خبرگزاری بسیج - سیدحسین علوی
سهشنبه شب هفته گذشته بالاخره قطعنامه پيشنهادى ٥+١ در شوراى حكام آژانس بين المللى انرژى اتمى تصويب شد. از آنجايى كه مصوبهی شوراى حكام و واكنشهاى داخلى به اين مصوبه حاوى نكات مهمى است، اشاره به مواردى ضرورت دارد.
١. پس از انتشار خبر تصويب قطعنامهی شوراى حكام، رسانههاى داخلى - خصوصا و با كمال تأسف؛ رسانه ملى و برخى ديگر از رسانه هاى رسمى نظام - با ذوق و شوق فراوانى، قطعنامه شوراى حكام را به معناى بسته شدن پرونده مطالعات ادعايى آژانس در حوزه ابعاد احتمالى نظامى فعاليتهاى هسته اى ايران، موسوم به PMD معرفى كردند! اين در حالى است كه چنين ادعايى از اساس كذب محض است. بخوانيد؛
الف) PMD چيست؟
PMD مخفّف عبارت possible military dimensions يا همان ابعاد احتمالى نظامى است. اين عبارت در زمانى بر روى بخش كليدى پرونده هسته اى ايران، سنجاق شد كه آژانس مدعى شده بود؛ ايران احتمالا در سالهاى پيش از ٢٠٠٩ ميلادى فعاليتهايى در راستاى استفاده نظامى از برنامه هستهاىاش داشته است. اين همان ادعايى بود كه نهايتا بدون ارائه هيچ سند و مدركى، پرونده ايران را به شوراى امنيت و متعاقباً صدور پنج قطعنامه تحريمى سپرد. با اين وصف بسته شدن پرونده PMD على القاعده بايد به معناى اتمام حالت فوقالعادهی بررسى پرونده ايران در آژانس بينالمللى انرژى اتمى باشد. چه اينكه "تنها محور" تبديل شدن پرونده اتمى ايران به يك كِيس غيرعادى و ارسال آن به شوراى امنيت، صرفا و صرفا ادعاهاى مربوط به فعاليت اتمى ايران در حوزه تسليحاتى يا همان PMD بوده است. لذا بسته شدن PMD يعنى خاتمه رسيدگى به پرونده اتمى ايران و راستىآزمايىهاى غيرمتعارف آژانس در اين حوزه.
ب) آيا چنين اتفاقى افتاده؟! يعنى از صبح چهارشنبه، قرار است آژانس به ايران همچون ديگر اعضاى خود نگريسته و بدون ادعاى فعاليت احتمالى «نظامى - هسته اى» با ما مواجه شود؟! يعنى ريشهی تمام ادعاهاى ١٢ سال اخير آژانس خاتمه يافت؟! خوب اينكه چيزى جز خواب و خيال نيست! عزيزانى كه تعمداً خود را به خواب زدهاند و در عين حال، به قلبها و چشمهاى نگران، روزانه هزار فحش و برچسب مىزنند، بهتر بود حداقل يكبار متن اين قطعنامه را از رو میخواندند!
در حالى كه در بند نهم قطعنامه مذكور، به جای خاتمه یافتن و بایگانی شدن ادعاهای دروغین مطرح شده در پروندهی PMD سخن از خاتمه «ملاحظات» شوراى حكام در رابطه با محتویات پرونده PMD به ميان آمده، آخرين و مهمترين بندهاى همين قطعنامه تصريحا مىگويد:
13- شوراى حكام تصمیم می گیرد بلافاصله پس از وصول گزارش مدیرکل آژانس مبنی بر اینکه آژانس تایید نموده است که ایران اقدامات مشخص شده در بندهای 1 .15 الی 11 .15 پیوست شماره 5 را انجام داده است، دیگر به موضوع «اجرای موافقتنامه پادمان ان پی تی و مفاد ذیربط اجرای قطعنامه های شورای امنیت در جمهوری اسلامی ایران» نخواهد پرداخت و مِنبعد به یک دستور کار مستقل راجع به اجرای برجام و راستیآزمایی و نظارت در ایران در پرتو قطعنامه شماره 2231 (2015) شورای امنیت سازمان ملل متحد خواهد پرداخت؛
14- شوراى حكام تصمیم می گیرد تا 10 سال بعد از روز قبول برجام، یا تا تاریخی که مدیر کل گزارش بدهد که آژانس به نتیجه گیری گسترده تر برای ایران رسیده است، هرکدام زودتر اتفاق بیفتد، این موضوع را در دستور کار داشته باشد.
ج) ظاهرا ماجرا در حد سادهلوحىهاى دوستان ما نيست! همانگونه كه در بالا تشریح شد؛ قطعنامه شوراى حكام، نه تنها PMD را خاتمه نمىدهد، بلكه آشكارا PMD را به سطحى بسيار بالاتر و البته بسیار خطرناكتر؛ «انتقال» یا به تعبیری صحیحتر؛ «استعلا» داده است! در متن فوق تصريح شده است؛ ادعايى كه تا ديروز مبناى بازرسىهاى ويژه، مطابق با فرمول پروتكلهاى رايج و قانونى آژانس بوده، از سهشنبهشب، مبناى بازرسىهاى بدون مرز و صدهابرابر فراتر از پروتكلهاى قانونى آژانس قرار خواهد گرفت!!! آيا اين بود؛ خاتمه پرونده PMD؟!
دوستان داخلى ما طورى سخن از ختم پرونده PMD مىگويند كه هر ناظر بیطرف و آگاهى، حقيقتا به اینکه عزیزان ما متن برجام را نیز نخوانده باشند، مشکوک میشود! مطابق با قطعنامه اخير، بازرسىهاى آژانس بر مبناى PMD قرار است تبديل به بازرسىهاى آژانس مطابق با برجام شود. و مگر جز اين است كه محور تمام مذاكرات و نهايتا توافق موسوم به برجام؛ ادعاهاى واهى صهیونیسم جهانی مبنی بر تلاش ايران براى دستيابى به سلاح هستهاى بوده است؟! و مگر اين ادعا؛ ترجمهی عبارت PMD نيست؟! اصلا بازرسىهاى مندرج در برجام از وجب به وجبِ خاك اين مُلك مظلوم، كه در تاريخ بازرسىهاى هستهاى، بىنظير است با چه هدفى صورت خواهد پذيرفت؟! مگر هدفى غير از راستىآزمايى ايران در مقابل سؤالات PMD در ميان است؟! و مگر برجام، "ماهيتى" غير از PMD دارد؟! با اين وصف منظور متوليان غيور، اما سادهدل دستگاه سياست خارجى كشورمان از اين جمله كه "با قطعنامه شوراى حكام PMD به تاريخ پيوست"! چه چيزى بوده است؟!
د) سه شنبه شب، دكتر صالحى (رئيس محترم سازمان انرژى اتمى) در گفتگويى تلويزيونى در حالى كه با افتخار، سخن از خاتمه قطعى پرونده موسوم به PMD مىگفتند، در خلال سخنانشان مطابق معمول، گاف در خور تأملى دادند! ايشان تصريحا مىگويد: پرونده ایران از این به بعد در آژانس با عنوان جديد «پایش برنامه هستهای در چارچوب برجام» ادامه خواهد یافت!
دقت كنيد؛ پروندهی ویژهی فعالیتهای تسلیحاتی ایران که 12 سال است در آژانس باز بوده، همچنان در آژانس باز خواهد ماند! پايش (لفظ محترمانه بازرسى ها!) نيز همچنان باقى است! بر اساس برجام نيز سطح و عمق بازرسىها دهها برابر، شديدتر و دقيقتر خواهد شد! با این وصف سوال کلیدی این است که؛ با قطعنامه اخیر شورای حکام، کجای پرونده PMD بسته شده است؟!
اين جملات بدان معنى است كه فقط «نام» مندرج بر روى جلد پرونده ايران در شوراى حكام از PMD به برجام تغيير يافته! و البته قطر پرونده نيز مطابق با بازرسىهاى مندرج در برجام، هزاران برابر افزايش خواهد يافت! حالا واقعا كدام پرونده خاتمه يافته؟! پروندهی PMD؟ يا پروندهی صداقت با ملت؟!
2. فرد بىگناهى را تصور كنيد كه دادگاهى ظالم، وى را به مدت ١٢ سال بدون هيچ سند و مدركى، با اتهام واهى ارتكاب يك جنايت، منتظر ختم دادرسى و صدور راى نهايى گذاشته است. به نظر خوانندگان عاقل اين وجيزه، متهم مظلوم، با صدور چه حكمى بايد خشنود شود؟ اگر بعد از ١٢ سال، قاضىِ ظالم، بدون ارائهی حتى يك سند، او را محكوم به ارتكاب جنايت نموده، پرونده را روانه بايگانى و مجرم را روانه اجرای حکم نمايد، آیا متهم دیروز و مجرم امروز، بشكنزنان؛ ختم دادرسى را جشن خواهد گرفت؟! آيا اساسا او ١٢ سال زجر كشيده بود كه پرونده را با محكوميت قطعى خود، به تاريخ بسپارد؟! آیا اين يعنى عقلانيت؟!
در بند نخست اين نوشتار مستنداً و مفصلاً به دروغ بودن اين ادعا كه پرونده PMD بسته شده، پرداختيم. اكنون بايد بپرسيم؛ بر فرض كه PMD مطابق با قول مشتاقان عموسام بسته شده باشد! خوب به چه قيمتى؟! آيا از اينكه گزارش نهايى آژانس بينالمللى هستهای شما و ملتتان را محكوم به دروغگویی و تلاش براى دستيابى به سلاح كشتار جمعى نموده «خوشحاليد»؟! ممكن است عزيزان ما بفرمايند كه گزارش آمانو مهم نيست، مهم؛ قطعنامه شوراى حكام است. اما مگر در صدر همين قطعنامه، مفاد آن «عطف به گزارش های مدیر کل درباره موضوع و ارائه گزارش های اخیر شامل GOV/2015/53، GOV/2015/54، GOV/2015/68» نشده است؟! و مگر در بند هشتم از همين قطعنامه تصريح نشده است كه؛ «به گزارش مديركل آژانس به شورای حکام، GOV/2015/68، که در راستای نقشه راه برای شفافسازی گذشته و حال مسائل باقیمانده در رابطه با برنامه اتمی ایران است، از جمله ارزیابی نهایی از همه موضوعات گذشته و حال چنانچه در گزارش نوامبر دو هزار و یازده مدیر کل GOV/2011/65 آورده شده اند، توجه شده است»؟!
با اين اوصاف چرا عزيزان ما با كلمات بازى مىكنند؟! گیریم که این روزها را نیز رفقای خوشخیال ما با انحصار اطلاعرسانی و فشار بیسابقه بر رسانههای مستقل، پشت سر گذاشتند؛ اما آیا دوستان ما فکر روزی را نکردهاند که آژانس همچون گزارش تاریخی دبیرکل در هفته گذشته، آن روی صهیونیستی خود را به ملت ایران نشان دهد؟! آیا رفقا نزد وجدانشان نیز فکر کردهاند که آژانس دست از ادعای دروغین تلاش ایران برای دستیابی به سلاح اتمی که با توسل بدان 12 سال گربهرقصانی کرد و نهایتا قرارداد استعماری برجام را به ملت ایران تحمیل نمود برخواهد داشت؟! آیا مىشود بر سر ٨٠ ميليون ايرانى و از آن بالاتر بر سر تاريخ يك ملت، كلاه گذاشت؟! مگر گزارش نهايى آمانو، گزارش يك شوفر تاكسى اسرائيلى است؟! كه آن را بىاعتبار خوانده و متن معتبر را متن قطعنامه شوراى حكام مىخوانيد؟! مگر متن قطعنامه شوراى حكام، منبعى غير از گزارش دبيركل آژانس داشته؟! شايد منافع جناحى و كوتهنظرانهی عدهاى اقتضا كند كه از محكوميت كشورشان به ادعاى دروغين تلاش براى ساخت سلاح كشتار جمعى و امکان طرح مجدد این دروغها در گزارش 10 سال بعد آژانس صهیونیستی اتمی، به عنوان یک دستاورد مشعشع؛ «خوشحال» نیز باشند! اما به يقين، حال ملتى كه اين روزها همهی دارايىاش را داده و تحريمهايش نيز ذرهاى تغيير نكرده، «خوش» نيست!
در اينباره گفتنىهاى ديگرى نيز هست كه تحولات آينده، مَحمِل مناسبترى براى طرح آنها خواهد بود؛ آيندهاى كه با وقايع تلخ اين روزها به نحو تاسفبار و عبرتآموزى، قابل پيشبينى به نظر مىرسد.