بهگزارش خبرگزاری بسیج استان مرکزی، از روز تائید صلاحیت کاندیداها و آغاز نخستین روز از تبیلغات آنان، صبح وقتی چشمانمان را به روی آسمان گشودیم چهره شهر تغییر پیدا کرده بود.
تبلیغات و شعارهای نامزدهای انتخاباتی جایی نبود که به چشم نخورد و در این میان جالبتر این که کسانی گوی سبقت را از دیگری ربوده بودند که دیرتر کار خود را شروع کرده بودند چراکه موفق به نصب بنزهای تبلیغاتی و شعارهای تبلیغی خود بر روی تبلیغات سایر نامزدها شود.
این دوره نیز تبلیغات هر یک از نماینده ها مشترکاتی با دورههای گذشته دارد و آن هم وعده هایی که نمایندگان مجلس نهم خواسته یا ناخواسته موفق به تحقق آن نشدند، یادداشت شعارهای خود را که بر پوسترهای تبلیغاتی خود نگاشته بودند به دست فراموشی سپرده بودند.
به سراغ مردمی رفتیم که این بار مشتاقتر از انتخابات گذشته نسبت به نامزدهای انتخاباتی خود تحقیق می کردند، مکانهایی که از سوی شهرداری برای نصب تبلیغات در نظر گرفته شد؛ از همان لحظات اول شاهد آمد و شد مردمی بود که لحظاتی را توقف کرده و دیدی بر شعارها می انداختند و در ذهن خود در کنار قیاس شعارها آن را نیز تحلیل می کردند.
تبلیغاتی که در برخی از موارد در تضاد با ماده 57 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی است چراکه براساس این قانون استفاده از هرگونه پلاکارد، پوستر، دیوارنویسی، راه انداختن کاروانهای تبلیغاتی و استفاده از بلندگوهای سیار در خارج از محیط سخنرانی توسط نامزدها در تبلیغات ممنوع است.
اما این روزها اقلام تبلیغاتی نامزدها بدون هیچ مراعاتی بر پیکر بلوارها، تیرهای چراغ برق، ایستگاه اتوبوسهای شرکت واحد، املاک شخصی و هر جایی که تصور شود نصب شده و نابسامانی بصری و نظم را برای چهره شهر به ارمغان آورده است.
دختر جوانی در حالی که در کنار یکی از تابلوهای تبلیغاتی ایستاده بود توجه مرا به خود جلب کرد به سراغش رفتم از او پرسیدم شما هم در انتخابات شرکت می کنید؟
گفت قطعا من به عنوان یک ایرانی شرکت می کنم، بعد با اشاره دست به پشت سر خود گفت البته به اینها رای نمیدهم!
اشاره دستش را دنبال کردم تابلوی تبلیغاتی ویژه برپایی نمایشگاه بود که اقلام تبلیغاتی به گونهای نصب شده بود که باید دقت میکردی ببینی بنر چه اطلاعاتی را به مخاطب خواهد داد و تنها توجه را به سوی نامزدها معطوف میساخت.
دختر در ادامه گفت: تصور می کنم کار این نامزدها نوعی حق الناس است این شرکت برای نصب بنر هزینه کرده و حقش توسط این نامزدها ضایع شده چرا که از نصب این بنز به نفع خودشان سود بردهاند.
گفتم این نامزدها که شخصا چنین کاری نکردند افراد ستاد تبلیغات آنان باید پاسخگو باشند!
خندید و گفت اینها که بر روی ستاد تبلیغات خودشان نظارت و کنترل نداشته و نتوانستهاند افراد زیردست خود را قانع کنند میخواهند فردا، برای آینده من و شما تصمیم بگیرند!
ادامه داد آن روز که شهید مدافع حرم آوردند به همراه دوستانم به مصلی رفتیم جالب بود که بر روی زمین پر بود از کاغذهای که هرکدام تصویری از یک نماینده را به نمایش گذاشته بود و جالب تر اینکه چند نفر بنرهای بزرگ تبلیغاتی نماینده مورد حمایت خود را آوردند و از این فرصت برای تبلیغات سود می بردند.
شاید باور نکنید برای اولین بار بود که به مراسم یک شهید میرفتم حس عجیبی بر فضای داخلی مصلی حاکم بود، مردمی که آمده بودند در مراسم وداع با شهیدی که شاید تا پیش از آن او را نمیشناختند و هدفشان از حضور این که با شهیدان بار دیگر بیعت کنند که راهشان را ادامه میدهند.
اگرچه بسیاری از افراد حاضر در مراسم نسبت به تبیلغات بیاعتنا بودند و تحت تاثیر فضای عرفانی حاکم بر مراسم قرار گرفته بودند ولی معتقدم مجلس شهدا نباید جایی این برنامههای سیاسی باشد، شهدایی که برای حفظ این انقلاب از جان خود گذشتند و این حقشان نیست که پله ترقی عدهای دیگر شوند.
ساعاتی بعد در حال بازگشت به منزل بودم که یکی از کارگران شهرداری را دیدم که جاروی بلند دستی خود را بر دیوار تکیه داده بود و با دست در حال کندن پوسترهای تبلیغاتی بر روی یکی از دیوارهای شهر بود آن هم درست در یکی از میادین اصلی شهر، نزدیکش رفتم و با گفتن خسته نباشید سر سخن را با او باز کردم.
پرسیدم ملاک شما برای انتخاب فرد اصلح چیست؟
گفت: درد کارگر را بداند، برای کشور مفید باشد و برای بیکاری جوانان فکری اساسی کند.
_فکر میکنی همین خصوصیات کافی است؟
_آخه اگه همین وعدههایی را که میدهند عمل کنند دیگر مشکلی نخواهیم داشت، اگر کارخانههای تعطیل که در اراک کم نیستند فعال شوند میدانید چقدر به تولید، صادرات و کسب و کار کمک میشود، مثل یک گردونه هر کدام بر دیگری اثر گذاشته و مشکلات رفع میشود.
دلش پر بود از وعدههای عمل نکردهای که نمایندگان در مجالس گذشته داده بودند، در میان سخنانش گفت هر کدامشان که وارد مجلس شدند درد بیچاره و فقیر یادشان رفت، هر بار که قرار است انتخاباتی شود فقط و فقط زحمت امثال ما را بیشتر میکنند؛ مثلا شما ببینید این آقا! تبلیغاتش را بر روی این دیوار چسبانده خودش میداند که امثال من باید این پوسترها را بکند، حالا شانس آوردم که هوا سرد نیست وگرنه توی سرما کلی وقت باید صرف میکردم.
گلهمند بود از اینکه پیمانکار دلش برای کارگر نمیسوزد، حال کسانی که به مجلس میروند وقتی جیب خودشان پر میشود یادشان میرود که با رای همین مردم روی صندلی نشسته و برای تصمیماتی که مربوط به آینده ملت و کشور است پول میگیرد.
گفت یک چیز به این کاندیداها بگویم و آن اینکه از هر طیفی که هستند وقتی اسب خود را برای حضور در مجلس زین کردند به فکر آنان که پیاده هستند نیز باشند و فراموش نکنند اگر بخشش پیادهها نبود آنان قادر به تاختن نبودند.
میگوید کاندیداهای این دوره بدانند که مردم این بار هوشیارتر از گذشته به کاندیداهای خودشان رای میدهند، دقت کنن میبینند که این بار با وجود اینکه تعداد کاندیاها بسیار بوده ولی مردم فقط روی افرادی که شناخت دارند بیشتر تحقیق میکند، از همفکری افراد صاحب نظر استفاده میکنند تا هم در مجلس شورای اسلامی و هم در مجلس خبرگان فقط افرادی که دلشان برای انقلاب میتپد راه پیدا کنند.
انتهای پیام/