
خبرگزاری بسیج – سرویس اخبار ویژه
در روزهایی که فیلم فاخر و ارزشمند محمد رسول الله(ص) مجید مجیدی با فروش بی سابقه و استقبال مردمی خیره کننده مواجه گشته است ، عده ای علت عدم توفیق برخی کارگردانان معلوم الحال را حال بد سینما می دانند!
احمد طالبینژاد در روزنامهی شرق نوشت :« وقتی این همه، جشن و بزرگداشت و مراسم اهدای جایزه برای سینمای ایران برگزار میشود، یک معنایش میتواند این باشد که حال سینما و سینماگران خوب است. اما وقتی پای درد دل سینماگران از فیلمساز و بازیگر و تهیهکننده گرفته تا نویسنده و منتقد مینشینی، همه از وضع موجود مینالند وگلهمندند. چرایياش هم گاهی بستگی دارد به حال و روز افراد. »
طالبی نژاد افزود:« اگر در مراسم جشن خانه سینما، فیلم درخشانی مثل قصهها ساخته رخشان بنیاعتماد، حتی کاندیدای جایزه هم نمیشود، درحالیکه اغلب سینمادوستان، این فیلم را از هر جهت بهترین اثر سینمای ایران میدانند که در سالهای اخیر ساخته شد ولی به دلایلی نامعلوم، در میان برندگان امسال، حتی نامی از این اثر برده نمیشود و صدای هیچکس هم درنمیآید تو گویی چنین فیلمی اصلا وجود ندارد. اگر ناصر تقوایی سالهاست فیلم نمیسازد، هزار و یک دلیل دارد. کسی رفت سراغش تا دلایل او را بشنود؟ اگر مهرجویی به تئاتر روی آورده، آیا به این دلیل نیست که میخواهد مانع بازنشستگی زودهنگامش شود؟ اگر کیمیایی خود را در مدرسهاش محصور کرده، آیا تنها به این دلیل است که یکی، دو فیلم آخرش در اکران موفق نشدهاند و به همین خاطر کموبیش دلسرد و غصهدار است؟ و اگر سینماگر برجستهای همچون بهرام بیضایی جلای وطن میکند، آیا به این دلیل نیست که از وضعیت موجود خسته شده؟ چه میدانیم که او چقدر صبوری به خرج داد و خون دل خورد تا در سرزمین مادری آثارش را خلق کند که نشد؟ و اگر عباس کیارستمی، فیلمسازی در غربت را به خلق اثر در سرزمین مادریاش ترجیح میدهد؛ آیا کسی خبر دارد که در چه حال و روزی است؟ اینها و نمونههای دیگری از این دست اگرها، بیانگر این است که خیر؛ حال سینما و سینماگران چنان که فکر میکنیم، خوب نیست. البته برخیها از این قاعده مستثنا هستند. خوش به حالشان که بلدند نان را به نرخ روز بخورند، آن هم دورو کنجد.»
طالبی نژاد در حالی از فیلم بی قصه و غیر حرفه ای و بدون فیلمنامهی درست رخشان بنی اعتماد به عنوان بهترین اثر سینمای ایران نام می برد که این اثر صرفا عقدههای کارگردانی حامی فتنه از نظام جمهوری اسلامی ایران بود!فیلمی که صدای بسیاری از منتقدین را به سبب نداشتن قصهی درست و به تصویر کشیدن جامعهای سیاه و توهمی از ایران در آورد! طالبی نژاد بدون اشاره به مواضع ضد انقلابی برخی از این کارگردانان بالخص ناصر تقوایی (فیلم ساز معاند با انقلاب و نظام ) پا را فراتر گذاشته و فرار بهرام بیضای (کارگردان بهایی و ضد انقلاب) را خستگی از وضع موجود سینمای ایران می داند!
به نظر می آید با وجود سرو صدای بسیار زیاد ارگانهای خبری حامی کودتا از کارگردانان و فیلمهای حامی فتنه ، آنچه در نهایت شاهدش بوده ایم پشت کردن جامعهی ایرانی به تصویر دروغین نقش بسته توسط این افراد بر پردهی نقرهای سینماست!!!تا انجا که صدای عدهای در آمده و حال و روز سینمای ایران را در گروی حال کارگردانان حامی فتنه می داند!