از اموری که خیلی سهل الموونه و
آسان است – ولو عمل بر خلاف قول باشد- این است که انسان ملاحظه کند و
ببیند اگر ملتزم به طاعت و تارک معصیت باشد، ایا حال او مثل صورتی است که
ترک طاعت و فعل معصیت می کند و آیا این حال مثل حالت اول است، یا خیر؟ فرض
کنید اگر انسان نزد رییس جمهور یا هر رییس مطلق، مقرب باشد، این برای او
بهتر است و یا این که نزد یک فقیر تهی است و محروم؟! آیا خوب است به ذاتی
که موت و حیات و مرض و صحت و غنا و فقر به دست او است مراجعه کنیم و
رابطهی دوستی داشته باشیم، یا با کسی که خود محتاج و ناتوان و بیچاره
است؟!
در اطاعت اوامر الهی و نیز در معصیت و به فرمان شیطان و
نفس بودن، امر دایر است بین این که باکسی که حیات و ممات، غنا و فقر و مرض و
صحت و مریض خانه و دکتر و خزانه و ثروت و... به دست او است؛ مجالست کنیم
یا با کسی که هیچ ندارد؟! انسان کدام را اختیار می کند و محبت وجدانیه (نه
به حسب خوف ناریاشوق بهشت) با کدام طرف است؟
به حسب ظاهر بندهی
مطیع، پشتیبانش مثل کوه، محکم و استوار و منبع همهی خیرات است، و بندهی
عاصی پشتیبانش محتاجتر از او و دشمن دانایی (شیطان) است که از دوست نادان
بدتر است و صلاحدیدش تمام به زیان او است. نظیر شخصی که نزد کسی رفت تا او
را از فقر و فشار و ناراحتی روزگار نجات دهد، او گفت: شایستهترین کار برای
شما اقدام به مرگ و خودکشی است! صلاح دیدش از این قبیل است که بگوید: صلاح
و نجات شما در این است که قرص مرگآور یا خوابآور بخورید تا راحت شوید!
بنابراین، ما در عزم به طاعت عازم به رفاقت و دوستی و همنشینی با غنی قادر و
دانای کریم هستیم، و در عزم بر معصیت عازم به رفاقت و همنشینی با فقیر
عاجز جاهل و لئیم.
اگر این معنا را درست تشخیص دهیم و بفهمیم و
به طور واضح و روشن باور کنیم، خواهیم فهمید که در اطاعت سود بردهایم، نه
زیان و خسارت؛ به دلیل این که دیدهایم افرادی (واحی الموتی باذن الله)**؛
(مردگان را به اذن خدا زنده میکنم) و کراماتی از این قبیل را داشتهاند و
شدنی است و محلا نیست و اختصاص به انبیا(ع) هم ندارد, بلکه هر که از آنها
متابعت کند، می تواند از این راه به مقامات و کمالات و کرامات آنها دست
یابد، البته بدون تحدّی نبوت و کذابیت مدعی آن؛ پس اگر انسان یقین کند و
برای او واضح و آشکار شود که در طاعت, با غنی و قادر و کریم و ... رفاقت
کرده و در معصیت با عاجزتر و محتاجتر از خود، طبعا هیچگاه به معصیت تمایل
پیدا نمی کند و از قصر شاهنشاهی و از کنار هر گونه ناز و نعمت و ابادی و
آسایش به کاروانسرای خرابه و ویرانه نمیرود و با صاحب آن رفیق و همنشین
نمیشود، در حالی که خود آن صاحبخانه هم راضی نیست که رفیق او و با او
باشیم، و از هر چیز محروم گردیم!
بنابراین، برای تسهیل طاعت و
اجتناب از معصیت راهی جز این نداریم که متوجه شویم و یقین کنیم که طاعت،
نزدیکی به تمام نعمتها و خوشیها و داراییها و عزتها و ... است و معصیت،
عبارت است از محرومیت و ناخوشی و نداری و ذلت و ...
* انجام طاعت و ترک معصیت
**سورهی آل عمران، آیهی 49
کتاب در محضر حضرت آیت ا... العظمی بهجت - ص 12
محمد حسین رخشاد