اما از آنجا که همواره گروههاي انساني براي دستيابي و بهره مندي از منابع محدود طبيعي با يکديگر در تعارض و ستيز بوده اند ضرورت انجام کارگروهي به عنوان اولين نياز و اولويت براي گروههاي انساني مطرح بوده است. بنابراين در گذر زمان نمادها و سمبل هاي بشر در قالب فرهنگ و سنت از نسلي به نسل ديگر منتقل گشته و به عرف و هنجار تبديل شده اند. هرچند ممکن است منشا و مبناي شکل گيري نمادها و سمبل که امروزه به سنت تبديل شده اند ، چندان معقول و قابل توجيه نباشند.
مردم سرزمين پهناور ايران اسلامي با تاريخي کهن و گذشته اي سرشار از فراز و نشيب، گنجينه ي ارزشمندي از فرهنگ و تمدن را در سينه ي خويش حفظ کرده و داراي آداب و رسوم و سنت هاي متعددي مي باشد که يکي از اين سنت هاي ديرينه، چهارشنبه سوري آخر سال است.
از زمان دقيق شکل گيري ، تغيير و تحولات اين مراسم اطلاع دقيقي در دست نيست در تقويم ايران باستان هر سال 12 ماه و هر ماه 30 روز بوده و اين حساب طول سال همان 360 روز مي باشد که با سال کامل شمسي 5 روز فاصله دارد.
مردم در اين 5 روز آماده استقبال از نوروز مي شوند و با خانه تکاني و شستشو آماده پذيرايي و استقبال از نوروز مي گردند. افسانه هاي متعددي در اين زمينه وجود دارد حتي در بعضي از افسانه ها آمده است: آواز جغد نيز از فراق نوروز است.
ايرانيان باستان معتقد بودند نبايد چرک و پليدي سال کهنه را تحويل نوروز دهند و چون رفع همه ي آلودگي ها يا شستشو براي آنها ممکن نبود، لذا علاوه بر آب به عناصر آتش نيز روي آوردند . متأسفانه برخي از اين آيين ها ماهيت خود را از دست داده اند آييني همچون (چهارشنبه سوري) به مراسمي براي آزردن ديگران تبديل شده است. شبي که در گذشته نه چندان دور فرصتي براي يادآوري در گذشتگان بود، شبي که يادآور خاطرات شيرين شب نشيني ها و دوستي ها و بهترين فرصت براي شادي، خنده و گفتگو بود، اکنون به شبي ترسناک و دلهره آور تبديل شده است.
کساني که با مواد منفجره و امثال آن به انحاء مختلف سلامتي مردم را به خطر مي اندازند و با تن دادن به رفتاري آميخته با هرج و مرج، آيين چهارشنبه سوري را تعريف کرده اند آداب زيبا و معنادار چهارشنبه سوري جاي خود را به انفجارها مهيب و آزار دهنده اي داده که گاه در آغاز سال نو ماتم را جايگزين شادي خانواده ها مي سازد.
بسي مايه ي تأسف است که اين وسيله سلب آرامش افراد جامعه، امروزه به بهانه برگزاري مراسم ملي و سنتي اتفاق مي افتد، درحالي که هيچ شباهتي با آن ندارد. چرا بايد پيرمردي شاهد مرگ نوه ي کوچکش بر اثر الکيل سرنج باشد؟ چرا بايد مادري داغديده يک عمر شاهد نابينايي دو چشم فرزند جوانش باشد؟ متأسفانه اين قبيل حوادث تلخ آنطور که شايسته است براي عاملين رفتارهاي پرخطر مايه عبرت نمي شود و آنها حادثه را تنها براي ديگران مي دانند، غافل از اينکه قرباني بعدي خود آنها يا اعضاي خانواده شان هستند.
نکته قابل تأمل اينکه در کنار همه خطرات و آلودگي هاي صوتي و اصطلاح پرهيجان، خانمهاي باردار هستند که در روياي شيرين مادرشدن خود هستند و هرگونه ترس و اضطراب مي تواند براي آنها فاجعه آميز باشد . کودکان خردسالي که در آغوش مادران خود خوابيده اند و بيماران و سالخوردگاني که نياز به سکوت و آرامش دارند و دلهره و استرس ممکن است حتي به قيمت جانشان تمام شود، آيا با اين شرايط مي توان نام (آيين سنتي) به اين همه ناهنجاري گذاشت؟ آيا در آستانه فرا رسيدن بهار و شکوفايي طبيعت، شايسته است که به خاطر چند ساعت شادي و سرگرمي کاذب آرامش، سلامتي و امنيت خود و ديگران را به خطر اندازيم؟
و سخن آخر اينكه به استناد قانون مجازات اسلامي هرگونه قاچاق، خريد و فروش مواد منفجره و محترقه بطور غير مجاز جرم محسوب و مرتکب آن به مجازات مندرج در قانون محکوم مي شود و در ماده 618 قانون مجازات اسلامي امده است: هرکسي با هياهو، جنجال، حرکات غير متعارف يا با تعرض با افراد، مخل نظم و آرامش عمومي گردد و يا مردم را از فعاليت باز دارد، به حبس از سه ماه تا يک سال و 74 ضربه شلاق محکوم مي شود.