به گزارش خبرگزاری بسیج از گرگان، بعد از اینکه آتش فتنه 88 خاموش شد حضرت آقا فرمودند منتظر یک فتنه بزرگتر باشد و فتنه بزرگتر امروز در حال رونمایی شدن است و مقام معظم اله از آن به عنوان نفوذ یاد میکند.
مقام معظم رهبری از شهریور امسال بارها و بارها به مسئله نفوذ اشاره کردند به گونهای که در دو ماه گذشته بیش از 70 بار از نفوذ صحبت کردند و این همه تاکید بر یک موضوع در تاریخ از لسان مقام معظم رهبری بیسابقه است.
با توجه به این تاکیدات مقام معظم رهبری امروز ما وظیفه داریم بیندیشیم چرا دشمن به دنبال نفوذ پیش میرود؟
دشمن با اقدامات سخت افزاری از قبیله ترور، جنگ تحمیلی، فتنه و قائلههای قبیلهای و منطقهای نتوانسته کاری از پیش ببرد و امروز به این نتیجه رسیده است که تنها قدرت به وجود آورنده این نظام یعنی مردم هستند که همانطور پایههای نظام و انقلاب را حفظ کردند همانطور پایه و ارکان انقلاب را سست میتوانند بکنند و برای اینکار باید افرادی که متدین و انقلابی نیستند را در عرصه امور قرار دهند تا مردم از اساس انقلاب فاصله بگیرند و پایههای انقلاب شکننده شود.
امروز دشمن به سمت نبرد اطلاعاتی و نفوذ پیش رفته و این نفوذ کارکرد مختلفی دارد و دشمن به دنبال این است که افکار و باروهای نیروهای انقلابی مردم را با راس امور قرار دادن ارکان خود تغییر دهد.
آثار نفوذ و عملیات نفوذ را در انتخابات پرواضح است
ما آثار نفوذ و عملیات نفوذ را در انتخابات میبینیم و مقدمات انتخاباتی از جمله ثبتنام فلهای در انتخابات بیش از 12 هزار نفر که در طول تاریخ بیسابقه و قابل پیشبینی بود روی داد و این ثبتنام سه برابر ثبتنام دوره قبلی بوده است.
رشد ثبتنامها هیچ مبنای عقلی و منطقهای ندارد علی اینکه یک برنامهریزی برای آن باشد و این موضوع این بود که نوبت بررسی صلاحیتها در شورای نگهبان و هیئت نظارت طولانیتر شود و زمینه اتهام به شورای نگهبان افزایش پیدا کند.
اما در طول تاریح انقلاب اسلامی نفوذیها چه کسانی بودند
نخستنین پرونده نفوذ در جمهوری اسلامی ایران لیبرالها و ملیگرایانی بودن که به ارکان نظام نفوذ کردند به ویژه در سال 1357، در زمانی که امام(ره) به بازرگان دستور داد که نخست وزیر شود در حکم انتصاب بازرگان امام(ره) این شرط را لحاظ کردند که بازرگان بایستی به دور از روابط حزبی و گروهی برنامههای مشخص شده را انجام دهد.
اما بارزگان این کار را نکرد و اکثریت اعضای کابینه خود را از جبهه ملی و نهضت آزادی قرار داد و بر این اساس پیشقراولان نفوذ در ایران در جبهه ملی و نهضت آزادی شکل گرفت.
بازرگان وقتی دید قرار است قانون اساسی نوشته شود که شاکله نظام سیاسی ایران را بر اساس استقلال ، آزادی جمهوری اسلامی تعیین میکند برای مانع شدن به دنبال منحل کردن نخستین مجلس خبرگان شدند و اسناد لانه جاسوسی نیز ارتباط پنهان برخی اعضای این کابینه را با آمریکا نشان میداد و بر این اساس عملا از عرصه سیاسی کشور کنار رفت.
دومین پرونده نفوذ در ایران نیز به ملیگرایان و بنیصدر بر میگردد ، بنی صدر بیش از 11 میلیون رای آورد و توانست اعتماد مردم را به دست آوردند و کشور را به لبه پردگاه برساند.
بنیصدر با استراتژیک ساده لوحانه که زمین میدهیم و زمان میخریم باعث شد که جنگ به مدت هشت سال به درازا کشیده شود و این شیوه جنگ را سبک جنگیدن اشکانیان میدانست اما به این مهم توجه نداشت که در جنگ نوین صدام از عراق تهران را بمباران میکند و این جنگ تن به تن و رو در رو بر روی اسب نیست که این کار را انجام دهد.
بنیصدر با این تفکر خائنانه باعث شد که بسیاری از خونهای پاک این مردم ریخته شود و بعدها مشخص شد از دوران دانشجویی بنیصدر منبع کد دار سیا آمریکا بوده است.
پرونده فاجعه هفت تیر سال 60 را شاید بتوانیم سومین پرونده نفوذ بدانیم چرا که عضو ارشد سازمان مجاهدین با نفوذ توانسته بود یک فاجعه تاریخی را رقم بزند.
در دهه 60 نیز حزب جمهوری اسلامی برای پذیرش عضو گزینش انجام میداد و رسم بود محقق در محل فردی که میخواست عضو این حزب شود تحقیقات میکرد معرف یکی از اعضای آن به نام آقای کلایی کسی بود که انسان مطرحی بود و این محقق تحت تاثیر معرف قرار گرفت و تحقیق نکرد و بعدها در خارج از کشور میگفت اگر محقق تحقیق میکرد و وضعیت حجاب خانواده من را میدید هیچگاه صلاحیت من را تایید نمیکرد.
شهادت رجایی و باهنر هم پرونده دیگر نفوذ بود و کشمیری عضو ارشد سازمان مجاهدین چون دبیر شورای امنیت ملی کشور را داشت توانست این پروژه را انجام دهد و قبل از بمبگذاری شهید بهشتی نیز در صدد آن بود که چمدان معروف را در جماران قرار دهد و کار انقلاب را تمام کند اما هوشیاری سپاه پاسداران مانع از این مهم شد.
پرونده دیگر نفوذ در جمهوری اسلامی شریعتمداری بود ایشان کودتاهی را با صادق قدس زاده طراحی کرد که در تاریح به کودتاه نوژه معروف شد و میخواستند انقلاب را از بین ببرند.
نفوذ دیگر در بیت قائم مقام وقت توسط مهدی هاشمی بود و این عنصر کد دار ساواک ماموریت گرفت و وارد این عرصه شد و برادر خود را داماد آیت الله منتظری کرد وبا این پیوند این آیت الله که شکنجه سنگینی را از دوران انقلاب تحمل کرده بود را از انقلاب جدا کرد و امام(ره)دستور عزل آن را داد.
هاشمی در اعتراف خود گفته بود زمانی که منتظری رهبر شد میخواستم آن را حذف کنم و خودم رهبر شوم و این نفوذی در سال 1365 اعدام شد.
در دهه 60 وقتی فرزندان انقلابی بصیرت افزایی کردند و کشور را از دست نشاندههای آمریکایی پاک کرد دشمن برای آنها نیز برنامه ریزی کرد و با استفاده از نفوذیها جریان چپ و راست را به وجود آورد.
جنبش دانشجویی چه قبل از انقلاب و بعد از انقلاب پشقراول مبارزه با استکبار بود اما توسط نفوذیها به جایی رسیده که امروز میگویند مرگبر آمریکا نگوییم، مرگ بر اسرائیل نگوییم و پرچم آمریکا را به آتش نکشانیم.
نفوذ در چریان چپ که مدعی پیروی آرمانهای حضرت امام (ره) کارش به جایی رسید که در برابر بزرگترین آرمان امام(ره) استقامت کرد و شعار نه غزه و نه لبنان را سر دادند و نفوذیها باعث این مهم شدند.
نفوذ در جریان راست باعث به وجود آمدن جریان انحرافی در کشور شد و در مقابله آرمانهای امام(ره) ایستاد.
چیزی که کاملا پرواضح است این است که جریان نفوذ کاملا از سوی دشمن برنامهریزی شده است و لذا ملت ایران باید با بصیرت انتخاب کنند.
اما اینجا چند سوال مهم مطرح است
وظیفه من و شما در انتخابات هفت اسفند چیست؟
ما نباید به افراد نفوذپذیر رای بدیم ، کسایی که تشنه قدرت هستند و دنبال رانت هستند از هر حزبی نفوذی هستند و ما باید به فرد متقی رای بدهیم.
آیا تدین تنها به تنهایی برای نماینده مجلس بودن کافی است؟
خیر باید به فردی رای بدهیم که غیر ازتدین داری پشتیبانی قوی باشد تا بتواند گام های اساسی برا در قانون گذاری بردارد و در این دوران پرترافیک شایعات بتواند مسیر انقلاب را به درستی پیش ببرد و منافع انقلاب را ناخواسته فدای منافع خودش نکند
چگونه بفهمیم چه کسی نفوذی نیست؟
مهمترین ملاک انتخاب افرادی باشد که هزینه معقول و درستی برای انتخابات دارند ، اگر دشمن بخواهد از فرد نفوذی حمایت کند قطعا این حمایت مالی بوده و در مسیر تبلیغات بکارگیری شده است کسایی که سفر رنگین پهن میکنند و تبلیغات هنگفتی دارند باید مظنون باشیم و صلاح در این است که به این افراد رای داده نشود مگر منبع مالی آنها را بدانیم.
داود خاندوزی
انتهای پیام/