در شبکههای اجتماعی لیستی از اقلام و کالاهایی به اشتراک گذاشته میشود که هر کسی را وسوسه میکند، توقعاتی که جوانان از خانوادههای خود در این زمینه دارند بیشمار بوده و حتی در پارهای از مواقع جدالی میان خانواده و فرزند را شکل میدهد.
از همه اینها که بگذریم همسایگان و اقوام دور و نزدیک هستند که در کوی و برزن جویای این میشوند که کدامین اقلام را تهیه کردهای و شاید همه والدین دست کم یک بار این تجربه را کرده باشند که نبود کوچکترین وسیله حتی غیرضرور در روزی که قرار است اسباب و وسایل تهیه شده به خانه داماد برده شود از دید اطرافیان پنهان نمیماند.
برای تهیه اقلام جهیزیه اگر سری به فضای مجازی بزنید لیستی از اجناس را در مقابل چشمان شما قرار میدهد، نیمی از کالاهایی که به سبب فرهنگ تجملگرایی به این لیست راه یافتهاند و هر روز بر تعدادشان افزوده میشود شما را متحیر و سر در گم میکند که چگونه میان جیبتان و این اقلام توازن ایجاد کنید.
گویی در فرهنگ جدید تهیه اقلام برای زوج جوان وظیفه خانواده عروس شده و عروس خانم نیز در تور چشم و هم چشمی گیر افتاده و با صلاحدید اطرافیان سعی در تهیه لیست جهیزیه میکند و کمر پدر عروس زیر بار تهیه اقلام خمیدهتر میشود.
پدری که اندوخته حاصل رنج و زحمت سالیان دور خود را به ناچار در اختیار تازه داماد قرار میدهد و بر آرزوهای خود چشم میپوشد، برخی از خانوادهها که نیز از تمکن مالی مناسبی در این میان برخوردار نیستند به ناچار دست به دامان بانکها میشوند.
بانکها که از هر فرصتی برای اندوختن سرمایه خود بهره میگیرند این درخواست را فرصتی مغتنم برای پر کردن جیب خود میدانند و از هر ترفندی بهره میگیرند و ناچار میشوی هر آنچه را پسانداز کردی در گرو بانکها بگذاری، تازه این یک روی سپید سکه است بشنو از روی دیگر سکه که آن زمانی است که تلاشها در طول سالیان به ثمر ننشسته و تنها روز را گذراندهای و هیچ اموال سند داری را در اختیار نداری به ناچار از آبرو مایه میگذاری و به سراغ دوست و آشنا میروی تا ضامن شوند و اندکی تسهیلات در اختیارت قرار گیرد تا شاید بتوانی چند کالای ضروری را بگیری اما مابقی را چه کنی؟ زخم زبان اطرافیان را چه کنی؟
در فرصت باقی مانده به هر دری میزنی تا از مغازههایی که با قیمت مناسبتر کالای خود را عرضه میکنند بخشی از لیست جهیزیه را تهیه کنی؛ مطلع میشوی که نمایشگاه جهیزیه به همت مسئولین برگزار شده راهی میشوی تا دست کم با صرفهجویی در زمان آنچه را که میشود تهیه کنی.
نمایشگاه "جهیزیه و ملزومات ازدواج" در محل برگزاری نمایشگاههای بینالمللی غرب کشور در اراک از سوم اسفندماه برپا شد، نمایشگاهی که تا 7 اسفندماه ادامه داشت.
سری به نمایشگاه زدیم تا بتوانیم برخی از اقلام مورد نیاز را با قیمت مناسب تهیه کنیم، نزدیک شروع سال جدید و زمان برای تهیه اقلام جهیزیه کم است برای نخستین بار بود که سری به این نمایشگاه میزدیم تا دست کم در فرصت صرفهجویی کنیم.
نمایشگاهی که بیشتر میبایست گره کوچکی از مشکلات اقشار کم درآمد را رفع سازد، زمانی که به محل نمایشگاه رسیدیم محوطه بسیار خلوت بود و به جرات میتوان گفت که افرادی که در تردد بودند کمتر از انگشتان دست بودند و همه با دستان خالی از سالن "پارس" خارج میشدند.
متعجب شدیم چراکه انتظار داشتیم با توجه به لیستی که اطرافیان برای تهیه جهیزیه در اختیار ما قرار داده بودند هر سه سالن نمایشگاه را پر از اجناس ببینیم ولی تنها یک سالن! وارد سالن شدیم نور خیره کننده لوسترهای مجلل چشمان را مینواخت، لوسترهایی که هر کدام بیشتر مناسب سالنهای بزرگ بود تا خانه یک تازه عروس و داماد، غرفههای تخت و مبلمان ناخوداگاه ما را به سوی خود کشاند غرفههایی که به نسبت سایر اجناس بیشتر بود.
خوب این روزها داشتن مبلمان و تخت یک امر عادی شده و به تبع یک جهیزیه این لوازم چوبی را نیاز دارد، جلوتر در دو طرف سالن غرفههای تابلو فرشهای ابریشم آن هم کار تبریز و مشهد به چشم میخورد خوب شاید این هم جزو واجبات جهیزیه شده اگرچه هر خانوادهای توان خرید آن را ندارد.
غرفهای که تنها رومیزی و رو تختی را به نمایش گذاشته بود، جلوتر رفتیم غرفهای بود که بیشتر سرویس قابلمههای تفلون و سرامیکی را به خریداران ارائه کرده بود، در سمت چپ غرفهای بود که فاصله طبقاتی را بسیار زیبا به نمایش گذاشته بود وقتی نگاه میکردی گویی به سراغ دست فروشان بازار رفته بودی که قالبهای ژله، سیخ کباب، قوری و کتریهای استیل و قاشق و چنگالهای به قول خودشان دم دستی را ارائه کرده بود در کنار این غرفه آتلیهای که برای یک روز جیب عروس و داماد بیچاره را خالی میکردند و از همه اینها بدتر خستگی را بر جسم زوج جوان باقی میگذاشتند، بسیار زیبا آلبومهای عکس را چیدمان کرده بود و همین طور که نگاهت به آلبومها دوخته شده بود غزالی از جنس برنز هوش از سرت میبرد غرفهای پر از مجسمهها و دکورهای برنز که در سایزهای مختلف این اجناس را به نمایش گذاشته بود و ما را قلقلک میداد تا دست کم یکی از این مجسمهها را خریداری کنیم ولی به قول مادرم "فکر نان باشید خربزه آب است"
غرفه دیگری به جای عرضه لباس عروس، لباس عروس برای دختر بچههایی داشت که تازه راه رفتن را آموخته بودند یا قرار بود در پشت میز و نیمکت مدرسه بنشینند و درس زندگی را مشق کنند.
غرفههای دیگر که بیاعتنا از کنارشان میگذشتی لباسهای ساده، لباس نوزاد، پاک کننده و براق کننده مبلمانهای چرم، وسایل هفتسین، تابلوهای کوچک چوبی دیواری و عینک آفتابی ما نیز به مانند سایرین از سالن با دستان خالی بیرون آمدیم.
در کنار غرفه فروش عینکهای آفتابی جالب این بود که میشد دستگاههای تصفیه آب را نیز مشاهده کرد.
این تبلیغات نمایشگاه بود که ما را وادار ساخت سری بزنیم تا شاید آنچه را عرضه میکنند به کار ما هم بیاید و خریداری کنیم.
اما با توجه به مشاهدات خود از نمایشگاه، دلیل عدم سنخیت واقعیت نمایشگاه با نام آن را از سعید تقوی معاون شرکت نمایشگاههای بینالمللی غرب کشور در اراک جویا شدیم، برایمان جالب بود که وی ابتدا اذعان داشت وسایلی که ارائه شده متناسب برای جهیزیه بوده اما زمانی که با استدلال از عدم تناسب آنچه در این نمایشگاه ارائه شده با نیاز واقعی بازدیدکنندگان گفتیم، قانع شد و در نهایت پذیرفت که نمایشگاه، متناسب با آنچه نام گرفته بود، نبوده است. البته تقوی تاکید کرد تلاش میکنند سال آینده نمایشگاه در فرصتی بهتر و با برنامهریزی بهتری برگزار شود.
انتهای پیام/