۲۱ / تير / ۱۴۰۵ - 12 July 2026
17:03
کد خبر : 8535822
۱۲:۰۷

۱۳۹۴/۰۴/۱۱

صلح با معاویه، زبان پیکار امام(ع) با باطل

امام حسن(ع)، آن شبیه ترین به پیامبر(ص) و کریم اهل بیت علیهم السلام، شجاعت و سخاوت را از پدر آموخته بود، با مردمی زیست که دنیا را بر دین مقدم داشتند و در مقابل دشمنی ایستاد که بر عهد خود وفادار نماند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج خراسان جنوبی، ماه رمضان به نیمه که می‌رسد، نام خورشیدی بر سر زبان‌ها جاری می‌شود که بنا به روایات رسیده بسیار به جَد خود رسول الله(ص) نزدیک بود. مولود 15 رمضان امام حسن مجتبی(ع)، بیش از هر چیز به کریم بودن و سخاوت شهره یافته است.

پانزدهمين روز از ماه ميهمانی پروردگار مصادف با ميلاد امام حسن مجتبی (علیه السلام) است روزی که به احترام کرامت، بخشش و جود آن بزرگوار روز اکرام ناميده شده است.

حسن بن علی بن ابی طالب دومین امام شیعه و فرزند امام علی( ع) و حضرت فاطمه(س) است که در ۳۷ سالگی به امامت و خلافت رسید و در سال ۴۱ه‍.ق. با معاویه صلح کرد. دوره حکومت وی شش ماه و سه روز بود. پس از صلح، به مدینه رفت و ده سال در مدینه بود تا اینکه به شهادت رسید و در مدینه در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

عهده داری دو وظیفه سنگین امامت و خلافت، و ایفای نقشی حائز اهمیت در ایجاد و حفظ همبستگی میان مسلمانان و جلوگیری از افتراق، که در نهایت منجر به تن دادن امام به صلح با معاویه شد، تصویری کلی از شخصیت استوار و بردبار وی به دست می‌دهد. دوران خلافت و صلح امام با معاویه از مهم‌ترین رخدادهای حیات ایشان و نیز صدر اسلام بود که هم در زمان خود اسباب اتحاد گشت و هم به مثابه آموزه‌ای دینی-اخلاقی در طول تاریخ مسلمانان، خاصه شیعیان، بر چگونگی رویکرد به برخی مفاهیم اساسی مانند اقتدار، جنگ و صلح، تأثیر نهاد.


 سخاوت و شجاعت؛ ارثی که حسن(ع) از پدر گرفت

امام مجتبی(ع) در جنگ جمل، در رکاب پدر خود امیرمؤمنان در خط مقدم جبهه می‌جنگید و از یاران دلاور و شجاع علی(ع) سبقت می‌گرفت و بر قلب سپاه دشمن حملات سختی می‌کرد.

شجاعت حضرت به قدری بود که امیرمؤمنان(ع) در جنگ صفین از یاران خود خواست که حسن و حسین را از ادامه جنگ باز دارند؛ و فرمود جلوی این جوان را بگیرید که با کشتنش من از پا در می‌آیم، به راستی من از فرستادن این دو(امام حسن و حسینی) به کام مرگ دریغ می‌ورزم؛ چرا که با از بین رفتن این دو، نسل پیامبر قطع خواهد شد».

بالاتر از شب زنده‌داری

ابن عباس می‌گوید: امام حسن مجتبی(ع) در مسجد الحرام اعتکاف نموده و مشغول طواف خانه کعبه بود که مردی از شیعیان خدمتش آمد و گفت: یابن رسول الله! من به فلان شخص مقداری بدهکارم، اگر ممکن است شما قرض مرا ادا کنید. فرمود:متأسفانه در حال حاضر پولی در اختیار ندارم. گفت: پس از او بخواهید که به من مهلت بدهد. او مرا تهدید کرده که اگر بدهی خود را نپردازم مرا زندان بیفکند.

حضرت طواف خود را قطع کرد و همراه آن مرد براه افتاد تا نزد طلبکارش برود و از او مهلت بگیرد. ابن عباس می‌گوید: من گفتم یابن رسول الله گویا فراموش کردید که در مسجد قصد اعتکاف کرده‌اید؟ (چون شخص معتکف، قبل از پایان ایام اعتکاف، حق خروج از مسجد را ندارد) فرمود: فراموش نکرده‌ام ولی از پدرم شنیدم که پیامبر اسلام فرمود: هرکس حاجت برادر مؤمن خود را برآورد، چنان است که سالیانی دراز به عبادت پروردگار و شب زنده‌داری گذرانده باشد.

نجات از دست دشمن بی‌رحم

شخصی خدمت حضرت مجتبی(ع) رسید و عرض کرد:‌ ای فرزند امیرمؤمنان! تو را به خدایی که به شما نعمت فراوان داده سوگند می‌دهم به فریاد من برس که دشمنی ستمکار دارم که نه حرمت پیران را پاس می‌دارد، و نه به کوچکی صغیران ترحم می‌کند. حضرت که به جایی تکیه داده بودند، با شنیدن این سخن برخاسته و فرمودند: این دشمن کیست تا داد تو را از او بگیرم؟

عرض کرد: دشمن من فقر و نداری است. حضرت اندکی سر به زیر انداخته، سپس به خدمتکار خویش فرمودند: آنچه از مال نزد تو موجود است حاضر کن. او نیز پنج هزار درهم آورد و به آن مرد داد. و بعد، حضرت فرمودند: تو را به خدا سوگند می‌دهم هرگاه بار دیگر این دشمن به تو حمله کرد و در حق تو ستم روا داشت، او را نزد من بیاور تا شر او را از تو دور گردانم.‌

در جنگ جمل

هنگامی که ابوموسی اشعری فرماندار کوفه با فرستادگان امام علی(ع) برای مقابله با شورش داخلی (برپاکنندگان جنگ جملهمکاری نکرد، امام علی فرزند خود امام حسن را به اتفاق عمار یاسرهمراه با نامه‌ای به کوفه اعزام کرد. آن حضرت با سخنرانی خود در مسجد کوفه توانست حدود ده هزار نفر را به میدان جنگ بر ضد عثمانیها بکشاند

امام حسن قبل از جنگ جمل سخنرانی کردو امیرالمؤمنین وی را در این جنگ به میمنه (سمت راست) سپاه فرستاد برخی گفته‌اند که در این جنگ، حضرت علی(ع) به محمد حنفیه فرمود: این نیزه را بگیر و جمل [منظور شتر عایشه است که عده بسیاری در مقابل آن کشته شدند] را پی کن. محمد رفت و از شدت تیرباران بازگشت. پس از او حسن نیزه را گرفت و شتر را پی کرد

جنگ صفین

در جنگ صفین هنگامی که امام علی(ع) رزم او را دید برای محافظت از جان او و برادرش حسین(ع)،دستور داد تا آنان را به عقب برگردانند. امام علی(عفرمود: «پسرانم را از جنگ باز دارید که از به خطر افتادن جان آن دو بیم دارم و می‌ترسم نسل رسول خدا(ص) قطع شود در این جنگ، وقتی معاویه جنگیدن امام حسن را دید، کوشید تا وی را با وعده‌هایی از میدان به در کند. به همین منظور، عبیدالله بن عمر ـ فرزند کوچک خلیفه دوم را به میدان جنگ فرستاد تا امام حسن(ع) را با وعده خلافت از میدان به در کند. وقتی عبیدالله، امام مجتبی(ع) را مشغول کارزار دید، نزدیک رفت و گفت: «با تو کاری دارم». امام دست از جنگ کشید و نزدیک آمد. عبیدالله پیشنهاد معاویه را به امام رسانید. امام با تندی فرمود: گویی می‌بینمت که امروز یا فردا کشته خواهی شد، ولی شیطان فریبت داده و این کار را برایت زیبا نموده است تا روزی که زنان شام بر جنازه‌ات بگریند.

به زودی خدا بر زمینت می‌زند و جنازه‌ات را با صورت به خاک می‌کشد. عبیدالله به سوی خیمه‌گاه بازگشت. معاویه با دیدن حالت او، خود به جواب پی برد و گفت: "او پسر همان پدر است

حضرت علی برای جلوگیری از وقوع فتنه و اختلاف بعد از جریان حکمیت، فرزندش امام حسن را فراخواند تا با سخنرانی و با بیان دلیل و برهان، واقعیت امر را بر مردم آشکار کند و امام حسن نیز چنین کرد.

امام حسن(ع) می فرمایند "بخدا سوگند که آنچه ما را از جنگ با شامیان بازداشت نه شک بود و نه پیشیمانی، بلکه [قبلاً] جنگ ما با شامیان با سلامت [فکر] و پایداری بود، اما [اکنون] دشمنی، سلامت را ربود و بیتابی، پایداری را؛ و شما [کوفیان] در آغاز کارتان در صفین دینتان را بر دنیاتان مقدم می‌داشتید، ولی امروز دنیاتان را بر دینتان مقدم می‌دارید.

بَلاذُری می‌نویسد: معاویه سفیدنامه‌ای را که پایان آن مهر زده بود نزد حسن(ع) فرستاد تا آنچه خواهد بنویسد و او چنین نوشت:

این صلحنامه حسن بن علی و معاویة بن ابی سفیان است، با او صلح می‌کند که ولایت مسلمانان را بدو بسپارد بدان شرط که:

  1. به کتاب خداو سنت پیامبر و سیرت خلفاء صالح رفتار کند.
  2. کسی را ولیعهد خود نسازد و پس از او کار با شورای مسلمانان باشد.
  3. مردم هر جا باشند بر جان و مال و فرزندان خود ایمن خواهند بود.
  4. معاویه نباید در نهان و آشکار غائله‌ای علیه حسن(ع) برپا کند و یا کسی از یاران او را بترساند.

عبدالله بن حارث و عمرو بن سلمه بر این صلحنامه گواهند

با شروط تعیین شده توسط امام حسن(ع)، در نیمه نخست سال ۴۱ق، معاهده صلح امضا شد ولی معاویه به رغم پذیرش آنها، در نخستین حضورش در کوفه -که برای ملاقات دو سپاه معین شده بود- با ایراد خطبه برای مردم، همه عهود خود را زیرپانهاده تلقی کرد. وی ضمن آنکه امام حسن(ع) را خواستار صلح معرفی نمود، به امام علی(ع) هم ناسزا گفت. امام حسین(ع) قصد پاسخ دادن کرد، اما برادرش او را بر حذر داشت و خود در خطبه‌ای، وصفی کلی از موضوع معاهده و پیشنهاد صلح معاویه را برای مردم شرح داد و سپس با بیانی شیوا در پاسخ به بی‌حرمتی به پدرش، به مقایسه اصل و نسب خود با معاویه پرداخت این عمل وی بسیار بر معاویه گران آمد .


منابع:بحار الانوار، همان، ج 43، ص 332

حیاة الامام الحسن علیه السلام، همان، ج 1، ص 324

مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب، قم، انتشارات علّامه، ج 4، ص 21.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید