۲۰ / تير / ۱۴۰۵ - 11 July 2026
20:48
کد خبر : 8668743
۲۲:۲۰

۱۳۹۵/۰۲/۱۲

مدرک عالی، سواد تو خالي!

روزنامه باختر چاپ كرمانشاه در شماره 2188 مطلبي را با عنوان «مدرک عالی، سواد تو خالی!» منتشر كرده است.
 به گزار خبرگزاری بسیج از کرمانشاه، در اين گزارش آمده است: «نسل جديد كم سوادتر شده اند.» اين جمله كليشه اي را چند سالي است كه مي شنويم. جمله اي كه عموما متولدين نيمه دوم شصت و نيمه اول دهه هفتاد را نشانه گرفته و هر روز بيشتر از گذشته شنيده مي شود؛ اما به راستي جوانان ايراني بي سواد شده اند؟!
ابعاد ماجرا گسترده شده و بحث هاي متفاوتي بين مردم، جامعه شناسان و كارشناسان دانشگاهي در گرفته است.
از يك سو برخي كاربران شبكه هاي اجتماعي همين كليپ را بهانه كرده اند و دائما از كمبود سواد و اطلاعات عمومي ميان نسل جديد گلايه مي كنند؛ از طرف ديگر برخي كارشناسان دانشگاهي در گفت و گويي، سيستم دانشگاهي كشور را يكي از عوامل موثر در كاهش سطح اطلاعات عمومي نسل جديد مي دانند و عقيده دارند دانشجويان نسل قبلي، سطح بالاتري حداقل از نظر اطلاعات عمومي داشته اند.
اين دسته از كارشناسان روي اين نكته دست مي گذارند كه در حدود 10 تا 15 سال قبل به دليل كمبود ظرفيت دانشگاه ها و تعداد بالاي متقاضيان، رقابت فشرده اي برقرار بود و فقط افرادي مي توانستند از غول كنكور بگذرند كه دانش بالاتري داشته اند.

* جوانان ايراني بي سواد شده اند؟!
البته در اين گزارش قرار نيست فقط نيمه خالي ليوان را ببينيم، كارشناسان دانشگاه و جامعه شناسان مختلفي نيز مخالف همه اين استدلال ها هستند و اعتقاد دارند در هيچ كدام از كشورهاي پيشرفته دنيا نيز بسياري از دانش آموخته گان دانشگاهي، در همه زمينه هاي مختلف اطلاعات عمومي ندارند و در اين ماجرا نيز مانند هميشه، همان حس خود كمتر بيني مان گل كرده است…

*دانشگاهها حفظيات محور شدند
در همين باره دكتر حسن باقرزاده خجسته استاد دانشگاه از زواياي مختلف اين موضوع را بررسي كرد و گفت: در آموزش عالي ما چند اتفاق افتاده است، از جمله اينكه ورود به دانشگاه كار خيلي سختي نبوده و داوطلب براي ورود به دانشگاه زحمت زيادي نمي كشد چون صندلي هاي خالي زيادي در دانشگاه منتظرشان است.
پيش از اين، گذشتن از سد كنكور چندان راحت نبود و دانشجويان، افرادي با مطالعه زياد بار مي آمدند علاوه بر اين، نظام ارزشيابي دانشگاه هاي ما آنچنان مفيد عمل نكرده است.
مدل قديم آموزش و پرورش ما حفظيات محور است و بچه ها را ذاتاً وادار به فعاليت نمي كند و دانشگاه ها هم از همين سيستم پيروي مي‌كنند. حتي دانشگاه براي بسياري افراد به خصوص دختران جايي براي گذران وقت شده است.
بايد گفت سطح علمي استادان هم پايين آمده و مثل گذشته به دنبال مقاله و تاليف كتاب نيستند، حتي شبكه‌هاي اجتماعي كه اين روزها گريبانگير جوانان ما شده آنان را از فضاي علم و انديشه دور كرده است.

* گله دانشجوي باسواد از دانشجوي كم سواد!
در اين گزارش تلاش كرده ايم دانشجويان را از نگاه خودشان به بوته نقد بكشانيم، در همين زمينه علي اسماعيل زاده دانشجوي دانشگاه مازندران از وضعيت تحصيلي برخي دوستان و اطرافيانش انتقاد كرد و گفت: همه ما معترفيم دانشجو آنچنان كه بايد و شايد درس نمي خواند و به معناي مصطلح كم سواد است.
برخي دانشجويان زبان فارسي را حتي به طور كامل بلد نيستند كه اين موضوع در نوشتن متن و گزارش و تحقيق و پايان نامه خود را بيشتر نشان مي دهد.
نوشتن يك پروژه تحقيقاتي بسيار ساده و پاسخ به سؤالات امتحاني گاهي برايشان خيلي سخت است و غلط هاي املايي و محتوايي بسياري در پاسخ به سؤالات امتحاني دارند.
وي تاكيد كرد: در صورتي كه همين دانشجو در تلاش است با گرفتن مدرك تحصيلي در شغل مرتبط هم فرد موفقي باشد. از سوي ديگر، دانشجويان كتاب نمي خوانند و استاد صرفاً به آنان جزوه مي دهد؛ شب امتحان برخي نكات را از حفظ مي كنند اما چون در حافظه كوتاه مدتشان مي ماند اطلاعات به سرعت از بين مي رود.
بنابراين دانشجويان ما تفكر محور بار نمي آيند، مدارس و دانشگاه ها به جاي انديشه ورزي، تاريخ انديشه را از دوران كودكي تا دانشگاه به آنان مي‌آموزند.
روش درست تحليل مسائل به دانشجو آموزش داده نمي شود و دانشجو فقط ياد مي گيرد فلان دانشمند چه گفت و غيره.
اينكه چگونه به اين مساله دست يافت و چگونه مي توان فكر كرد و از مسئله به پاسخ رسيد جايي در اين نظام آموزشي ندارد.
اين دانشجو يك مثال هم در كم سوادي برخي دانشجويان زد و گفت: براي انجام كاري به يكي از مراكز خدمات رايانه مراجعه كرده بودم دانشجويي را براي پرينت پايان نامه اش ديدم كه حتي نمي دانست بايد از علامت” : ” بعد از نام استاد و علامت ” …” به معناي و غيره در كدام قسمت صفحه اول پايان نامه استفاده كند.
خودتان تصور كنيد همين دانشجويان با مدرك فوق ليسانس قصد دارد مقاطع بالاتر تحصيلي را طي كند و يا حتي عنوان ”دانشجو” را يدك بكشد! اين دانشجو وقتي در شغلي مشغول شود چه بازدهي و كارايي دارد.

* مقصر كيست؟
برخي جامعه شناسان و روانشناسان اجتماعي، شبكه هاي اجتماعي را مقصر اصلي پايين آمدن اطلاعات عمومي در ميان نسل جديد جامعه مي دانند در همين رابطه، محمد مراد بيات، جامعه شناس مي گويد: «جامعه به دليل فناوري هاي نوين با بار انفجار اطلاعات مواجه شده اما اين اطلاعات سطحي است و عمق ندارد چون اگر خودتان هم دقت كرده باشيد، در شبكه هاي اجتماعي مطالب عميق وجود ندارد.
جامعه زماني باسواد خواهد شد كه به سمت كتاب برود. كتاب محصولي است كه نويسنده، محقق و دانشمند براي نوشتن آن عمر خود را مي گذارد و متخصص است. به همين دليل خواننده يك كتاب نيز با مطالعه چنين كتاب هايي است كه مي تواند بار علمي خود را بالا ببرد. اين فرهنگ بايد جا بيفتد كه جاي خبر در شبكه هاي اجتماعي است و دانش را در كتاب ها بايد جستجو كرد.»
مجيد صفارنيا، روانشناس اجتماعي مي گويد: «سطح دانش عمومي هم آنقدر به هوش پايين بستگي ندارد. يكي از علت هايي كه موجب شده سطح دانش عمومي پايين بيايد به اين خاطر است كه مردم به دنبال كسب اطلاعات و اخبار نيستند. روزنامه نمي خوانند و به همين علت ميزان اطلاعات عمومي پايين مي آيد.»

* ريشه مشكل از كجاست؟
به نظر مي رسد، آغاز اين بحران دانشجويان از همان دوران مدرسه است. وقتي دانش آموزي براي اولين بار پا به مدرسه مي گذارد اما اصول و پايه هاي كسب علم را هم ياد نمي گيرد. اين دانش آموز تكاليفش را هم به سختي انجام مي دهد و به مرور مقاطع تحصيلي را طي مي كند. به راحتي بدون كنكور، دانشجو شده و حالا با انبوهي از اطلاعات مواجه مي شود كه توان فهميدن و يادگرفتنش را ندارد.
به اذعان بسياري از كارشناسان حوزه آموزش عالي، به اين معضل، عجله براي مدرك گرفتن را هم اضافه كنيد. ساز و كار اشتغال در كشور به جايي رسيده كه ابتدا مدركتان را مي پرسند بعد از توانايي و سابقه كاري شما براي همكاري كسب اطلاع مي كنند.
حالا كه اين روزها تمام دانشگاههاي كشور اعم از غيردولتي، آزاد، پيام نور و علمي كاربردي همچنين دانشگاههاي دولتي در چشم بر هم زدني برخلاف گذشته همه صندلي هاي خالي را پر مي كنند، دانشجو هم تمايلي براي درس خواندن ندارد و همان طور كه مي دانيم حتي در اكثر مواقع، پايان نامه شان را هم از بيرون خريداري مي كنند.
پس تصورش را بكنيد كه اين دانشجو در طول دوران تحصيل به جز جزوه هايي نخ نما شده و كتاب هاي درسي قديمي با سرفصلهاي 20 ساله دستان و چشمانش با كتاب ديگري آشنا نشده اند.

* ماجرا را بزرگ نكنيم
با وجود همه اين بحث ها و حاشيه ها اما برخي افراد عقيده دارند در بسياري از كشورهاي دنيا، دارا بودن سطح تحصيلات بالا دليلي بر اين موضوع نمي شود كه اين افراد در همه زمينه ها اطلاعات داشته باشند.
در همين زمينه دكتر رويا قانعي كه در كشور كانادا زندگي مي كند مي گويد:«ما هم اكنون حدود هفت سالي است كه در تورنتو زندگي مي كنيم و دختر من در حدود 14 سال سن دارد و در دبيرستان مشغول تحصيل است.
رشته او، هنر و موسيقي است و جز چند كتاب تخصصي، هيچ كتاب درسي ديگري ندارد، در واقع سيستم آموزشي اينجا چنين توقعي از دانش آموزان و بعدها از دانشجويان ندارد كه نسبت به همه موضوعات اشراف داشته باشند..»
محمدرضا ترقي راد، استاد دانشگاه نيز در همين زمينه مي گويد: «زماني كه در خارج از ايران بودم، يك مسابقه تلويزيوني را نگاه مي‌كردم كه در آن از شركت كننده اي پرسيدند آمريكا كجاست؟ او هم جواب داد كشوري است در اروپا! در صورتي كه آن كشور هم در قاره آمريكا قرار داشت و نمي دانست آمريكا كجاست! البته در ايران به خاطر اطلاعات جغرافيايي و تاريخي كه در راهنمايي و دبيرستان خوانده ايم، اطلاعات عمومي تقريبا بالاست.»

گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید