
خبرگزاری بسیج مازندران، بعد به جستوجوی خاطرات خود با همسرش در کوچههای قدیمی چهارراه حسنآباد به راه افتادیم و در پیخانه قدیمی که هنوز پابرجاست و با گلهای پیچک و عشقه محصور شده است، ردپای حضور پرشور مرد زندگیش را در آن مییابد و در این گشتوگذار عاشقانه، سر صحبتش را با من باز میکند.
سوسن ملکیان همسر شهید شیرسوار، امروز کارشناسارشد ادبیات مقاومت است و در حال حاضر بهعنوان مربی پرورشی در دبیرستانهای قائمشهر مشق عشق را برای دخترکان سرزمینش سرمشق میکند.
در بیست و نهمین سالروز شهادت همسرش، مهمان مدرسه قدیمی که به نام شهید شیرسوار مزین است، با کودکانی از جنس عاطفه و غیرت٬ یادی از شهید میکند.
بهروز، محمدعلی را خیلی دوست داشت ولی هیچگاه با او در کوچههای شهر با لباسهای زیبا و نو قدم نمیزد، او همیشه شرمسار خانوادههای شهدا بود ولی امروز کسی خانواده شهید را جز در پوششی از منافع مادی نمیبیند٬ امروز دیگر کسی مسئول خانواده شهدا نیست، مگر نه اینکه اگر شهدا حقاند، فرزندانشان هم حق هستند؟
وی با اشاره به بخشی از وصیتنامه شهید شیرسوار خطاب به فرزندش محمدعلی، گفت: امشب وارد عملیات میشوم، اگر کشته شدم که به هدفم رسیدهام٬ اگر مجروح شوم، با ایمان بیشتری به انقلاب پایبند میمانم٬ اگر سالم بمانم، با تجربه بیشتری خدمت خواهم کرد و اگر قدرت فعالیت نداشتم، فرزندم را تربیت اسلامی میکنم تا با تمام جان و مال در خدمت اسلام باشد و با اسرائیل بجنگد.
همسر شهید از درخواست پسرش برای قرار گرفتن در خط مدافعان حرم سخن گفت و افزود: فرزندانم را همانگونه که همسرم خواسته بود تربیت کردم ولی بعد گذشت سالها وقتی زندگی حال و آینده عزیزانم را نظاره میکنم، آزردهخاطر میشوم.
وی همسرش را مرد حماسه میخواند که علتش به تعصب، غیرت، مردانگی و عشق حاججعفر به مردم دیارش برمیگردد و در این مورد بیان میکند: شهید از وجود خودش میکاست تا بر دیگری بیفزاید، من حماسه ازخودگذشتگیهای او را به همراه حب وطن و خدمت به انسان و اسلام که ارثیه و یادگار ذاتی پدر بود، به پسرم آموختم.
ملکیان به روزهای بیشمار دلتنگیهایش اشاره کرد و از تعهداتش به همسر و فرزندانش گفت، از آموزش آموزههای دینی به آنها و اینکه چگونه در روزهای تنهایی وصیت و منش پدر را در گوش یادگاران شهید نجوا کرده است.
وی گفت: هیچ توقعی از کسی نداریم، دل دوست را شاد کردیم و دنبال منفعت نبودهایم، همیشه در گذشته زندگی کردیم، چرا که مرور زمانهای قدیم، عزممان را برای زیستنی پاک و سخاوتمندانه دوچندان میکند.
ملکیان از نگاه جامعه به خانواده شهدا دلگیر است، از اینکه نگاه مردم، نگاه عادی و سهمیهای شده و نظام برای ارزشگذاریها دنبال راه حل نیست.
از دست دادن جایگاه و خون شهدا نگرانش کرده است و از اینکه برخی فرزندان شهدا بهخاطر بیکاری و بیپناهی روزگار ناخوشی دارند، دلگیر است.
وی بیان کرد: نظام باید قدر ما را بداند، قدر بازماندگان عیاران و جوانمردان را که آگاهانه در خط انبیا قرار گرفتند و از جان و خون خود عاشقانه گذشتند، از عشقها و لبخندها، از چشمهای همیشه چشمبهراه همسران و کودکانشان؛ مسئولان نظام باید قدر بازماندگان آنهایی را که شتابان در خط پرواز قرار گرفتند و نگاهشان به پشتسر قاب شد٬ بدانند، باید به سراغ یادگاران بیایند، هم آنانی که همچنان قلبشان برای اسلام و آرمانهای شهیدان میتپد.
همسر شهید شیرسوار تأکید کرد: همسالان فرزندان شهدا همیشه سهمیه خانواده شاهد را دستاویزی برای ضربه زدن و به رخ کشیدن مزایا به آنان قرار دادهاند، من به آنان خواهم گفت، بیایید پدر بدهید خودتان را عمری یتیم و چشمانتظار قرار دهید تا به شما سهمیه بدهند، بیایید روزهایی را مثل فرزندان ما زندگی کنید.
او همچنین به نگاه مردم به همسران شهید اشاره کرد که آنها را نمیشناسند و آنان را در میان زنانی گوشهگیر٬ منزوی٬ بیمار و با گیسوانی سفید جستوجو میکنند، غافل از اینکه آنها هم در گوشهای از شهر٬ زندگی را نفس میکشند و دل زندهتر از خستگان شهرند.
وی به پسرش محمدعلی اشاره کرد که لحظاتش با ذکر پدر سپری شد و ادامه راه پدر را درپیش گرفته و زندگی او را از بر کرده است و از اینکه با مدرک کارشناسیارشد و سابقه چندینسال کار در شهرداری و ریاست سازمان آتشنشانی قائمشهر روزبهروز به انزوا کشانده میشود و از کار بیکارش کردهاند، دلخور است.
ملکیان خاطرنشان کرد: ما به جایی وصل نیستیم و فقط خواستار زندگی معمولی و مردمی هستیم، از فرزندان مستعد شاهد استفاده نمیکنند، روزبهروز نفاق و دورویی بیشتر میشود، خواص ما عوام و عوام ما خواص شدهاند و هر کس بهدنبال پست و مقام خویش است، افراد را از پشت نقابها نمیشود شناخت، کسی مظلومیت و صداقت فرزندان ما را به تصویر نمیکشد.
وی افزود: وقتی پسرم را خانهنشین کردهاند و با وجود استخدامش در شهرداری جلوی حضورش در محل کارش را گرفتهاند و برای تحقیرش هر روز پستهای پایین را به او پیشنهاد میکنند، بر خودم خرده میگیرم که ایکاش فرزندم را اینگونه صادق و مظلوم تربیت نمیکردم تا دنبال حقیقت و ادای دین نرود٬ من ماندهام که چرا مسئولان دست کسی را که در راستای حق و خدمت حرکت میکند، نمیگیرند تا عرصه بروز خود را در مکانی امن بیابد و به خود و نظام خدمت کند.
ملکیان بیان کرد: همسرم مرا در حالی با فرزندانم رها کرد و به جبهه رفت که معتقد بود، فرزندان شهدا و بسیج اجازه ظلم و حقکشی را در مملکت اسلامی به احدی نخواهند داد ولی امروز شاهدم که کسی خانوادههای ما را نمیبیند و مدیران استانی و شهری همچنان نظارهگر حقکشیها و بیعدالتیها بر فرزندان ما هستند و آب از آب تکان نمیخورد.