
به
گزارش خبرگزاری بسیج از مشگین شهر، مقوله
نفوذ فرهنگی در کشور از ابتدای پیروزی انقلاب و پیش از آن در قالبهای مختلف وجود
داشته است اما طی سالهای اخیر باهدف براندازی، تضعیف و تخریب نظام اسلامی باز
طراحی و به شیوههای مدرن در حال اجراست؛ که اولویت آن نیز «براندازی نرم» و ترویج
فرهنگ استکباری میباشد بدین معنی که بدون بهرهگیری از امکانات سختافزاری و نظامی،
انقلاب اسلامی را آنچنان تضعیف نماید که درنهایت فاقد توان فرهنگی لازم برای
پایداری باشد.
متأسفانه برخی مسئولین بحث نفوذ را امری عادی و
طبیعی تلقی کرده و اعتقادی به تهاجم، شبیخون یا نفوذ ندارند، بهگونهای که نحوه
تدوین یا اجرای برخی قوانین نیز گویای این حقیقت تلخ است. یکی از دلایل تهاجم
فرهنگی به انقلاب اسلامی، تعارض انقلاب اسلامی با نظام سلطه سیاسی و فرهنگی قدرتهای
بزرگ است. در حقیقت اهداف تهاجم فرهنگی، ارتباط تنگاتنگی با علل و ریشههای آن
دارد. مسخ و از بین بردن ارزشها و روحیه انقلابی مردم مسلمان ایران، دگرگونسازی
اندیشه و آرمانهای الهی و از بین بردن ایمان اسلامی، ریشهکن کردن فرهنگ ملی و
فروریختن ارزشهای بومی، تسلط بر منابع اقتصادی کشور و به دست گرفتن بازار تجارت،
حاکمیت بخشی به ارزشهای مادی و ترویج دنیاگرایی، تقویت فرهنگ مصرفگرایی و
وابستگی از طریق تبلیغ کالاهای خارجی و ورود فرهنگ غرب، از بین بردن وحدت ملی،
القاء تعارض بین توسعه و ارزشهای انقلاب اسلامی، ایجاد روحیه یاس و ناامیدی و
بالاخره تضعیف و نابود کردن فرهنگ خودباوری و استقلال و تعصبات مثبت دینی و ملی از
اهداف تهاجم فرهنگی غرب میباشد.
از ابزارهای فرهنگی دشمن میتوان به استفاده از هنر،
سینما و تئاتر اشاره نمود که از طریق تولید انواع فیلمها و سریالهای تلویزیونی و
انتقال آن به کشور به طرق مختلف و نیز تأثیرگذاری بر روی سینماگران داخلی، تأثیرات
سوئی را بر روی جوانان در رفتارهای اجتماعی گذاشته است.
مطبوعات و کتب نیز برای ترویج فرهنگ غربی
مورداستفاده قرارگرفتهاند. چاپ و نشر اشعار، مقالات و رمانهای مختلف جهت ترویج
پوچگرایی و نیز زیر سؤال بردن مبانی تئوریک نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران و
سیاستهای فرهنگی آن و... در سطح گستردهای مورد استفاده مخالفان نظام جمهوری
اسلامی و حامیان غربی آنها قرارگرفته است و نقش بسزایی در تهاجم فرهنگی غرب برای
تضعیف باورهای اسلامی و انقلابی داشته است.
مقام معظم رهبری در مورد مقابله با تهاجم فرهنگی میفرمایند:
رکن مقابله با «نفوذ فرهنگی»، باور آن است. تمامی نهادهای انقلابی با همکاری
همگانی مردم موظفاند به مقابله و جلوگیری از مجموعه عناصری که عامل نفوذ فکری،
فرهنگی و سیاسی دشمن هستند، در این بین از اساسیترین راههای مقابله با نفوذ
فرهنگی، شناخت دقیق و همه جانبهی تهاجم فرهنگی است؛ زیرا زمانی میتوان با یک پدیده
به درستی مقابله کرد که اطلاع کافی و همهجانبه از آن داشته باشیم لذا در این
زمینه رسالت و مأموریت مسئولین و مردم این است که ضمن مراقب؛ حساسیت و هوشیار
بودن؛ یکی از مهمترین استراتژیهای دشمن در تهدید نرم که همان نفوذ فرهنگی میباشد
را بهخوبی شناسایی کرده و برای مقابله با آن تدبیر و چاره اندشی نمایند.
در این خصوص نقش نویسندگان بهعنوان عناصر اصلی
فرهنگ، هنر و علم نیز مهم است، چراکه جذب و همسو کردن یک نویسنده و پیشقراول
فرهنگی کشور با خود، آثار مخربی را در اذهان و افکار و رفتار مخاطبان دارد. بهترین
راه مقابله با فرهنگ بیگانه، تقویت فرهنگ بومی است. فرهنگ بومی در کشور ما، فرهنگی
ایرانی اسلامی است که مردم سالها با آن آمیختهاند و این فرهنگ عاشورایی، فرهنگ
مبارزه است که ما سالها با این فرهنگ انقلابی زندگی کردهایم.