۲۰ / تير / ۱۴۰۵ - 11 July 2026
16:03
کد خبر : 8602869
۱۰:۲۹

۱۳۹۴/۰۹/۱۲

براندازی نرم

پیدایش مکاتب انحرافی از قبیل وهابیت، بهائیت یا ساختن مساجد توسط عوامل استکباری عملاً در جهت بدبین کردن مردم به دین و آیین است.

به گزارش خبرگزاری بسیج استان چهارمحال و بختیاری؛ در عصر حاضر نیز پیدایش مکاتب انحرافی از قبیل وهابیت، بهائیت یا ساختن مساجد توسط عوامل استکباری که عملاً در جهت بدبین کردن مردم به دین و آیین است، نمونه‌ی بارز ادعای فوق به شمار می‌آیند.

خداوند متعال نیز در قرآن به دو مورد از این دست شریعت‌سازی‌ها یا به عبارتی نمادسازی کاذب اشاره می‌نماید از جمله ماجرای گوساله سامری قوم بنی‌اسرائیل و مسجد ضِرار.[1]

گوساله سامری

قبل از آن‌که حضرت موسی (علیه‌السلام) برای مناجات با خدا از شهر بیرون رود، مردم را در جریان گذاشته بود که غایب بودن وی از آن‌ها 30 روز طول می‌کشد.

وقتی به موسی دستور داده شدکه ده روز دیگر روزه بگیرد و ایام غیبت او از قومش طولانی شد: «وَ وَاعَدْنَا مُوسَی ثَلاثِینَ لَیْلَهً وَ أَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ»؛[2] ما با موسی، سی شب وعده گذاشتیم، سپس آن را با ده شب (دیگر) تکمیل نمودیم.

قوم موسی این طولانی شدن را تأخیر تلقی کردند و گفتند موسی به وعده‌ای که به ما داده بود، عمل نکرد. در این میان مرد نیرنگ‌بازی از بنی‌اسرائیل که قرآن او را سامری خوانده است: «قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَکَ مِن بَعْدِکَ و أَضَلَّهُمُ السَّامِرِیُّ»؛ فرمود ما قوم تو را بعد از تو به آزمایش گذاردیم، و سامری آن‌ها را گمراه کرد!

علاوه بر غیبت موسی، از دو عامل دیگر نیز نهایت بهره را برد؛ اول، تردید مردم در عقاید خود و دیگری سابقه گوساله‌پرستی مردم مصر. این پدیده چنان در میان مصریان شایع بود که وقتی گوساله‌های مورد پرستش در مصر می‌مردند، آن‌ها را مومیایی کرده و در گورستان ویژه‌ای در سمت سقاره به نام سرابیوم دفن می‌کردند[3].

سامری توانست از این عوامل به بهترین وجه ممکن، سوءاستفاده نمایند. وی که اتفاقاً زرگر ماهری هم بود، از این فرصت استفاده کرد و قسمتی از زر و زیوری که زنان بنی‌اسرائیل از مصر با خود آورده بودند، از آن‌ها گرفت، و آن‌ها را در آتش ذوب کرد و از آن‌ها قالب گوساله‌ای ریخت و به شیوه‌ی هندسی ویژه‌ای آن را ساخت که هرگاه در آن باد دمیده می‌شد، از دهان آن صدایی مانند صدای گاو خارج می‌شد: «وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَی مِن بَعْدِهِ مِنْ حُلِیِّهِمْ عِجْلًا جَسَدَاً لَّهُ خُوَارٌ...»؛[4] قوم موسی بعد از (رفتن) او (به میعادگاه خداوند) از زیورآلات خود گوساله‌ای ساختند؛ جسد بی‌روحی بود که صدای گاو داشت!

وقتی موسی (علیه‌السلام) از طریق وحی الهی از توطئه‌ی سامری مطلع شد، به حالتی خشمگین قوم خود را مورد عِتاب قرار داد: «فَرَجَعَ مُوسَی إِلَی قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا...»؛[5] موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خود بازگشت. سپس عامل این فتنه، یعنی سامری را مورد خطاب شدید قرار داد: «قَالَ فَاذْهَبْ فَإِنَّ لَکَ فِی الْحَیَوهِ أَن تَقُولَ لَا مِسَاسَ وَ إِنَّ لَکَ مَوْعِدًا لَّن تُخْلَفَهُ وَ انظُرْ إِلَی إِلَهِکَ الَّذِی ظَلْتَ عَلَیْهِ عَاکِفًا لَّنُحَرِّقَنَّهُ ثُمَّ لَنَنسِفَنَّهُ فِی الْیَمِّ نَسْفًا»؛[6] (موسی) گفت برو که بهره‌ی تو در زندگی دنیا این است که (هرکس با تو نزدیک شود) بگویی با من تماس نگیر. و تو میعادی (از عذاب خدا) داری، که هرگز تخلف نخواهد شد. (اکنون) بنگر به این معبودت که پیوسته آن را ستایش می‌کردی و ببین ما آن را نخست می‌سوزانیم، سپس ذرات آن را به دریا می‌پاشیم.

همان‌گونه که در این آیه آمده است، حضرت موسی (علیه‌السلام)، برای نابودی کامل نماد کاذب و دروغینی به نام گوساله‌ی سامری آن را آتش زده، سوزانده و به دریا ریخت.[7]

مسجد ضرار

در سالی که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم از مکه به مدینه هجرت کرد، پیش از ورود به مدینه، در سرزمین قبا اقامت گزید و در مدت این اقامت، برای قبیله بنی عمرو بن عوف، عموزادگان بنی غنم بن عوف، مسجدی بنا کرد.

منافقان این منطقه را به خاطر آرامی و دوری از مرکز، برای فعالیت‌های سرّی، منطقه‌ی امنی تشخیص دادند و از طرف دیگر، اعضای حزب، از یکی از سران به نام ابوعامر که از خارج، حزب را رهبری می‌کرد، نامه‌ای دریافت کردند.

وی در آن نامه هواداران خود را برای ساختن محلی برای فعالیت‌های حزبی و سرّی در پوشش مسجد دعوت کرده بود تا اعضا در آن منطقه گِرد آیند و در آن‌جا به تبادل افکار و کسب اطلاعات و تجسس و احیاناً گردآوری سلاح بپردازند و در انتظار روزی باشند که وی همراه فرمانروای روم، مدینه را تسخیر کند و به حکومت نوجوان اسلام خاتمه بخشد.

اعضای حزب نفاق که مقیم محله‌ی دور افتاده‌ی قبا بودند، خواستند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند، از این‌رو، بدون کسب اجازه از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ، یک چهاردیواری مسقفی را بنا کردند و برای این‌که بنا جنبه‌ی رسمی به خود بگیرد و مورد اعتراض این و آن واقع نشود، به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شرفیاب شدند و گفتند: نمازگزاردن در مسجد قبا در شب‌های بارانی برای بیماران و پیران با مشکلات همراه است، از این‌رو، ما برای این گروه مسجدی ساخته‌ایم. شایسته است با نمازگزاری شما افتتاح شود.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درخواست آن‌ها را رد نکرد و فرمود: من اکنون عازم سفر هستم و پس از بازگشت از سفر، اگر خدا بخواهد، این کار انجام می‌شود.

آن‌ها برای رد گم کردن، جوان صالحی را به نام «مجمع‌بن حارثه» برای امامت دعوت کرده و با این طریق بر منویات باطل خود پوشش گذاشتند. آن‌گاه برای این‌که مسجد قبا را در انظار کوچک کنند، شایع کردند که سرزمین آن، مربوط به زنی است که الاغ خود را در آن‌جا می‌بست و چنین سرزمینی برای اقامه‌ی نماز و پرستش خدا شایستگی ندارد.

سفر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به کرانه‌ی شام مدت چهار ماه طول کشید. بانیان مسجد در تعمیر و تکمیل کارهای آن‌جا کوشیدند و با امامت آن جوان صالح توانستند توجه گروهی را به آن مسجد جلب کنند. عده‌ای که در گذشته به مسجد قبا می‌رفتند به این مرکز جذب شدند و از این طریق تفرقه و دودستگی میان آن‌ها پدید آمد.

وقتی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم از سفر تَبوک بازگشت، سران نفاق به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رسیدند و درخواست کردند که برای تبرک هم شده در آن‌جا نماز بگزارد.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وقتی آماده حرکت بود این آیه بر حضرت وحی شد: «وَ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَ کُفْْرًا وَ تَفْرِیقَا بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ إِرْصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللهَ وَ رَسُولَهُ مِن قَبْلُ وَ لَیَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا الْحُسْنَی وَ اللهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ»؛[8] (گروهی دیگر از آن‌ها) کسانی هستند که مسجدی ساختند برای زیان (به مسلمانان) و (تقویت) کفر و تفرقه میان مؤمنان و کمین‌گاه برای کسی که با خدا و پیامبرش از پیش مبارزه کرده بود، آن‌ها سوگند یاد می‌کنند که نظری جز نیکی (و خدمت) نداشته‌ایم اما خداوند گواهی می‌دهد که آن‌ها دروغ‌گو هستند!

در این آیه خداوند پرده از کار زشت دشمنان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برداشت و یادآور شد؛ این بناء برای اهدافی ساخته شده است که مهم‌ترین آن‌ها دو هدف است: اول آن‌که میان افراد باایمان تفرقه ایجاد کنند: «وَ تَفْرِیقَا بَیْنَ المُؤْمِنِینَ»؛ و دیگر آن‌که برای یکی از سرسخت‌ترین دشمنان خدا که شخصی به نام ابوعامر بود جاسوسی شود: «وَ إِرصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ»؛ از این جهت، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم گروهی را مأمور کرد که سقف آن را که با شاخه و برگ خرما پوشیده شده بود، آتش بزنند و سپس بنا را به وسیله‌ی بیل و کلنگ با خاک یکسان کردند. پیامبر به این نیز اکتفا نکرد و دستور داد که مردم آن منطقه زباله‌های خانه‌ی خود را در آن‌جا بریزند و به این طریق آن‌جا را بی‌اعتبار اعلام کرد.[9]

خداوند متعال در آیات دیگر قرآن نیز از این نماد کاذب شریعت‌ساز ابراز برائت می‌نماید و تأکید می‌کند: «لَا یَزَالُ بُنْیَانُهُمُ الَّذِی بَنَوْا رِیبَهً فِی قُلُوبِهِمْ إِلَّا أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَ اللهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ»؛[10] (اما) این بنائی را که آن‌ها ساختند همواره به صورت یک وسیله شک و تردید در دل‌های آن‌ها باقی می‌ماند مگر این‌که دل‌هایشان پاره پاره شود (و بمیرند و گرنه از دل آن‌ها بیرون نمی‌رود) و خداوند دانا و حکیم است.

به این ترتیب، خداوند متعال پرده از توطئه‌ی دیگری توسط دشمنان جریان حق بر می‌دارد.

دشمنان جهت منحرف کردن افکار متدینین و تضعیف باورهای دینی آنان، دست به شریعت‌سازی می‌زنند، همان‌گونه که در آیه‌ی 30 سوره‌ی ابراهیم، به آن اشاره شده است: «وَ جَعَلُوا للهِ أَنْدَادًا لِّیُضِلُّوا عَن سَبِیلِهِ...»؛ آن‌ها برای خدا همتایانی قرار داده‌اند، تا (مردم را) از راه او (منحرف و) گمراه سازند. بگو (چند روزی از زندگی دنیا و لذات آن) بهره گیرید، اما عاقبت کار شما به سوی آتش (دوزخ) است.

به قلم: محمد جان نثار



[1] جوشقانی، (1389)، ص177.

[2] سوره مبارکه‌ی اعراف (7)؛ 142.

[3] عبدالفتاح طباره، عفیف، همراه با پیامبران، ترجمه‌ی عباس جلالی و حسین خاکساران، قم: مؤسسه بوستان کتاب، 1393، ص315.

[4] سوره مبارکه‌ی اعراف (7)؛ 148.

[5] سوره مبارکه‌ی طه (20)؛ 86.

[6] سوره مبارکه‌ی طه (20)؛97.

[7] جوشقانی، (1389)، ص 178-177.

[8] سوره مبارکه‌ی توبه (9)؛ 107.

[9] سبحانی، جعفر، منشور جاوید، ج4، دارالقرآن الکریم، [بی‌تا]، ص125-123.

[10] سوره مبارکه‌ی توبه (9)؛ 110.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید