خبرگزاری بسیج - سرویس اخبار ویژه
خبر کوتاه بود، فهرست اولیه 10 فیلم ایرانی برای معرفی به اسکار منتشر شد!وقتی مجری اخبار اسامی 10 فیلمی که هیات معرفی فیلم ایرانی به فرهنگستان علوم و هنرهای سینمایی گزارش داده است را خواند،تعجب کردم از شنیدن نام فیلم «قصهها»ساخته رخشان بنی اعتماد!و بیش از آن افسوس خوردم!
و اما دلیل تعجب و افسوسم؛چند ماه پیش بود که با همراهی یکی از دوستانم به تماشای فیلم بی سرو ته و بی قصه البته پر غصهی کارگردان جنبش سبزی سینمای ایران ، یعنی رخشان خانوم بنی اعتماد رفتم!خلاصهی آنچه دیدم این بود : شب بهترین انتخاب برای سیاه نشان دادن جامعهای بود که تنفروشانش برای در آوردن خرج دوای فرزندان به تاریکی اش پناه می جویند!معصومه(مهراوه شریفی نیا) در نقش تن فروش فیلمهای بنی اعتماد سوار بر ماشین پسر همسایهی قدیمیشان می شود!هرچند عباس (محمد رضا فروتن) دخترک همسایه را میشناسد و برای تهیهی داروی فرزند وی به سوی داروخانه می رود اما وقتی باز میگردد معصومه رفته است!قصهی معصومه همین جا تمام می شود و شاید در فیلم دیگر خانوم کارگردان به یک تن فروش نیاز شد و باز ما شاهد حضور معصومه بودیم!عباس به خانه می رود!برادرش در جریان آشوب های سال 88 دستگیر شده است به قول مادر «مثل جوونای دیگه رفته حرفشو بزنه» طوبا مادر عباس(با بازی گلاب آدینه) همراه کارگران اخراجی و بی حقوق یک کارخانه می شود تا به حق و حقوق خویش برسند، اما با برخورد بد حفاظت کارخانه مواجه می شود!کلا در فیلم بنی اعتماد حکومت و نمایندگانش هر نوع اعتراضی را به بدترین شکل خاموش می کنند!حکومت در این فیلم بد مطلق است! آنجا که مجری همین حکومت با ظاهری مذهبی به جای رسیدگی به کار ارباب رجوعی کراواتی، به پاسخ دلبری های معشوقه اش پشت تلفن و جویا شدن رنگ موی جدیدش مشغول است!اما در این میان دانشجوی ستاره دار اخراجی خوب مطلق است! دانشجویی که پس از اخراج از سر ناچاری رانندهی یک موسسهی حمایت از دختران و زنان بدسرپرست می شود!موسسهای که در آن زنی کار می کند که شوهرش صورتش را با آب جوش سوزانده و لقلقهی دهان این مرد بدجنس و ظالم قسم حضرت زهرا(س) است! حتما او هم مذهبی باید جلوه کند!!!!دانشجوی اخراجی با بازی (پیمان معادی) آنقدر خوب است که به دختر معتاد ایدزی با بازی (باران کوثری) در یک شب سیاه پیشنهاد ازدواج می دهد!!!!!
آنچه از«قصهها»ی بی داستان و بی سرو ته بنی اعتماد دریافتم این بود که کارگردان سعی داشته به من نوعی به زور بقبولاند در جامعهای زندگی میکنم که لجن سراپایش را گرفته است و مقصر شماره یک آن حکومت اسلامی است!هرچند هضم این همه سیاهی با انچه هروز در جامعهی سراپا نشاط و امید کشورم میدیدیم سنگین بود اما گوش هایم را تیز کردم و شنیدم از معدود تماشاچی هایی که همچون من فیلم برایشان باور پذیر و نمایندهی جامعهی آن ها نبود!شنیدم که یکی از همینان از بغل دستی پرسید:«یعنی واقعا اینجوریه جامعمون؟نه من فکر نمیکنم!گیاز داغشو زیاد کرده نه ؟؟؟»به زعم بسیاری از منتقدان ، فیلم بنی اعتماد بیانیهای سیاسی علیه نظام جمهوری اسلامی است!هرچند خود معتقد است اگر فیلمش بیانیه است باز هم ازین دست بیانیهها خواهد ساخت!
سال 90 بود که فیلم «جدایی نادر از سیمین»، ساخته اصغر فرهادی، عنوان بهترین فیلم خارجی جایزهرا از آن خود کرد، فیلمی که در سیاهنمایی از جامعهی ایرانی البته از «قصهها» حرفه ای تر و یک سرو گردن از لحاظ کیفی بالاتر بود!سال بعد فیلم ضد ایرانی «آرگو» ساختهی بن افلک برندهی جایزهی سیاسی اسکار شد!به نظر می رسد در میان هیات معرفی فیلم برای اسکار هستند افرادی که ذائقه و رویهی داوران اسکار را خوب می دانند! آن ها سیاهترین فیلم اخیر سینمای ایران را در لیست 10 فیلم منتخب قرار داده اند! تا اسکاری دیگر به چنگ سینمای سیاهنمای ایران بدهند، ولو به قیمت نمایش دروغین و خفت بار از کشور و جامعهای که در آن زندگی می کنند!آن هم وقتی علی جنتی با چراغ سبز این فیلم را واقعیت جامعهی ایران میداند!