
چرا برجام کلاً «هیچی» نشد؟/ «آفتاب تابان» پشت ابر!
آفتاب تابان برجام (به تعبیر آقای رییس جمهور!) که قرار بود «فتح الفتوح» دولت یازدهم باشد، در حال تبدیل شدن به یک معاهدهی یکطرفه و ننگین استعماری است. برجام البته برخلاف آرای گریبانچاکان دولت نه تنها «توافق قرن» نبود، بلکه یک توافق به شدت یکطرفه، مبهم و البته بی چفت و بست به نظر میرسید که میتوانست به اتوبانی برای «نفوذ» اجانب بدل شود. با این همه طرف مقابل حتی کمترین علاقه ای برای عمل به همان تعهدات حداقلی ندارد. بر اساس برجام قرار بود بعد از قلع و قمع تأسیسات هستهای ایران، تحریمهای ظالمانه و غیرقانونی «بالمَره و همان روز توافق» _به قول آقای روحانی، لغو شود. تحریمها لغو شد، روی کاغذ البته! آمریکاییها نه تنها حاضر نیستند آنچه را روی کاغذ تعهد کرده بودند، اجرا کنند؛ که هر روز به بهانهای نو یک تحریم تازه وضع میکنند. اما چرا؟
اینکه چرا ممالک غربی حاضر به انجام تعهداتشان بنابر نص توافق نیستند، اول از همه نقص خود برجام است، حضرات اساتید دیپلماسی هنگام نگارش سند، کمترین ابزار کنترلی و یا مجازات روشنی برای طرف مقابل در قبال سرپیچی از متن توافق تعبیه نکردند؛ و این در حالی است که بازگشت «وِتو ناپذیر» تمام تحریمها، به عنوان مجازات غیرقابل گریز ایران در متن معاهده ذکر شده است. روشن است! ممالک غربیِ مورد علاقهی روحانی تا زمانی که مجبور نشوند، بیخیال تحریم نخواهند شد؛ هرچه باشد آنها به این ارزیابی استراتژیک رسیده اند که آنچه دولت ایران را پای میز مذاکره کشاند، ابزار «تحریم» بود.
دلیل دیگر اما ضعف و انفعال مفرط دستگاه دیپلماسی است. عراقچی چند روز پیش در گفتگوی ویژهی خبری کانال 2، اگر چه به روشنی پذیرفت تحریمهای تازهی ایالات متحده «نقض برجام» است، اما عملاً هیچ واکنش روشنی در برابر عهدشکنی طرف مقابل انجام نداد؛ جز اینکه گفت در حال مذاکرهی ایمیلی با امریکاییها است تا آنها را مجبور به انجام تکالیفشان کند. عراقچی حتی از اینکه مجبور است به علت «اختلاف ساعت» شبها با اطراف غربی مذاکره کند، به طور ضمنی گلایه کرد! این در حالی است که بر اساس بند سوم قانون پذیرش مشروط برجام مصوب مجلس شورا، «دولت موظف است هرگونه عدمپایبندی طرف مقابل در زمینه لغو مؤثر تحریمها یا بازگرداندن تحریمهای لغوشده و یا وضع تحریم تحت هرعنوان دیگر را بهدقت رصد کند و اقدامات متقابل در جهت احقاق حقوق ملت ایران انجام دهد و همکاری داوطلبانه را متوقف نماید و توسعه سریع برنامه هستهای صلحآمیز جمهوری اسلامی ایران را سامان دهد بهطوریکه ظرف مدت دو سال ظرفیت غنیسازی کشور به یکصد و نودهزار سو افزایش یابد.»
انفعال مفرط دیپلماسی چگونه امریکاییها را گستاختر کرده است؟
دولت حتی به قوانین داخلی مملکت هم بی اعتنا است؛ چه برسد به اظهارات گستاخانهی مقامات امریکایی. آنها برای اثبات کارآمدی آفتاب تابان برجامشان (!) حتی عقل و کفایت سیاسی رییس جمهور اتریش را هم زیر سؤال میبرند! کلاً این روزها دولتیها به جای مطالبه و استیضاح اطراف عهدشکن غربی، تمام توانشان را برای توجیهگری به کار گرفته اند. تعجبی نیست اگر امریکاییها امروز تا این اندازه گستاخ شده اند. مارک تونر سخنگوی وزارت خارجه امریکا، روز گذشته در نشست خبری صراحتاً گفت: «وقتی داشتیم برای رسیدن به توافق گفتگو میکردیم، این حق را برای خود محفوظ نگاه داشتیم که هر وقت لازم شد تحریم کنیم. باید خاطر نشان کنم که هنوز هم این توانایی را داریم ایران را با ابزار تحریم تحت فشار قرار بدهیم.»
روز گذشته همچنین سخنگوی پنتاگون با طرح ادعایی مبنی بر توقیف و بازرسی یک کشتی ایرانی حامل سلاح، کلی برای کشورمان خط و نشان کشید. کوک در پاسخ به پرسش خبرنگاری که با اشاره به ادعای آمریکا مبنی بر بازرسی یک کشتی ایرانی حامل سلاح به یمن از سوی آمریکا پرسید آیا این نمیتواند نشانه «تجاوزگری ایران» در منطقه باشد، گفت: «من تنها میتوانم بگویم که سومین مورد از توقیف در هفتههای اخیر است. به نظرم این شاهدی دیگر بر نظارت دقیق نیروی دریایی آمریکا به تحولات و فعالیتهای موجود در منطقه خلیج فارس و به طور ویژه فعالیتهای بیثبات کننده ایران در منطقه است.»

وقتی عربستان هم شاخ میشود!
امریکا که سهل است؛ این حد از انفعال حتی اعراب سعودی را برای «تحریم» ایران سر ذوق آورده است! روز گذشته اخباری مبنی بر تحریم هوایی و دریایی عربستان علیه ایران منتشر شد؛ بیابانگردان بنی سعود به تقلید از اربابان امریکاییشان، در دو اقدام جداگانه عبور هواپیماهای ایرانی از آسمان این کشور، و عبور نفتکشهای حامل نفت ایران را تحریم کردند!