکلی به نام دشمن» رو به رو نشان میدهد، اما اینکه دشمن چه کسی و چه چیزی است، معلوم نیست. حتی از نظر ناپلئون آنان که میخواهند مقوله دشمن را از حکومت عدالتپرور و عدالتخواه، حذف کنند، دارند نقشه نابودی آن را میکشند. در این داستان عدالت و برابری بهانه، وسیله، ابزار، دستاویز و مجوزی است برای استثمار بیشتر و افزایش ناآگاهی زیردستان. «همه برابرند اما عدهای برابرترند» شعاری است که باید آن پذیرفت، وگرنه خواه ناخواه دشمن شمرده میشوی. ناپلئون در این داستان کسی نیست جز فاسدترین و ستمگرترین رهبر تاریخ جهان یعنی یوسیف ویسارویچ جوکا شویلی معروف به استالین که طبق اسناد شوروی در یک روز معادل شصت سال حکومت تزارها آدم کشت. »
گفتنی است سازمان کتابهای جیبی مؤسسهٔ انتشاراتی ایرانی بود که توسط همایون صنعتی زاده تاسیس شد و هدف ظاهری آن انتشار کتاب در قطع جیبی و بعدها در قطع پالتویی و با قیمت اندک !!بود. از مهمترین کتابهای منتشرشده توسط این انتشارات مجموعهٔ دهجلدی تاریخ ایران باستان و مجموعهٔ سهجلدی سیر حکمت در اروپا(اثر پدرفراماسونری ایران محمد علی فروغی) است.
لازم به ذکر است که همایون صنعتی زاده، موسس و مدیرعامل موسسه فرانکلین سال 1304 در خانواده ای غربگرا از طبقه سرمایه داری در تهران به دنیا آمد و 4 شهریور 1388 در کرمان درگذشت.وی در دوران جوانی به حزب توده پیوست و چندی بعد به عنوان منشی در سفارت انگلستان مشغول به کار شد. صنعتی زاده یکی از پل های ارتباطی انگلستان با گروه های سیاسی ایران به شمار می رفت. از این رو، دولت دکتر مصدق او را به اتهام «فعالیت های سیاسی ضد دولت ایران و به نفع انگلستان» تحت تعقیب و مراقبت قرار داد.پس از کودتای 28 مرداد وی نمایندگی موسسه فرانکلین در ایران را بر عهده گرفت .این رابط CIAسعی بر آن نمود تا علاوه بر انتشار کتابهای مد نظر دولت آمریکا و زیر نام موسسهی فرانکلین از دیکتاتور بیسواد پهلوی فردی «خودساخته» در اذهان مردم به تصویر کشد. همچنین از اواخر دهه 1330 روابط خود را با اشرف پهلوی گسترش داد و ماموریت های فرهنگی مختلفی از وی گرفت.صنعتی زاده برای جلب حمایت های بیشتر خواهر دوقلوی شاه، نام اشرف را با وجودی که از سواد بیبهره بود، به عنوان مترجم روی کتاب مادر و بچه نوشته بنیامین اسپاک گذاشت، در حالی که ترجمه اثر فرد دیگری بود! وی در سال 1339سازمان کتاب های جیبی را تاسیس کرد و ریاست آن را به مجید روشنگر(جاسوس MI6) سپرد تا از این رهگذر امکان چاپ و انتشار کتب مد نظر سازمان جاسوسی بریتانیا میسر شود!
رپورتاژ برای کتب مدنظر MI6 در
ایران آن هم تحت لوای نام دیگری! بدون توجه دستگاههای نظارتی در حال وقوع است! و البته روزنامه اطلاعات در راستای پروژه تهاجم فرهنگی همچنان نقش پشتیبان جریان برانداز را بازی میکند!