۲۰ / تير / ۱۴۰۵ - 11 July 2026
19:44
کد خبر : 8640628
۱۳:۲۳

۱۳۹۴/۱۲/۰۲
تلنگر ؛

به کسانی که فکر جوانان نیستند رای ندهید

یک داستان سیاسی از زندگی حمید و حسین در راستای منویات مقام معظم رهبری که فرمود« مردم باید توجه داشته باشند که تبلیغات رنگین و متنوع ملاک نیست».
به گزارش خبرگزاری بسیج از گرگان، امروز مردم به دنبال این هستند که یک تصمیم مهم برای کشورشان بگیرند و تو این مسیر به دقت خبرها و تحرکات  کاندیداهای نمایندگان مجلس و خبرگان رهبری رو زیر نظر دارند.

اما برخی با هزینه های گزاف تبلیغاتی در صدد این هستند که رای مردم را بدست بیاورند به طوری که امروز برخی از چاپخانه های استان گلستان مدعی هستند که به اندازه نشریات استان گلستان در این چند روز انواع برگهای تبلیغاتی را چاپ کردند و قطعا این اسراف است و زیبنده نماینده ای که می خواهد از حق مردم در مسیر قانون گذاری دفاع کند نیست.

بر این اساس داستان حمید و حسین دو دانشجو  را به صورت طنز سیاسی  در نظر گرفتیم شاید تلنگری باشد نسبت به کسانی که میخواهند  به برگ های رنگین کاندیداها رای بدهند.

«تو دانشگاه بودم که یهو حمید( هم کلاسیم) صدا کرد و گفت حسین نمییای تا ستاد انتخاباتی جناب آقای بووووووق بریم.

گفتم ولش کن حمید این افراد که رای بیارن نمیگن خر شما به چند من، بیا بریم پیش استاد محمدی تا رو پروژه کار کنیم فردا جلو این دخترا کم نیاریم، خجالت نمیکشی نمره اول تا سوم کلاس رو قبضه کردن.

حمید: حسین این درسها تموم میشه ولی فردا بخوایم بریم سر کار پارتی نداشته باشیم نمیشهها اونوقت باید یک دیپلمیه چلمنگ بیاد بهت دستور بده تو ی شرکت درپیت که حسین جان وقتی بهت میگم چایی بیار اب زیپو نیار!!!

من به حمید گفتم والا این آمارهایی که ازبیکاری دانشجویی اعلام کردن و میگن 18.7 درصد فارغ التحصیلان دانشگاهی بیکار هستند فک کنم همونم با ارشد رشته معماری گیرمون نیاد.

من حمید تو این لحظه با هم به راه افتادیم و به پیش استاد رفتیم وقتی در زدیم رفتیم داخل گفتم استاد میخوایم در خصوص پروژهای که دادید باهاتون صحبت کنم، استاد محمدی با یک قیافه پکر و داغون که مشخص بود شب نخوابیده گفت حسین جان من خیلی خسته هستم بزار بعد هفت اسفند سرنوشت کشور مشخص بشه بعد بیا ببینم چی میگی.

به استاد گفتم استاد درس چه ربطی به انتخابات داره ؟

استاد محمدی گفت: وقتی بنزین با جیب من رابطه مستقیم داره و رکود با ساخت و ساز مسکن رابطه معکوس، انتخابات هم به پروژه شما ربط پیدا میکنه عزیزم.

بی خیال استاد شدیم و تو شهر با حمید راه افتادیم که حمید یهو به من یک درخت نشون داد گفت: حسین این رو ببین !

گفتم چی درخت است 4 ساله جلو راهت بوده ندیدیش

حمید گفت: نه دیونه درخت رو ببین مثل درخت کریسمس شده ازش عکس انتخاباتی اویزون کردند.

یه درخت نگاه کردم دیدم با نخ پلاستیکی این کاندیداهای محترم حسابی از خجالت درخت در آمده بودن و چند تا شاخه این درخت هم شکسته بود.

به حمید گفت: من که با این کاندیدا رای نمیدم انقدر متوجه نبوده که عکس تو درخت دیده نمیشه .

حمید سوال کرد: حسین تا حال این سوال پرسیدی که این همه هزینه تبلیغاتی، شام و نهار و این همه ادم بریز و به پاش از کجا میاد؟

بهش گفتم پدرای یک سری خاص مثل من و تو که فردا به دنبال پارتی هستند که بچه هاشون رو سر یک کاری تو این بحران بیکاری بزارن دارن از این افراد حمایت میکنن.

حمید که یک فرد معقولی بود گفت: من که به چنین افرادی رای نمیدهم این افراد فرصت طلب هستند و مطمئن باش فردا هم اگ به جایی این بند خداهایی کسی دیگه ای هزینه هاشون بپردازه به اون ها هم رحم نمیکنن فردا قرار به مردم رحم کنند.

نزدیک میدان مرکزی شهر شدیم که یهو چشمون افتاد به یک سری همکلاسی ها و یک سری از افراد جوان که دور یک ستاد تبلیغاتی جمع شده بودند حمید به من گفت: نگاه چقدر ادم داره این کاندیدا قطعا این فرد رای میاره.

بهش گفت: حمید جان فک کنم مسئولان باید بیان این افراد رو بشمارند شاید سر شماری بیکارها به 40 درصد هم برسه اخه تو وقت اداری این همه نیروی جوان دور یک ستاد بیانگر بحران بیکاری نیست تو شهر .

داشتیم به سمت شالیکوبی میرفتیم که یهو گوشی حمید صداش در آومد و بعد حمید به من گفت حسین انگار شما افتادیم، گفتم کی دعوت کرده؟

گفت: ستاد آقای بوووووق امشب داره به همه بچه های دانشگاه شام میخواد بده

یه سرشماری کردم و گفت: یعنی میخواد همین امشبی نزدیک به 50 میلیون هزینه کنه ، به نظرت هزینه این همه تبلیغات کاندیداها تو استان مون چقدر میشه؟؟؟.

حمید گفت: خیلی تومان !!!!

به حمید گفتم: با توجه به اینکه تعداد افراد کاندیداها تو استان نسبت به سالهای دیگه خیلی بیشتر شده انگار وضع برخی ها تو بحران و رکود خیلی بهتر شده که احساس مسئولیتشون گل کرده

همونجا بود حمید تو فکر رفت و ایستاد

گفتم دیونه چی خشکت زد!

گفت حسین من یک براوردی کردم که اگ هر یک از این کاندیداها 100 میلیون هزینه انتخاباتی داشته باشن تو استان این همه کاندید میتونستند نزدیک به 1500 زوج جوان رو بفرستن خانه بخت

یاد این جمله مقام معظم رهبری افتادم که میگفت«مردم باید توجه داشته باشند که تبلیغات رنگین و متنوع ملاک نیست».

همونجا من و حمید عهد بستیم که به کسایی که به فکر جوانای این مملکت نیستند و تو این فضا که جوانان با بیکاری و مسائل چون ازدواج رو به رو هستند رای ندیم و به جاش رای مون رو به کسی بدیم که هزینه معقولی برای انتخابات دار و به فکر اسراف نیست.

گفتنی است تمامی اسم ها به صورت مستعار و غیر واقعی است و اگر تشابه اسمی وجود دارد قطعا اتفاقی است.

داود خاندوزی

انتهای پیام/


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید