به گزارش خبرنگار
خبرگزاری بسیج، یارانه نقدی شاید بزرگترین آزمون اقتصادی دولت باشد که ارتباط مستقیم با معیشت مردم دارد و به جرات می توانیم بگوییم دولت تا اینجای کار در این آزمون نمره قبولی نگرفته است.
مسوولان دولت یازدهم از همان ابتدای شروع به کار، تا توانستند بر یارانه نقدی تازیانه زدند و آن را عامل بدبختی اقتصاد دانستند. دولتیها فکر میکردند با ایجاد هجمه علیه یارانه نقدی می توانند مردم را مجاب کنند که یارانه نقدی نگیرند اما اتفاق دیگری رقم خورد.
اسفند 1392 تا فروردین 1393؛ کمپینی که نگرفت!دولتی ها برای یکسره کردن کار یارانه نقدی سناریوهای مختلفی را بررسی کردند و در نهایت تصمیم گرفتند از متقاضیان دریافت یارانه دوباره ثبت نام به عمل آورند. مهمترین دلیل اتخاذ این تصمیم در اوایل آغاز به کار دولت این بود که مسوولان تصور می کردند به علت زحمت فراوان فرآیند ثبت نام و همچنین فرآیند خودکار انصراف، درصد قابل توحهی از مردم به یارانه نقدی "نه" می گویند. روحانی در اسفند 1392 برای اولین بار از مردم خواست برای دریافت یارانه ثبت نام نکنند اما استقبال مردم برای ثبت نام مجدد آن قدر بی نظیر بود که دولتی ها را شوکه کرد و عملا سناریوهای بعدی دولت را به اغما برد. دولتیها حتی در زمان ثبت نام مردم را تهدید و تطمیع هم کردند و کمپین دولتی انصراف تشکیل دادند. این کمپین حتی به سریالهای تلویزیونی هم راه یافت اما همه اینها نتوانست جلوی استقبال یارانه ای مردم را بگیرد. مردم به وعده ها و تهدیدهای دولت اطمینان نداشتند و عملا هم نه تهدیدها و نه تطمیعها اجرایی نشد. دولت گفته بود به آنهایی که انصراف دهند، خدماتی ارائه خواهد کرد و کسانی که ثبت نام کنند از برخی از خدمات دولتی مرحوم خواهند شد. عملکرد دولت نشان داد آنهایی که به خاطر تطمیع و تهدید دولت از دریافت یارانه نقدی انصراف دادند اشتباه کردند چون نه خدماتی به انصرافکنندگان داده شد و نه جریمهای متوجه ثبتنام کنندگان. به هر حال ثبت نام 97 درصدی مردم برای دریافت یارانه نقدی بسیاری از برنامه های اقتصادی دولت را تحت الشعاع قرار داد و گام بعدی برای اجرای مراحل بعدی طرح هدفمندی کندتر کرد.
اردیبهشت 93 تا بهمن93؛ بایکوت خبریبعد از شوکی که با ثبت نام 97 درصد مردم به دولت وارد شده بود، انتظار می رفت مسوولان ساز و کار بهتری برای اجرای فاز جدید هدفمندی در نظر بگیرد اما در کمال تعجب سیاست سکوت و بایکوت خبری در دستور کار قرار گرفت. دولتیها این بار هم اشتباه کردند چراکه باید به جای پنهانکاری، باید با اطلاعرسانی همهجانبه مردم را در جریان قرار میدادند. تجربه نشان داده وقتی مردم، وارد جریان تصمیم بزرگ و ملی شوند، برای رسیدن به اهداف آن از دولت سبقت هم میگیرند اما مسوولان دولت یازدهم نشان دادند به این مساله اعتقاد ندارند و باز هم تصمیم گرفتند مردم را غافلگیر کنند. از اردیبهشت تا بهمن 93 مسوولان تصمیم گرفتند سکوت کنند و در این مدت اظهارات سخنگوی دولت از همه جالب تر بود: "ما از یارانه نقدی چیزی نمی گوییم تا مردم دچار استرس نشوند!"
اسفند93 تا بهمن 94؛ آغاز حذف و اخبار پراکنده
وزیر کار و رفاه اجتماعی که مامور شناسایی پردرآمدها شده بود در اردیبهشت امسال اعلام کرد فرآیند حذف افراد از لیست یارانه ها از اسفند 93 آغاز شده و به دستور رئیس جمهور حذف بی سرو صدا در دستور کار قرار گرفته است. باز هم دولتی ها تصمیم گرفتند آرام آرام و بدون اطلاع رسانی دقیق اقدامی بکنند که حداقل 97 درصد یارانه بگیران مرحله اول با آن درگیر بودند. آنها حتی ملاک و معیار حذف افراد را اعلام نکردند و مردم هر ماه منتظر یک اتفاق بودند. فرآیند حذف از یارانه نقدی از تابستان امسال شدت گرفت اما همچنان مسوولان سیاست سکوت را در پیش گرفتند. آنها هیچ گاه اعلام نکردند که شاخص حذف افراد چیست و چرا باید بعضی ها حدف و برحی دیگر یارانه بگیرند. فقط عناوین کلی پردرآمد و نیازمند ملاک حذف اعلام شد. جالب اینکه آمار مسوولان اصلا با یکدیگر همخوانی نداشته و ندارد. گویی سیاست پنهانکاری به درون بدنه دولت نیز سرایت کرده و اطلاعات اقتصادی صحیح، فقط به برخی از مسوولان می رسد! حال دولت "پنهانکار" و "یارانه قطع کن" که حذف افراد، درآمد هدفمندی اش را افزایش داده تصمیم گرفته فرآیند حذف را برای سال 95 و با گستردگی بیشتر ادامه دهد آن هم بعد از انتخابات. سیاست کاری های دولت با یارانه نقدی ادامه دارد و گویا این دور باطل نیز ادامه خواهد داشت اما نکته اساسی این است که چرا دولت، ملت را همچنان نامحرم می داند؟ کسی مخالف حذف یارانه نقدی پردرآمدها نیست اما دولت چه کسی را پردرآمد میداند؟ چرا برخی از حذف شدگان جزو نیازمندان بوده اند و چرا اطلاعات اقتصادی دولت از افراد ناقص است؟ چرا دولت با مردم روراست نیست؟ دولت یازدهم نشان داده استعداد عحیبی در پنهانکاری دارد و تا می تواند -آگاهانه یا ناگاهانه- برنامههای اقتصادی خود را مخفی میکند. یادمان نرفته در جریان قطع سهمیهبندی بنزین چند روز بعد از اجرای این طرح و سرگردانی مردم دولتیها اطلاعرسانی کردند. همین سیاست در قطع یارانه نقدی رخ داده و بعد از قطع یارانهها مردم تازه متوجه میشوند و نیازمندان باید برای دریافت یارانه مجددا به زحمت بیفتند.
جالب اینکه مسوولان یارانه میدهند اما منت هم میگذارند؛ وزیر اقتصاد آن را مصیبت عظما و وزیر نفت عذاب الیم میدانند اما گویا نمیدانند که این "روراست نبودنها" و "مخفیکاریها" به بهانه استرس وارد نشدن به مردم، عذاب الیم و مصیبت عظماست. دولت اگر با مردم روراست باشد و ماوقع را برای ملت شرح دهد و تصمیم صحیح بگیرد کسی با آن مخالفت نمیکند اما اینکه انواع صفتها به یارانه نسبت داده شود و یارانه میلیونها نفر قطع شود و از طرفی کمترین اطلاعرسانی هم صورت گیرد نمیتواند فضای همدلی بین دولت و ملت ایجاد کند؛فضایی که مصیبت عظما و عذاب الیم است.