رئیس جمهور در حد یک رای میتواند نظر بدهد، ولی آیا او نظر خودش را
در انتخابات اعمال نمیکند؟! معمولاً برای افراد سخت است که بتوانند شخصیت حقیقی
خودشان را از شخصیت حقوقیشان جدا کنند، بهنظر میآید که دولت از این موضوع و
موقعیت هم استفاده کند برای تلاش در جهت پیروزی جناح خودش، مثلاً یکی از راههایی
که وجود دارد این است که مردم تقاضا دارند نمایندگان امکاناتی را وارد منطقه خود
کنند. از بین کسانی که نماینده هستند یا مسئولیتی دارند اگر دولت با دادن امکاناتی
به شهرهایی که نمایندگان آن شهرها اصلاحطلب هستند و آنجا هزینه کنند، عملاً دولت
آن نمایندهها را تقویت کرده، چون گاهی مردم شهرستانها به امکاناتی که در یک دوره
وارد میشود نگاه میکنند. اصلا با این هدف ممکن است امکاناتی را از یک شهری دریغ
کنند که ممکن است نماینده اصولگرا داشته باشد و امکانات را به منطقهای بدهند که نماینده
آن اصلاحطلب است و این کار را دارند انجام میدهند.
وی در همین ارتباط افزود: یکی از کارهایی که در حال حاضر انجام میشود
این است که اگر قرار باشد دولت بودجه و پولی را به یکی از شهرها و یا روستایی
بدهد، به نمایندهای که طرفدار خودش است اعلام میکند که به مردم شهر وعده آن را
بدهد و بگوید تلاش میکند تا این کار بشود. آن وقت پولی که دولت هزینه میکند اینها
میگذارند پای تلاش آن نمایندهای که میخواهند.
گاهی پولهای دولتی بهواسطه مجلس هزینه میشود، آن هم بهوسیله
نمایندگانی که از آن جناح هستند. این کارهایی است که برای فتح مجلس انجام میدهند.
منتها اینجا آگاهی افکار عمومی خیلی مهم است. یکی از مشکلاتی که ما در آگاهی افکار
عمومی هنگام انتخابات داریم این است که در بعضی شهرها نسبت به شهرستانهای دیگر از
امکانات کمتری برخوردار هستند. مردم میگویند
به نمایندهای رای بدهیم که با دولتمردان رابطه خوب داشته باشد، تا بتواند امکانات
بیشتری جلب کند، یا به کسی رای بدهیم که میدانیم رای میآورد، چرا که بعداً
بتوانیم بگوییم ما به تو رای دادهایم برای ما این کار را انجام بده! لذا یکی از
تاکتیکهایی که معمولا نامزدها به کار میبرند این است که با ترفندهای مختلف خود
را پیروز انتخابات جلوه دهند.
این محقق و پژوهشگر دانشگاهی به موضوع نفوذ امریکا در ارکان فرهنگی با
تغییر نگرشهای ارزشی پیرامون استکبارستیزی و حمایت از ارزشهای متعالی دینی در
کشورمان پرداخت و گفت: مقام معظم رهبری سالها است بحث شبیخون فرهنگی را مطرح کردهاند،
موقعی که دیگران مو را نمیدیدند، ایشان پیچش مو را میدید و هشدار میدادند، من
معتقدم که دشمن نیازی به این کار ندارد، چون خودیها این وظیفه را برایش
انجام میدهند. مثلاً یکی از استراتژیهای دشمن استعمارگر این بود که کشورهای نفتخیز
باید وابسته به فروش نفت خام باشند. برای
اینکه نفت خامی که نیاز آنها است، اهرم قدرت دست کشورهای نفتخیز نباشد، آنها را
وابسته به فروش نفت کردهاند تا تولید ثروت نکنند، برای اینکه ثروت تولید نشود
باید کار نکنند و برای اینکه کار نکنند باید فرهنگ کار خراب بشود. یکی از کارهایی
که رژیمهایی مثل رژیم پهلوی کرد ایجاد این فرهنگ بود مأمورند و باید عمل کنند.
بخش دوم استراتژی هم این بود که درآمدهای حاصل از فروش نفت نباید صرف
امور عمرانی و زیربنایی تولید شود و باید در مصرف از دست برود در مصرف و مصرفزدگی
از دست برود و باز برای این که پول به جیب آنها برگردد، باید مصرف کالاهای خارجی
رایج بشود. از نظر فرهنگی کاری کردند که کالای مصرفی خارجی نشانه تشخص اجتماعی
باشد. بعد از انقلاب این هر دو سیاست ادامه دارد. یعنی هم فرهنگ کار ضعیف است و من
می گویم ضعیفتر هم شده است. در واقع خودیها به آن دامن زدهاند. شما یک سریال یا
فیلم سینمایی را نشان دهید که در ایران از کار کردن به عنوان سگدویی یا جون کندن
و یا خر حمالی کردن یاد نکنند. یک سریال یا فیلم سینمایی در ایران نشان بدهید که
در آن تبلیغ کالای خارجی نباشد. من تقریباً میتوانم بگویم که ندیدهام. شاید
سریال پایتخت نسبت به بقیه سریالها از این لحاظ وضعش بهتر بوده باشد. من معتقدم
باید اصلاح بکنیم منتها فرهنگسازهای ما باید خودشان را اصلاح کنند.
قدیری ابیانه سپس به موضوع توافق هستهای پرداخت و بیان کرد: هنوز
توافق امضاء نشده و به تایید هم نرسیده که بخواهیم پیرامون آن اظهار نظر کنیم، چون
هم کنگره امریکا و هم ما باید تاییدش کنیم. اگر دو طرف تایید کردند، تازه اجرا
شدنش آغاز میشود. بندهایی در این توافق آمده که راههایی را بر ما میبندد و در حقیقت از یکسری خطوط قرمزها هم عبور شده است. توافق در شورای امنیت
ملی در دست بررسی است. بعضی هم میگویند متن توافق در مجلس هم باید بررسی و تصویب
شود که البته برای به مجلس بردن یا نبردن آن اختلاف نظرهایی وجود دارد.
وی با اعلام اینکه موارد نظامی موجود در توافق جزو اختیارات دولت
نبوده که پیرامون آنها در مذاکرات بحث شده و این موارد از اختیارات رهبری است، در
زمینه جنبشهای مقاومت و حمایت ایران از آنها، بیان کرد: هستند
کسانی بهویژه جناح اصلاحات که معتقدند ما نباید کاری به این کارها داشته باشیم و
باید گلیم خودمان را به اصطلاح از آب بیرون بکشیم و حتی راجع به این که همچنین
موضعی در مورد اسرائیل داریم و آن را به رسمیت نمیشناسیم، رودربایستی میکنند و چیزی
نمیگویند وگرنه بعضیها شاید بگویند به رسمیت بشناسیم. در بین مردم هم هستند
کسانی که میگویند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. اینها به خاطر تحلیل
اشتباه از اوضاع است.
کری و اوباما بارها اعلام کردند وقتی صحبت از گزینه نظامی شده علیه
ایران، گفتند اگر ما به ایران حمله کنیم، حزبالله اسرائیل را بمباران میکند و
این را از موانع حمله نظامی به ایران دانستند و راست هم میگویند.
یعنی کمک به حزب الله، حماس و سوریه و یمن یعنی دسترسی ایران به عمق
اسرائیل که از موانع حمله نظامی علیه ایران است. البته ما بخاطر مسائل انسانی و
اسلامی کمک میکنیم. مثلاً کمکی که در صندوق صدقات ریخته میشود و میگویند این
کمک را در را خدا انجام بدهید، خدا 70 نوع بلا را دور میکند. اگر بهخاطر مسائل
اسلامی و انسانی هم نبود و فقط مسائل منافع و امنیت ملی خودمان را در نظر میگرفتیم
و فقط برای ممانعت از آغاز جنگ علیه خودمان بود، کمکها بیشتری باید میکردیم.
در حال حاضر، این حزبالله هست که مورد سوال واقع میشود، که چرا
لبنان را بهخاطر ایران دچار مشکل میکند و در معرض حملات اسرائیل قرار میدهد. در
حقیقت حمله به حزبالله، حماس، یمن، سوریه و ... برای این است که مانع مهم حمله
نظامی به ایران برداشته شود. من معتقد هستم باید کمکها را بیشتر کنیم، منتها باید
مردم را آگاه کنیم و این از وظایف رسانهها است که مرز بندیها را برای مردم ملموس
سازند که این نوع کمکها به نفع خود ملت ایران است.
وی ادامه داد: الان اگر از مردم سوال شود عراق را رها کنیم که داعش
حاکم شود یا برویم جلو داعش را بگیریم، مردم میگویند برویم و جلو داعش را بگیریم،
چون میدانند اگر اینها در عراق حاکم شوند بدتر از صدام خواهند بود، و اگر پایشان
به ایران باز شود، ناموس ملت را به حراج خواهند گذاشت. کما اینکه در عراق و سوریه
این کار را کردند. الان وضع داعش را درک میکنند حتی مخالفین و لامذهبها مایلند
دولت و سپاه و دیگران کاری کنند. آنها حتی نتوانند به مرز ایران نزدیک شوند. منتها
این خطر در مرز ما را عدهای میفهمند و عدهای هم درک نمیکنند. اینهایی که خطر
داعش را در نزدیکی مرز درک میکنند، خطر عدم حمایت از حزبالله، حماس و سوریه را
متوجه نمیشوند، در حالی که داعش رو هم اسرائیل ایجاد کرده است.
این دیپلمات با سابقه کشورمان با مخالفت نسبت به تعرض به سفارتخانهها،
حفاظت از سفارتخانهها را از پروتکلهای معتبر جهانی دانست و در رابطه با بازگشایی
سفارت انگلیس گفت: این تظاهرات اخیر علیه بازگشایی سفارتخانه را من میپسندم.
تظاهرات شود شعار هم بدهند و اعلام کنند ما از انگلیس متنفر هستیم، اما دیگر حمله
نکنند. نیروهای پلیس هم موظف هستند از سفارتخانه حمایت کنند و جلو تظاهرات غیر
قانونی را هم بگیرند. قانوناً موظف هستند، اما دلیلی بر خشونت نیست.
نباید با کسانی که دلسوز نظام هستند و اعتراض میکنند به این قضایا و
حتی اعتراض دارند به بازگشایی سفارتخانه، برخورد تندی کنند. هر کس باید وظیفه خودش
را درست انجام بدهد. نیروی انتظامی از آنجا حفاظت بکند و من و شما هم اگر خواستیم
تظاهرات کنیم، قانونی و مسالمتآمیز شعارمان را بدهیم، ولی ورود غیرمجاز نداشته
باشیم. ضرب و شتم نداشته باشیم و پلیس هم دخالت
بکند اما بدون اعمال خشونت.
این استاد دانشگاه، دولت را سزاوارتر از هر کسی در اجرای قانون دانست
و گفت: کسانی که میخواهند قانون را نقض کنند،
همیشه دم از قانون میزنند و اینطور نیست که چیزی آنها را نگران کرده باشد. ما
توقع داریم که رئیس جمهور طبق قانون اساسی عمل کند و توقع داشتیم طبق قانون یارانه
ثروتمندان قطع شود و دولت این کار را نکرد. ما توقع داشتیم مطابق با سوگندی که یاد
کردند از قانون اساسی پیروی کنند، ولی می آیند میگویند شورای نگهبان نباید در
مورد صلاحیت نامزدها نظر بدهد و این کار با قوه مجریه است. با وجود این که در
قانون اساسی تصریح شده است و او میداند ولی میگوید و کار خلاف قانون انجام میدهد،
درحالی که او حقوقدان است. اما این که چرا این حرف را میزند و چرا دوست دارد
تایید صلاحیت نامزدها با شورای نگهبان نباشد به همان دلیل که دوست دارد تایید
صلاحیت وزرا با مجلس نباشد، دوست دارد هر کسی او تعیین میکند دیگر نیازی به تایید
مجلس هم نباشد، کما اینکه برای انتخاب معاونینش اینطور است، برای انتخاب معاون اول
یا معاون اجرایی و دیگر معاونین احتیاجی به تایید مجلس ندارد. او دوست دارد که
افرادی که هم جناح هستند و در فتنه یا در جایی دیگر خلافی کردهاند، اگر از حزب و
جناح او معرفی شدند احراز صلاحیت شوند.
وی در ادامه یادآور شد: حالا من میخواهم این سوال را مطرح کنم فرض
کنیم در دوره آقای احمدی نژاد هستیم. آیا آقای
روحانی حاضر بود تایید صلاحیت با شورای نگهبان نباشد و دولت این کار را انجام
بدهد؟ هرکسی که آقای احمدینژاد خواست تایید کند و خواست رد کند یا فقط زمانی که
خودش مسئول است چنین چیزی را دوست دارد؟ قطعاً آن زمان ترجیح میدادند تایید
صلاحیتها با دولت یا هیئت اجرایی که دولت تعیین میکند نباشد و ترجیح میداد
شورای نگهبان نظارت کند. اما الان که خودشان مسئول هستند دوست دارد خودش این کار
را انجام بدهد.
اصولاً اینکه یک نفر دوست داشته باشد همه اختیارات کشور در دستش باشد،
این اشکال بزرگی است. حتی او در تفسیر حق نظارت در اجرای قانون اساسی که با خودش
است تفسیر به رای میکنند. آقای احمدی نژاد این تفسیر به رأی را از سال آخر شروع
کرد که نظارت بر قانون اساسی یعنی سایر قوا را هم من نظارت کنم. من تذکر بدهم، من
بگویم این کار شما خلاف است. آقای روحانی تفسیر به رای را از اول کار شروع کرده
است. یک قوه نمیتواند برای قوای دیگر تعیین تکلیف کند. حداکثر
میتواند نظارت کند و گزارش بدهد به رهبری! در حد گزارشدهی است. من هم میتوانم گزارش بدهم به رئیس جمهور، من هم بهعنوان شهروند میتوانم
نامه بنویسم به رئیس جمهور و بگویم این مشکل در سیستم اجرایی یا در جای دیگر وجود دارد. ولی مرجع قانونی نیستم. من می توانم شکایت کنم. مثلا از برادرم به پدرم، ولی اگر بخواهم شکایت حقوقی کنم باید به
دستگاه قضایی شکایت کنم و گرنه این نوع شکایتها که ارزش حقوقی ندارد.
قدیری ابیانه آستان تحمل دولت آقای روحانی را ناکافی توصیف کرد و
اظهار کرد: آقای رئیس جمهور در صحبتهای خود گفتند که بعضیها به من نامه مینویسند
و از طرحهای ما حمایت میکنند، اما حمایت خود را علنی اعلام نمیکنند. یعنی
انتقادش از این بوده است که چرا حمایتها علنی نمی شود. زبانی میگویند که نقد
کنید ولی منظور او از نقد کردن همان تعریف است چون اگر کسی نقد کند و نقدش انتقاد
باشد، به نقاط ضعف تکیه کند متهم میشود به بی سوادی، به بی شناسنامه بودن و
پیشنهاد میشود بروند به جهنم! و راه را بر انتقاد میبندند. ما باید انتقاد کردن
را هم یاد بگیریم. مثلا در همین مذاکرات، نوع انتقاد باید
طوری باشد که هیئت ایرانی در مذاکرات تقویت شود نه تضعیف. یک زمانی ما میگوییم که
این هیئت بی سواد است و بلد نیست ما قبولش نداریم این میشود تضعیف هیئت مذاکره
کننده. یک زمانی هم ما میگوییم که هیئت مذاکره کننده ما به تو اعتماد داریم، ولی
دشمن خیلی فریب کار است و باید مواظب باشید فریب آنها را نخورید. اینجا تاکید میشود
روی فریب کاری دشمن و در حقیقت نوع انتقاد، تضعیف کننده طرف مقابل هیئت مذاکره کننده
است.
ما باید مراقب باشیم در انتقاد کردن جبهه خودمان را تضعیف نکنیم نه
تنها در انتقاد کردن حتی در حمایت کردن. مثلاً ما مذاکراتی انجام دادیم و متنی
نوشته شد و هنوز هم توافق نهایی انجام نشده، آن وقت یک عدهای توی ایران جشن میگیرند
و این به ضرر ایران و هیئت مذاکره کننده است. حالا که هنوز چیزی نشده جشن میگیرید،
یعنی توافق را پسندیدیم جشن گرفتیم. اینجا راه را میبندیم بر امتیاز دیگر.
بنابراین هم نوع انتقاد و هم نوع حمایت باید طوری باشد که موضع ایران در جهان
تقویت شود، ولی معمولاً خود هیئت مذاکره کننده، دولت، رسانهها و شخصیتها متوجه
نیستند و رعایت نمیکنند.
به نظر من انتقاد سازنده و منصفانه روشن کننده ابعاد برجام و مذاکرات
به نفع مردم و به نفع هیئت مذاکره کننده و دولت است ولی خوب بعضیها این طور تشخیص
نمیدهند و فکر میکنند هر چی گفتند دیگران باید بپذیرند و چیزی هم نگویند و نیازی
هم به پاسخ گویی احساس نمیشود.
دو طرف مذاکره کننده 5+1 لازم باشد تحریف میکنند هم طرف ایرانی و هم
طرف غربی هر کدام روی نیمه پر که احساس میکنند به نفع خودشان است مانور میدهند و
چیزی از نیمه خالی نمیگویند یعنی هم طرف ایرانی و هم طرف امریکایی این کار را
کردهاند و برای مثال طرف امریکایی یکبار هم حاضر نشد بگوید غنی سازی ایران را به
رسمیت شناختیم بلکه میگویند ما غنی سازی ایران را محدود کردیم. در حالی که به
رسمیت شناختند و اطلاعات را طوری منتشر میکنند که افکار عمومی آن را بپسندد و به
نظر من در سیاست ما هم باید نیمه پر و هم نیمه خالی را ببینیم و واقع بینانه حقایق
را آنطور که هست مطرح کنیم.