روزنامه ایران در صفحه فرهنگ و هنر خود نوشت:
کنسرت استاد(!) محمدرضا شجریان در شهر قونیه ترکیه بهمناسبت تولد مولانا برگزار شد. کنسرت محمدرضا شجریان در مرکز فرهنگی کولتور و در سالن «سلطان ولد» به دعوت دولت ترکیه و با استقبال علاقهمندان به فرهنگ و هنر ایرانی، بخصوص عاشقان شمس و مولانا برگزار شد....
این چندمین بار است که طی چند روز گذشته، روزنامه دولت به رپرتاژ این عنصر ضدانقلاب و فتنهگر میپردازد.
در مورد این استاد(!)گفتنیاست؛ در جریان کودتای آمریکایی – اسراییلی سال 88 تحت پوشش اطلاعاتی سرویسهای جاسوسی مستکبرین این پروژه از حمایت برخی از پادوهای فرهنگ غربی در ایران نیز برخوردار شد. در همان زمانی که آشوب گران برای براندازی حکومت سطل زباله آتش زده و به جان و مال و ناموس ملت حمله ور می شدند، عدهای که رشد و بالندگی هنرشان را مدیون این انقلاب و نظام بودند چهره واقعی خویش را در حمایت از این کودتا عیان ساختند!محمد رضا شجریان یکی از همین افراد بود!
15 شهریور ماه سال 1388 ، وی در گفت و گویی مستقیم با شبکهی تلویزیونی صدای آمریکا (رکن رسانهای سازمان سیا) ، علیه رای قانونی ملت در 22 خرداد همان سال موضع گرفت و با حمایت صریح از آشوبگران گفت"«واقعا اين انتخابات نبايد نتيجهاش به اين شكل درميآمد. من فكر نميكنم اينها بعد از اين بتوانند مملكت را اداره كنند، فقط ميتوانند كنترل كنند و كار ديگري نميتوانند بكنند!»
یکسال بعد در بیست و ششم اردیبهشت 89 بی بی سی فارسی (ارگان خبری رژیم سلطنتی انگلستان) مصاحبهی شجریان با این شبکه را پخش نمود .شجریان تا انجا پیش می رود که این مصاحبه ضمن اعتراض به پخش تصوير مبارك امام خميني (ره) بر روي تصنيف «ايران اي سراي اميد» ميگويد: «آن آهنگ يك حالت رستاخيزي را در جامعه نشان ميدهد اما ديدم كه اينها روي اين آهنگ تصوير آقاي! خميني را نشان ميدهند كه دارد از پلههاي هواپيما پايين ميآيد، خوب، من اين آهنگ را براي ايشان نخواندم كه! و ديدم كه صدا و سيماي جمهوري اسلامي دارد از آهنگهاي من سوءاستفاده اينجوري ميكنند.»
با اینکه شجریان با آثار انقلابی «رزم مشترك»،«ایران ای سرای امید»، «میهن» ، و ... کم کم پیشرفت نمود و توانست آلبوم های متعدد دیگر را خلق کند ، اما پس از کودتای سال 88 و پس از آنکه با سوء استفاده از این موقعیت ها توانسته بود خود را به عنوان خوانندهای مطرح معرفی کند ، با انتشار آثاری چون «زمستان است!» و «فریاد» با حمایت صریح خود از این کودتا چهرهی واقعی اش را نمایان ساخت. وی به بی بی سی فارسی گفت :«حقيقتش من از اولش هم انقلابي نبودم!!!! ولي دور و بر من همهاش افرادي بودند كه گرايش سياسي و چپي داشتند و مجبور بودم توي آن بچهها باشم، چون اطراف من همه سياسي حرف ميزدند!!!!!». این سخنان در حالی بود که وی سال ها قبل مدعی شده بود که در سالهای 56-57 رادیو و تلویزیون و صدا و سیمای آن دوره را به علت ابتذال رها کرده است!او تحت تاثیر گرایشات انقلابی استاد مرحوم محمدرضا لطفی (نوازنده تار و آهنگساز برجسته) به عرصهی تولید آثار انقلابی پا نهاد!لازم به ذکر است مصاحبههای پی در پی شجریان با ارگانهای خبری ضد انقلاب تا جایی پیش رفت که صدای محمد رضا لطفی را درآورد. مرحوم لطفی ضمن گفتوگویی با نشریه آسمان(ارگان خبری کارگزاران) به مصاحبههای شجریان با رسانههای بیگانه انتقاد کرد و گفت:«ضمن اینکه من اصلا دوست ندارم هنرمندانمان تریبون خودشان را از داخل به خارج از کشور ببرند... بیبیسی، صدای آمریکا، رادیو بینالمللی فرانسه و یا سایر رسانههای آنطرفی در 10 سال اخیر مواضع اپوزیسیون به ایران دارند و گاهی اوقات نیز کار را به براندازی حکومت نیز میکشانند...طبیعی است وقتی امروز رسانههای آنطرفی این امکان را به یک هنرمند میدهند تا بیاید در بیبیسی صحبت کند، حتماً باید در درجه اول اپوزیسیون یا نیمچه اپوزیسیون باشد!!»
یک روز پس از سالگرد شکست خفتبار عمال فتنه از ملت ایران در 23 خرداد سال 89 شجریان در گفت و گویی با شبکهی تلويزيوني سيانان با چشمانی گریان علیه نظام جمهوری اسلامی ایران مواضع خصمانه گرفت و گفت:« در طول 31 سال گذشته حتي يك هفته يا يك روز هم احساس شادي نكردم...من هر جاي دنيا كه ميروم و ميبينم كه مردم خوشحال و شاد هستند دوست دارم، ولي در كشور خودم وقتي ميبينم يك زن بدون پشتيبان در كنار خيابان مجبور به سيگارفروشي است ... من اين صحنهها را نميتوانم ببينم.... » و سپس میگرید! وی از هنرش بسان ابزاری علیه حکومت اسلامی نام برده و در همین مصاحبه می افزاید : «هنر در ذات خود يك نوع اعتراضه، براي همين حكومتها، وقتي هنر پا به عرصه تقابل ميگذاره از اون وحشت دارند و ميترسند!...»
البته اوج انحراف شجریان آنجا نمایان می شود که در گفت و گو با تلویزیون استراليا دشمنی اش با اسلام را هویدا ساخته و می گوید:«بايد دين از سياست جدا شود!» او در گفت و گو با شبكه اس.بي.اس استراليا گفت: «30 سالي است كه مذهب در سياست وارد شده و حكومت را به دست گرفته و نتيجه بسيار بدي داشته است!!!! و همه! به اين باور رسيدهاند كه بايد دين و مذهب از سياست جدا شود!!»
30 مهر سال 1390 «بیژن فرهودی» (خبرنگار صدای آمریکا) به بهانهی گزارش مغرضانهی «احمد شهید» در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران به سراغ این خوانندهی منحرف رفته و نظر وی در خصوص اینکه در این گزارش آمده است «حکومت ایران طی دو سال اخیر با هنرمندان چپ افتاده» جویا شد. واز شجریان پاسخ شنید: «به طور کلی این نظام و این حکومت ذاتا می خواهد همه چیز در اختیارش باشد. این نظام می خواهد همه چیز را به طور صد در صد زیر سلطه خود داشته باشد. اگر یک بخشی از حکومت نخواهد که با آنها باشد همه آن بخش زیر سوال می رود و می گویند که این مورد دارند و جلویش را می گیرند. اگر یک نفر پایش را از گلیم خود درازتر کند مشکلات زیادی سر راهش قرار می دهند. این ها هرگز با هنر کنار نمی آید، هرگز و هرگز !!! همچنان که در طول 1400 سال با هنر کنار نیامدند!! باز هم نخواهند آمد. موسیقی هم مانند خیلی از هنرها نمی تواند در خدمت این ها باشد.»
همچنین باید حضور محمد رضا شجریان به همراه دخترش در پارتی های شبانهی کازکنان بی بی سی و گرفتن عکس های یادگاری با مجریان بهایی این شبکه را یاد آور شد. وی همچنین بعد از اجرای کنسرتش در لندن با خوانندهی مبتذل و معلوم الحال دربار پهلوی «گوگوش» عکس یادگاری گرفت و با افتخار آن را منتشر نمود!
این خواننده فتنهگر در ادامه اقدامات وطنفروشانه خود، به لندن سفر کرد و به دیدار مدیران و مجریان شبکه بیبیسی فارسی رفت. در این دیدار، علی.ه (خبرنگار مخصوص بیبیسی فارسی در امور حمایت از فرقه ضاله بهاییت) و ف.آ (خواننده مبتذل در رژیم پهلوی و از فعالین فتنه 88) نیز حضور داشتند. وی در سفر به آمریکا نیز به دیدار هوشنگ سیحون، معمار عضو فرقه ضاله بهاییت و از نزدیکان دربار رژیم پهلوی رفت.
این ها البته گوشهای از خیانتها و اظهارات و مواضع این خوانندهی ضد انقلاب و ضد نظام است ! خواننده ای که در بحبوحهی فتنه با ارسال نامهای به رئیس صدا و سیما ، خواستار عدم پخش آثارش از رسانهی ملی شد!نامهای که منجر به حذف «ربنای» معروف شجریان از پخش در رسانهی ملی گردید. اگر چه سال ها پیش رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در ۱۳۷۰/۱۲/۱۳ در دیدار اعضاى گروه ویژه و گروه معارف اسلامى صداى جمهورى اسلامى در سخنانی می فرمایند:«آن «ربّنا»هایى که شجریان خوانده و در ماه رمضان قبل از اذان مغرب مىگذارند، یک کار هنرى است؛ یک کار حالى نیست؛ مناسب نیست که بعد از اذان، کسى بخواهد آنطور چیزى را بگذارد؛ نه، بعد از اذان، به نظرم مىرسد که همین صداى معمولىِ مسجدىِ ما بهتر و مناسبتر باشد.