1
یاد نهر جاسم و بیچاچره
یاد اروند و هزاران خاطره
یاد یارانی که در والفجر هشت
نامشان دیباچه تاریخ گشت
یاد رطه یاد مجنون یاد هور
قتلگاه عشق بود و وصف نور
ای شلمچه یاد یارانت بخیر
لحظههای نور بارانت بخیر
یاد سنگر یاد جبهه یاد جنگ
مانده ام در کوچه ای بن بست و تنگ
2
از لابلای کهکشان باید گذر کرد
تا انتهای آسمان باید سفر کرد
باید اذانی گفت در دشت شقایق
وقت نماز عشق را باید نظر کرد
از ابتدای خط مجنون تا هویزه
پای برهنه رفت و میباید خطر کرد
از خاک سنگرهای بی سقف شلمچه
مهر نمازی ساخت و فکر سحر کرد
باید به آب کرخه و کارون وضو ساخت
در سجده گاه عشق میباید شرر کرد
باید نماز عشق را با عشق خوانیم
تا انتهای هور میباید سفر کرد