
خبرگزاری بسیج – سرویس اخبار ویژه
روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام به انتشار اظهارات هاشمیرفسنجانی در سیودومین اجلاس مدیران و رؤسای آموزشوپرورش پرداخت . هاشمی با بیان این نکته که مردم تحولخواه ایران تازهترین تحول را در انتخابات ریاستجمهوری سال ٩٢ آفریدند، گفت: «مردمی که همه فکر میکردند مأیوس و ناامید هستند، یک دفعه تصمیم گرفتند و با تغییر در خودشان، بزرگترین تحول اخیر را ایجاد کردند، درحالیکه دولت و... با حمایتهای آشکار از جریان دیگری طرفداری میکردند».
اظهارات هاشمی رفسنجانی در حالی مطرح می شود که حسن روحانی با حمایت اصلاحات کارگزاران و با وعدههای بهبود 100روزهی مشکلات اقتصادی و انصراف کاندیدای اصلی اطلاح طلبان به نفع وی با تنها اختلاف 7% آرا توانست نظر مردم را جلب کند.همچنین اسفندیار رحیم مشایی به عنوان کاندیدای معلوم الحالی که به عنوان کاندیدای رسمی مورد حمایت دولت شناخته میشد، به علت عدم احراز صلاحیت در انتخابات شرکت داده نشد!
وی در ادامه با اشاره به مذاکره با امریکا گفت: «رهبری نظام براساس همان تصمیم اعلام کرده بودند که با مذاکره مخالف نیستم و دولت روحانی که برای این کار انگیزه داشت، این را در اولویت برنامههای خود قرار داد...دکتر روحانی که همیشه در همه کارها متعادل بود، کار سختی را شروع کرد که البته تجربه آن را در ماجرای قطعنامه ٥٩٨ داشتیم».
لازم به ذکر است هاشمی رفسنجانی در خاطره ای که در پایگاه اطلاع رسانی وی منتشر شده بود، از آخرین روزهای حیات امام (ره) و نظر ایشان درباره قطعنامه اینگونه سخن گفت: «... با اینکه دیر وقت بود، به بیمارستان [قلب جماران] رفتم. امام با زحمت حرف می زدند. با صدای ضعیف به من فرمودند: داروی زهری که قطعنامه را پذیرفتم، برایم تلخ بود و تعبیر به جام زهر کردم، اما امروز که می بینم بعد از مرگ من، کشور مشکل جنگ ندارد، آن تلخی برایم شیرین است. از شنیدن کلمه مرگ تکان خوردم و اشکم ریخت. سکوت کردم؛ نمی خواستم امام آن منظره را ببینند.»
این خاطرات در حالی از سوی رئیس مجع تشخیص مصلحت نظام مطرح می شود که اوضاع روحی امام خمینی پس از پذیرش قطعنامه چنان آشفته شد که حتی مقاومت جسمی خود را نیز از دست داد و حاج احمد خمینی(ره) در این باره یادآور می شوند:«شما روحیه امام را در نظر بگیرید چه روحیه عزیزی است، وقتی در معادلات به این نتیجه رسیدند که باید (قطعنامه ) را قبول کنند گفتند: من جام زهر قطعنامه را می نوشم. من کنار امام بودم، امام مرتب مشتشان را می زدند روی پایشان، می گفتند: آ، آ. برای اینکه تلویزیون ما داشت رزمندگان را نشان می داد، صحنه های جنگ را نشان می داد؛ اما امام با آن روحیه آمده بودند (قطعنامه را ) قبول کرده بودند. و در آن نامه ای که امام (درباره قطعنامه) نوشته بودند فرمودند: خانواده شهدا، خانواده اسراء، من تا به حال جنگیدم و در جنگ عقیده ام این بود که به نفع شماست؛ امروز این عقیده را ندارم و قطعنامه 598 را قبول می کنم.»