به گزارش خبرگزاری بسیج از بوشهر؛ در بهترین لحظات زندگی، دست
تقدیر به همت یکتای ماندگار، مرا بهجایی کشاند که مأوا و جایگاه عاشقان و
دلباختگان و دلسوختگان است و میلیونها در حسرتش سوختند و آرمیدند و آرزویش را به
کام خاکها سپردند؛ اما این حقیر در زمان حیات، با آنهمه خطا، افتخار بوسیدن آستان
جانان نصیب این بیمقدار گردید و مرا در حیرت که خدایا این خطاکار عاصی کجا و حرم
یار کجا؟
سالها نالیدم و گفتم خدایا عاشقی سرگشتهام / عاشق یاری که از جان بر وصالش تشنهام
نالهی زارم شنید آن باوفای ذوالکرم / دست بر قلبم نهاد و تاج فخری بر سرم
دست تبدار دلم بگرفت بردم سوی دیر(مجالس امام حسین) / مرغ قلبم پرکشید و سوی دلدارش به سیر
هرچه این مرغ حزین دل پرید / چشم خونبار و دل پردرد من، یارش ندید
نالهای جانانه کردم، کار ولی ذوالمنن / یکدمی فریاد رس، رحمی نما بر جان من
گرچه میدانم که این مأوا از آن خامس است / بهر قلب زار من، این نوشدارو ناقص است
مرهم و آرامش درد دلم دیدار اوست / اندر این مأوا همه درد و غم و پندار اوست
من مجسم یار خواهم نی نوای بانگ نی ش / گرچه وصف عیش باشد نصف عیش
حی داور چون نوای من شنید / گفت ای خیل ملک، یکدم به فریادش رسید
درد او زخم عزای بیدلی است / پرچم دردش حسین بن علیست
و به حرم و پابوس امامم مشرف شدم
کربلایی عبدالحمید خوش طینت - کربلای معلا