۲۱ / تير / ۱۴۰۵ - 12 July 2026
00:26
کد خبر : 8628878
۱۱:۴۸

۱۳۹۴/۱۱/۱۱
خاطره سردار فضلی از سوریه و جریان رحلت امام

شهید احمد کاظمی روز ارتحال امام کجا بود؟

به دمشق رسیدیم و تا صبح از همه جا بی خبر بودیم تا اینکه ساعت هفت صبح قرآن گذاشتند و مجری تلویزیون خبر وفات امام را اعلام کرد بسیار بهم ریختیم و برای تسلی خاطر و آرامش به حرم حضرت زینب (س) رفتیم و خاطرم هست که حرم خلوت بود.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج، صبح روز گذشته اعضای کنگره شهدای بسیج ورزشکاران با خانواده شهید ورزشکار مدافع حرم امیر لطفی دیدار کردند.

در این دیدار سردار علی فضلی جانشین رئیس سازمان بسیج مستضعفین، دکتر اسماعیل احمدی معاون روابط عمومی سازمان بسیج، مهندس کیومرث هاشمی رئیس کمیته ملی المپیک، سردار آذرنوش مسئول سازمان بسیج ورزشکاران، سردار یزدانی رئیس سازمان ورزش بسیج و محمد علی صبور، رئیس فدراسیون ورزش سه گانه حضور داشتند.

در این دیدار جانشین رئیس سازمان بسیج مستضعفین به نقل خاطره‌ای از سوریه پرداخت که فضای معنوی این دیدار را دو چندان کرد.

سردار فضلی در ابتدای سخنان خود گفت: سال 1368 بین حزب الله و حزب امل اختلافاتی پیش امد. به همراه یک هیئتی از ایران برای پادرمیانی به لبنان اعزام شدیم. روز 3 خرداد 68 دراستادیوم شهید شیرودی خبر سلامتی امام را منتشر کردند و ما خیالمان راحت شد و خدارو شکر کردیم.

وی در ادامه افزود: به حمدالله مشکلات حزب الله و حزب امل مرتفع شد. من و شهید احمد کاظمی (اینجا و با آمدن نام شهید کاظمی سردار تاملی می کند و گویا بغض گلویش میگیرد اما ادامه میدهد) و سردار قالیباف و سردار احمدی و ... چند نفر دیگر از دوستان در جنوب لبنان بودیم خبر رسید که باید برگردید به سمت بیروت.

سردار فضلی ادامه داد: شب بود و به هر ایست و بازرسی که میرسیدیم به محض اینکه می‌فهمیدند ما ایرانی هستیم می پرسیدند «از امام چه خبر؟» نگران شدیم؛ امکان هیچ گونه ارتباطی با ایران نبود؛ پیغام دادند به بعلبک بیایید به محض ورود به بعلبک گفتند به دمشق برویم از ایران بی خبر بودیم.

وی افزود: به دمشق رسیدیم و تا صبح از همه جا بی خبر بودیم تا اینکه ساعت هفت صبح قرآن گذاشتند و مجری تلویزیون خبر وفات امام را اعلام کرد بسیار بهم ریختیم و برای تسلی خاطر و آرامش به حرم حضرت زینب (س) رفتیم و خاطرم هست که حرم خلوت بود.

سردار فضلی در ادامه بیان کرد: کنار ضریح حضرت زینب (س) گریه کردیم از گریه ما همه جمع شدند و ضریح شلوغ شد؛ خبر رسید که مراسم ختمی در سفارت ایران در دمشق برگزار می‌شود از حرم که بیرون آمدیم بسیار تعجب کردیم دیدیم همه ماشین ها با چراغ روشن حرکت می‌کنند و خانه ها سیاه پوش شده  است. یک لحظه با خود فکر کردم در تهران هستم نه دردمشق، بسیار ناراحت و غمگین بودیم احساس بی کسی سر تا پای وجودمان را گرفته بود.

وی افزود: بعد از ظهر بود که فهمیدیم خبرگان جانشین امام را مشخص کرده است و حضرت آقا به عنوان رهبر انقلاب منصوب شدند؛ آنجا بود که در عین ناراحتی احساس آرامش کردم و فهمیدیم کس و کار داریم؛ رهبر و آقا داریم.

من استغفار کردم

سردار فضلی در ادامه سخنان خود با اشاره حضور گردان فاطمیون در سوریه خاطرنشان کرد: وقتی در سوریه رزمندگان افغان را میبینم که با چه خلوصی با تروریست های تکفیری مبارزه می‌کنند از خودم خجالت میکشم.

وی گفت: مردمانی که گاهی برخی در کشور ما با کم محبتی و کم لطفی با آنها برخورد می‌کنند؛ گروه فاطمیون هیچ چیزی در مبارزه با تکفیرها کم نمیگدارند؛ خداوندچه توفیقی به اینها داده است که در غربت برای دفاع از حرمین شریفین می‌روند و من همان جا استغفار کردم.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید