۲۱ / تير / ۱۴۰۵ - 12 July 2026
02:41
کد خبر : 8637759
۱۲:۱۵

۱۳۹۴/۱۱/۲۶
حجت‌الله عبدالملکی:

باید اقتصاد کشور را از نفوذ نجات داد

حداقل چهار عرصه برای نفوذ از طرف آمریکا وجود دارد: نفوذ اقتصادی، نفوذ سیاسی، نفوذ فرهنگی و نفوذ امنیتی و هدف نهایی برای نفوذ، مسئله اقتصاد است؛ چرا که آمریکا در ایران دو دسته منافع اقتصادی دارد.

به گزارش خبرگزاری بسیج، حجت‌الله عبدالملکی، اقتصادانان طی یادداشتی با عنوان "نفوذ اقتصادی و انتخابات مجلس" نفوذ اقتصادی را هدف اصلی دشمن دانست و راهکارهای مقابله با نفوذ اقتصادی را تشریح کرد.

متن این یادداشت به‌شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

راه‌های نفوذ اقتصادی و مسئله مجلس و انتخابات

حداقل چهار عرصه برای نفوذ از طرف آمریکا وجود دارد: نفوذ اقتصادی، نفوذ سیاسی، نفوذ فرهنگی و نفوذ امنیتی و هدف نهایی برای نفوذ، مسئله اقتصاد است؛ چرا که آمریکا در ایران دو دسته منافع اقتصادی دارد.

نفوذ برای آمریکا و غرب یک دسته منافع مستقیم و یک دسته منافع غیرمستقیم دارد. منافع غیرمستقیم، بحث تمدنی را شامل می‌شود که اگر آمریکا بتواند انقلاب اسلامی را مهار کند، در بلندمدت می‌تواند تمدن خود را تضمین کند و تمدن غرب را رو به جلو ببرد. اما برای آن هدف نهایی که گفته شد در هر صورت از هر چهار مجاری نفوذ استفاده می‌کند.

در هر کدام از این چهار مجاری یک سری محورها وجود دارد. هر کدام از این محورها مصادیقی دارد که مصادیق می‌تواند داخلی و خارجی باشد.

یکی از محورهای نفوذ سیاسی، مسئله انتخابات است. بحث ما نفوذ عناصر وابسته به مجلس است که چه برنامه‌ای برای آن ممکن است وجود داشته باشد؟
در بحثهای سیاسی تام آن می‌توان گفت: برای نفوذ در انتخابات، قطعاً از عناصر اقتصادی و عناصر فرهنگی هم استفاده می‌کنند، خود محور سیاسی هم مطرح هست.

نمایندگانی را که می‌خواهند به مجلس بفرستند، نمایندگانی باشند که پیگیر منافع آمریکا باشند که این خود نسل سوم استعمار است. نسل اول استعمار حمله نظامی و اشغال بود، نسل دوم، کودتا بود و نسل سوم، الگوی نفوذ خزنده است که افرادی را در مراکز تصمیم گیری و تصمیم سازی بگمارند که اینها در واقع آن منافع را پیگیری کنند. ظاهر این افراد هم، ظاهر صالحی است.

اینها از ابزارهای مختلفی می‌توانند استفاده کنند. در نفوذ اقتصادی دو مسیر مستقیم و غیرمستقیم وجود دارد.

برای مسیر مستقیم نفوذ چهار راه وجود دارد:
• فروش کالا
• حضور در بخش انرژی
• خرابکاری
• منابع انسانی (مغزها، نخبگان و...)

 

و برای مسیر غیرمستقیم سه راه وجود دارد:
• دیپلماسی علمی
• دیپلماسی عمومی
• دیپلماسی رسمی

حال می‌توان تحلیل کرد که چگونه این هفت راه (البته حداقل هفت راه) به جریان انتخابات، برای نفوذ دادن افراد وابسته به خودشان، کمک می‌کند.
بحث مسیر غیرمستقیم بیشتر به جریان انتخابات مرتبط است. در توضیح راه‌های مسیر غیرمستقیم، به‌ترتیب می‌توان گفت:
دیپلماسی علمی:
یعنی حضور افراد تحت تأثیر نگاه علوم انسانی غربی در مجلس، یعنی آمریکایی‌ها این‌طور القا کردند که یک علمی، یک مبنای دانشی دارند که بر همه مبانی در دنیا غلبه دارد از جمله بر مبانی اسلامی (عدم اعتقاد به علوم انسانی بومی و اسلامی).
دیپلماسی عمومی:
در دیپلماسی عمومی مسئله اصلی، سبک زندگی است. در اینجا دو مدل مد نظر آنهاست.
• برجسته کردن سبک زندگی آمریکایی یا غربی برای نمایندگان:
یعنی اگر نمایندگانی که به مجلس رفتند یا خواهند رفت، افراد دست‌نشانده به‌لحاظ فکری، آمریکایی نباشند، بعداً زندگی اینها را به آن سمتی ببرند که مد نظر خودشان است که خود به خود این افراد در جبهه‌ای می‌روند که منافع آمریکا را پیگیری کنند.
• برجسته کردن سبک زندگی غربی برای توده‌ها:
  سبک زندگی مطلوب توده‌ها چه سبکی است که لباس آن سبک را تن نامزد انتخاباتی بکنند تا رأی بیاورد. اینها همه منوط به این است که سبک زندگی چگونه شکل گرفته باشد. طرف غربی تلاش می‌کند که سبک زندگی خودش را برجسته کند.
دیپلماسی رسمی:
یک جریان دیپلماتیکی در کشور صورت می‌گیرد که به‌نفع کاندیداهایی که طرفدار منافع آمریکا هستند تمام شود تا آنها رأی بیاورند، به‌عنوان مثال: آمریکا نشان بدهد که در جریان دیپلماسی دوستدار آمریکا، فشارها روی ایران و تحریم‌ها را کم کرده است یعنی بگوید "مردم، ببینید دیپلماسی با آمریکا جواب می‌دهد، پس به کسانی رأی دهید که شعار «نگویید مرگ بر آمریکا» سر می‌دهند".

این احتمال هم وجود دارد که آمریکایی‌ها یک گشایشی را در هفته‌های منتهی به انتخابات ایجاد کنند تا به مردم بگویند دیپلماسی با آمریکا جواب داد و آنهایی که گفتمانشان ارتباط با آمریکاست به مجلس راه پیدا  کنند.

در مسیر مستقیم، شرکت‌های چندملیتی مسئله مهمی است. شرکت‌های چندملیتی یعنی یک سری شخصیت‌های حقوقی که وابستگی به آمریکا دارند، در کشورهای مختلف مستقر می‌شوند و اینها شروع به استخدام کردن افرادی از خود آن کشورها می‌کنند و آنها را با فکر مد نظر خودشان پرورش می‌دهند. از آنها حمایت مالی هم می‌کنند و آنها می‌روند و در جایگاه تصمیم ساز و تصمیم گیر قرار می‌گیرند، مانند شرکت‌هایی که در آنها حضور آمریکا چندان به چشم نمی‌آید ولی سهامدار عمده آنها آمریکاییها هستند. این شخصیت‌ها، چنین شرکت‌هایی را در کشورها نفوذ می‌دهند، به‌عنوان مثال: یک شرکتی که تولید کننده تجهیزات الکترونیکی است به‌طوری که سی‌درصد آن آمریکایی است، این شرکت وارد ایران می‌شود، نمایندگی ایجاد می‌کند و ممکن است خط تولید هم ایجاد کند. برای فروش محصولاتش در بازار شروع به نیرو گرفتن می‌کند، مثلاً در شهرهای بزرگ دفتر مرکزی ایجاد می‌کند و برای دفتر مرکزی خود افراد جهت‌دار به‌لحاظ سیاسی استخدام می‌کند. اینها را از نظر فکری تقویت می‌کند. برای آنها کارگاه آموزشی برگزار می‌کند. کنار بازاریابی این افراد به‌مرور با تفکرات آمریکایی‌ها آشنا می‌شوند و بیشتر تحت تأثیر قرار می‌گیرند. از طرف دیگر به آنها حقوق خوب هم می‌دهند و به‌اصطلاح آنها را نمک‌گیر می‌کنند و توان مالی آنها را برای رقابت انتخاباتی بالا می‌برند و آنها راحت در انتخابات پیروز می‌شوند.

در ایران معمولاً نگاهی که نسبت به انتخابات وجود دارد نگاه اقتصادی است نه سیاسی ولی در جریان نفوذ، اصل نظام، ریشه، اصول و مبانی آن مد نظر است.
اینجا شفافیت مالی نمایندگان مطرح می‌شود که هر کدام از آنها روشنگری کند که برای تبلیغات خود چقدر و از کجا هزینه کرده است.
این قضیه دو هدف را دنبال می‌کند: یکی اینکه باعث هوشیاری مردم می‌شود و دوم اینکه از ریخت و پاش در انتخابات جلوگیری می‌کند.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید