به گزارش خبرگزاری بسیج از قم، قدم های شمرده شمرده، لباس های نظامی اتوکشیده، چفیه بسیجی به دور گردن؛ با پوتین های نظامی چنان گام های استوار بر می دارد که گویی کوچکترین تردیدی در هدف ندارد، مقصد را به خوبی می بیند و روز به روز در حال نزدیک شدن به آن است.
مسئولیت عملیات حوزه را بر عهده داشت، اما از آنجا که سالها بود که دیگر مسئولیت های بسیج را نیز تجربه کرده بود، خود را به انواع مهارت های رایانه ای مورد نیاز مجهز ساخته بود تا اگر بسیج، بدان نیاز داشت، هم کاری را تدارک ببیند و هم به دیگران آموزش دهد، با اینهمه مشغله در بسیج، هیچگاه هیاهو و سروصدایی از وی شنیده نشد، آهنگ پایین صدای وی زبانزد بود و حتی کمتر، یک صدای بلند در سخنانش شنیده می شد. معمولا دائم السکوت بود و جز در غیر ضرورت و یا امر به معروف، لب به سخن نمی گشود.

اینها بخشی از ویژگی های رفتاری و شخصیتی "محمد حسین" بود. "سراجی" در قالب یک نیروی پاسدار بسیجی تمام قد، تقریبا تمام معیارها و ملاک ها را با خود داشت، نوع پوشش آراسته بسیجی، نگاه و کلام حساب شده، عزم جزم، ایثار، ادب و تواضع مثال زدنی، تقوا و پاکی درونی، خستگی ناپذیری، رعایت بیت المال، دلسوزی و روحیه انقلابی، خوش رویی، انس با نویسندگی و کتاب و قلم و مطالعه، مسئولیت پذیری، به روز بودن، تعبد و مجاهدت و صبر و استقامت و ملاطفت بخصوص در خدمتگزاری پدر بیماری که سالها از عوارض شیمیایی رنج می برد و همه اینها از ویژگی های بسیجی است که در او می دیدی. یعنی حقیقت این موضوع که شهدای مدافع حرم در زمان حیاتشان از اولیاء خدا بودند، در این شهید بزرگوار نیز بخوبی عیان بود.

این روحیه بالا، شهید محمد حسین سراجی را در محفل دوستان وفادار و پروپاقرص همچون شمعی فروزان قرار داده بود، در حدود سال های 75 یا 76 که در دبیرستان هدایتی ناحیه یک قم، معلم یکی از دروس ریاضی سال سوم و سالها بعد در کنار وی عضو شورای حوزه بودم، کمابیش همین رفتار و سکنات و روحیه بسیجی با وی آمیخته بود، انس با بسیج و پایگاه و حوزه با وی عجین شده بود، حتی دو سال تحصیل دانشگاه و دیگر پیچ و خم های زندگی نیز محمدحسین را از ارتباط با حوزه 6 بسیج ناحیه امام حسین(ع) و دوستان صمیمی دور نکرد، پای ثابت اغلب ماموریت های بسیج بود و این، مشی انقلابی وی بود که تابع امام و رهبر خویش باشد و از هر لحظه عمر خود در خدمت به اسلام و انقلاب استفاده کند.

با حضور در گردان های امام حسین(ع) لشکر عملیاتی 17 امام علی بن ابی طالب(ع)، آهنگ عزیمت به سوریه را سر داد و در جبهه دفاع از مقاومت و مقابله با تروریست های تکفیری، در نقش یک سرباز مسلمان و شجاع ایرانی همراه با دیگر دلاورمردان سپاه جانانه جنگید و آنگونه که مهدی صباغ زاده، علیرضا بیطرفان، محسن اسماعیلی و دیگر همرزمان وی در عملیات آزادسازی نبل و الزهرا در شمال حلب روایت می کنند، در اواسط روز سه شنبه 13 بهمن 94 در حال پیشروی بودند که هدف گلوله مستقیم دشمن کافر قرار می گیرد و به فاصله کمی از شهیدان عربی و حجت الاسلام قلی زاده نقش بر زمین می گردد.
روز پنجشنبه 15 بهمن و موسم عطرافشانی قبور مطهر شهدا به مناسبت دهه فجر بود؛ کم کم زمزمه شهادت جمعی از پاسداران لشکر عملیاتی 17 امام علی بن ابی طالب(ع) در گلزار شهدای علی بن جعفر(ع) دهان به دهان می پیچید و با شنیدن خبر شهادت هر عزیزی، کوهی از غم بر وجود یاران دیرین می نشست. شهید سراجی آنگونه شهید شد که می خواست؛ در فرازهای پایانی وصیتنامه اش نوشته بود: "می خواهم خدا را آنگونه ملاقات کنم که در خون خود می غلتم و دست و پا می زنم"
و آنگونه بود که در کمال ناباوری، قلم حقیر چرخید به انتشار خبری از شهادت شهیدان سراجی و روشنایی و ....
"شهید سراجی و روشنایی به خیل شهدای مدافع حرم پیوستند"
اینک در چهلمین روز شهادت شهید محمد حسین سراجی و نخستین سالروز عروج ملکوتی پدرش که با سالروز شهادت حضرت زهرا(س) قرین گشته، یاد این شهید بزرگوار و دیگر شهدای مدافع حرم را گرامی میداریم و از ارواح پاک آنان در ادامه دادن راهشان و دفاع از حرم و آرمان های قرآن و اهل بیت(ع) مدد می جوییم.
بسیجی اهل قلم/ ابوالفضل بمانی