۲۱ / تير / ۱۴۰۵ - 12 July 2026
11:54
کد خبر : 8573996
۰۷:۲۶

۱۳۹۴/۰۷/۰۵
سردار شهید سیاوش امیری:

اگر کفن نصیبم شد روی کفنم آرم سپاه را نصب کنید

درود بر خمینی کبیر و امت شهید پرور ایران. برقرار باد پرچم خونین اسلام. نابود باد کفر جهانی به سرکردگی آمریکای جنایتکار. درود بر جمهوری اسلامی
شهید بزرگوار سیاوش امیری در 15/6/ 1339 در خانواده ای متوسط از نظر مالی ولی بسیار مذهبی در شهرستان شازند از توابع اراک دیده به جهان گشود. در هفت سالگی پا به دبستان گذاشت و در سن 9 سالگی بنا به توصیه پدر و مادر به مسجد می رفت، و در همین زمان با قرآن آشنا شد. و در جلسات قرائت قرآن شرکت می کرد. در کلاس چهارم به علت استعداد زیاد و علاقه شدیدی که به قرآن پیدا کرده بود، یک جلد کلام الله مجید از طرف کارخانه قند شازند به وی هدیه کردند. و در همان سال ها بود، که به مدرسه فیضیه قم دعوت شد. از نظر حسن خلق و تقوی الگوی دوستان و آشنایان بودند.

به اهل خانواده و بستگان احترام خاصی می گذاشت به طوری که اگر می خواستند مثالی از تربیت و ادب بزنند سیاوش همیشه الگو بود.

در جلسات مذهبی شرکت می نمود. و اوقات فراغت خود را ورزش می کرد. بعد از پایان دوره ابتدائی دوره متوسطه را در مدرسه نظامی عروضی کارخانه قند طی نمود. در این مدت هیچ گاه از فرا گرفتن قرآن و رفتن به پای منابر مذهبی کوتاهی نمی کرد. تابستان کار می کرد و پول آن را به افراد بی بضاعت اهدا می کرد. چند نفر فقیر را از نظر مالی و غذا و تهیه دارو تحت پوشش خود قرار داده بود، با توجه به سن و سال کمی که داشت(18 سالگی). بعد از پایان دورۀ شش سال اول تحصیلی برای ادامه تحصیل وگرفتن دیپلم در دبیرستان امام علی علیه السلام (پهلوی سابق) اراک مشغول تحصیل شد. در مدت تحصیل در اراک یک منزل کوچک (سوئیت)اجاره کرده بودند با یکی از برادران به نام رضا آستانههم اتاقی بود. در اراک ضمن تحصیل به مطالعه و ورزش نیز مشغول بود. و با مسائل سیاسی روز آشنا شد. همچنین با تغییر و تحولات جهان آشنا شد.

در دوران شکل گیری انقلاب اسلامی از محرکین مردم مسلمان شازند بود. و بنا به گفته یکی از دوستان وی، اسم او در لیست افرادی بود که به علت فعالیت های انقلابی در زمان طاغوت با آن خفقان شدید زیر نظر عوامل ساواک بودند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی از مؤسسین کمیته انقلاب اسلامی و جهاد سازندگی شهرستان شازند بود و با این دو نهاد همکاری فراوان داشت. پس از تشکیل سپاه پاسداران اراک در سال 1358 به اتفاق جمعی از همشهری های خود به عضویت در سپاه پاسداران درآمد.

در مدت کوتاهی فرماندهان و مسئولین سپاه به توانایی های ایشان پی بردند خصوصاً در جریان غائله کردستان و رشادت های ایشان در خلال عملیات پاکسازی جاده بانه ـ سردشت که به ستون بانه ـ سردشت معروف شد. و پس از بازگشت موفقیت آمیز از این مأموریت ، مسئولیت واحد بسیج مستضعفین سپاه اراک را به او واگذار نمودند.

از زمان پذیرفتن مسئولیت بسیج تا هنگام شهادت، برجسته ترین فعالیت این شهید گرانقدر، برگزاری دوره های آموزش نظامی در مساجد، ادارات، کارخانجات روستاهای اراک بود. ایشان کلاس های متعددی را در محل حزب جمهوری اسلامی شازند برای دانش آموزان راهنمایی و دبیرستان داشتند. تا هنگامی که با جمعی از مربیان آموزش نظامی و نیروهای داوطلب مردمی به منظور اجرای عملیات مطلع الفجر عازم منطقه گیلانغرب گردید.

از خصوصیات اخلاقی ایشان مکتبی بودن، پشت کار، دلگرمی و شجاعت، متانت، تدبیر داشتن در امور محوله ، ادب و با وقار بودنشان را می توان اشاره کرد.

از بهترین و برجسته ترین شاخصه این شهید بزرگوار این بود که همواره تمثیلی از تربیت و ادب و اخلاق بود. و برای هر دقیقه از زندگی برنامه ریزی داشت.

بارها به منطقه جنگی غرب اعزام گردید و در جبهه های میانی غرب به عنوان مسئول محور عملیات انتخاب و در عملیات مطلع الفجر (فتح شیاکوه) فرمانده دلاور و سرافراز این عملیات پیروزمندانه در محور قله شیاکوه بود و عاقبت تقدیر الهی چنین رقم خرد که خون پاک این سردار حیدری، بلندای قله شیاکوهرا رنگین سازد.

وصیت نامه :

بسم الله الرحمن الرحیم

الذینَ آمنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی سَبیل اللهِ باَموالِهم وَ اَنفُسِهِم اَعظَمُ دَرَجَةً عِندَالله وَ اُولئِکَ هُمُ الفائِزُون.

«آنانکه ایمان آوردند و از وطن (شهر خود) هجرت گزیدند و در راه خدا با مال و جانشان جهاد کردند آنها را نزد خدا مقام بلندی است و آنان براستی رستگاران و سعادتمندان دو عالمند.»

با درود فراوان به رهبر انقلاب و امت شهید پرور ایران.درود بر شما پدران و مادرانی که با پیروی از امام امت و یاران با وفای او مخصوصاً روحانیت مبارز او را یاری می دهید. درود بر شما پدران و مادرانی که علی اکبرهای بسیاری را روانه میدان کردید. درود بر شما امت مسلمان که به ندای (هل من ناصرٍ ینصرنی) حسین زمان، خمینی کبیر لبیک گفتید و در صحنه آزمایش موفق هستید. آزمایشی که خداوند برای بندگان خود گذاشته است. همان طور که خداوند می گوید:

اَم حَسِبتُم اَن تَدخُلُوا الجَنَّه و لمَّا یَعلَم الله الذینَ جاهَدُوا مِنکُم و یَعلَمَ الصابرین.

«گمان می کنید به بهشت داخل خواهید شد بدون آنکه خدا (شما) را امتحان کند و آنان که جهاد در راه دین کرده و آنها که در سختی ها صبر و مقاومت کنند مقامشان را بر عالمین معلوم گرداند! «آل عمران ـ آیه 142»

بیاد بیاورید زمانی که جریان شهادت حسین علیه السلام را می شنیدید با خود می گفتید ای کاش ما بودیم و در رکاب حسین علیه السلام با یزید می جنگیدیم و او را یاری می کردیم و هرگز دست از یاری و جهاد در راه او بر نمی داشتیم و جانها می دادیم و حال همان زمان و آزمایش و امتحان برای شما پیش آمده است. حسین زمان، خمینی کبیر.

وَ لَقَد کُنتُم تَمنّون المَوت مِن قبل اَن تَلقُوه فقد رَاَیتُمُوهُ و اَنتُم تَنظرُون.«شمایید که با کمال شوق آرزوی کشته شدن در راه دین می کردید پس از آن که دستور جهاد برای شما (مسلمین) بیاید پس چگونه امروز که به جهاد مأمور شدید، سخت از مرگ نگران می شوید.«آل عمران ـ آیه 143»»

شکر خدا می کنم که قدری مهلتم داد تا اسلام واقعی را بشناسم و در خاموشی و جهل از دنیا نروم. انقلاب اسلامی باعث شد من از لاک خود بیرون آیم و دور و برم را بنگرم و به زندگی از دید دیگری نگاه کنم. آری امام کاری بس عظیم کرد. وی باعث شد دنیا از خواب بیدار شود و انسانیت را دوباره به یاد آورد و من از زمانی توانستم به راه واقعی اسلام بیایم که پا به سپاه پاسداران نهادم و از وجود درونی سپاه استفاده کردم و بهتر با مکتبم آشنا شدم تا آنجا که خونم را نثار این مکتب می کنم و من قلبم روشن است که اسلام پیروز است. مرا از شهادت باکی نیست. شهادت مانند مادری است که تنها، فرزندش را در آغوش می گیرد، شهادت فقط اوج و آرزوی مسلمین است. شهادت قله ی رفیع انسانیت است. ما به آغوش شهادت می رویم و به سویش پرواز می کنیم.

چند جمله ای با تو پدر و مادر صحبت می کنم:

پیام مرا به گوش جهانیان برسانید و زینب گونه راه شهدان را ادامه دهید و زینب وار با ناملایمات دست و پنجه نرم کنید.

و تو ای خواهر حجاب و عفت و پاکدامنی را بیش از هر چیز مورد اهمیت قرار بده چون حجاب تو مشت محکمی به دهان یزیدیان است چون خواهرم تو از زیر حجاب خود استعمار را می بینی ولی استعمار تو را نمی بیند و دیگر به هر صورت به این انقلاب کمک کنید و حرف امام را به جان بخرید. در خاتمه از شما خانواده عزیز تقاضا دارم برای من گریه و زاری نکنید زیرا دشمن خوشحال می شود.

در خاتمه چند جمله دیگر می گویم:

1 ـ اگر کفن نصیبم شد روی کفنم آرم سپاه را نصب کنید.

2 ـ اگر صورت و جنازه ام متلاشی نشد چشمانم را باز بگذارید تا کوردلان و منافقان بدانند که کورکورانه به این راه نرفته ام. دستانم را باز بگذارید تا دنیا طلبان و مال دوستان بدانند که چیزی از مال دنیا را با خود نمی برم.

درود بر خمینی کبیر و امت شهید پرور ایران. برقرار باد پرچم خونین اسلام. نابود باد کفر جهانی به سرکردگی آمریکای جنایتکار. درود بر جمهوری اسلامی

مقداری پول در بانک دارم. به هر صورت که خود می دانید خرج کنید، چون آنها را برای ازدواج جمع کرده بودم.



گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید