به گزارش خبرگزاری بسیج استان مرکزی، بیستو پنجم ماه رجب مقارن با سالروز شهادت هفتمین امام شیعیان حضرت امام موسی کاظم(ع) است، امامی که نامش كليد گشايش گرههاى فرو بسته و يادش، مايه آرامش دلهاى شكسته است.
حضرت امام موسى بن جعفر(عليه السلام)، به جهت كثرت زهد و عبادتش معروف به (العبد الصالح) و به جهت علم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به (الكاظم) گرديد در روز يكشنبه ۷ صفر سال ۱۲۸ قمرى در روستاى «ابواء»، از مادری به نام حمیده متولّد شد.
آن حضرت در ۲۵ رجب سال ۱۸۳ قمرى، در زندان هارون الرّشيد عبّاسى در بغداد، در ۵۵ سالگى به دستور هارون مسموم گرديد و به شهادت رسيد.مرقد شريفش در كاظمين، نزديك بغداد، زيارتگاه شيفتگان حضرتش است.
خلفای معاصر حضرت امام کاظم(علیه السلام) عبارت بو دند از منصور دوانیقی (۱۵۸ - ۱۳۶)؛ محمد معروف به مهدی (۱۶۹ - ۱۵۸)؛ هادی (۱۷۰ - ۱۶۹)؛ هارون (۱۹۳ - ۱۷۰).
وضع سیاسی و اجتماعی عصر امام نشان میدهد که شرایط برای قیام مسلحانه فراهم نبوده است، زیرا در روزگار بنی عباس به ویژه هارون، عرصه چنان بر اهل بیت (علیهم السلام) تنگ بود که کسی توان فعالیت سیاسی و حتی فرهنگی نداشت.
رواج عقاید منحرف، انگیزهها و واپس گراییهای شعوبی، نژادپرستی و عقاید مختلف دینی از نخستین محورهای شرایط سیاسی اجتماعی در دوران زندگی آن حضرت بود و از خطرناک ترین این تبلیغات زهرآگین، تبلیغ افکار الحادی و کفرآمیز بود که قلب و دل نوجوانان را نشانه گرفته بود.
موضع امام موسی(عليه السلام) در برابر این تبلیغات، آن بود که با دلایل استوار در برابر آن بایستد و با پوچی و بی مایگی آن به معارضه برخیزد و دوری آن را از منطق و واقعیت توضیح دهد.
در دوران امـامـت پـيـشـواى هفتم(عليه السلام) بجز بيت امامت، از سوى دستگاه خلافت عباسى نيز گاهى با بـعـضـى جـناحهاى فكرى مثل ملحدان و زنديقيان مبارزه مىشد، اين مبارزه در دوران خلافت مهدى و هـادى عـبـاسـى ابـعاد گسترده ترى يافت و گروه زيادى به اتهام الحاد و زندقه گرايى به قتل رسيده يا به زندان افكنده شدند.
امـام كـاظـم(عليه السلام) علاوه بر اين تشويق عمومى، بعضى از ياران خود را كه در بحث و مناظره چيره دسـت بـودنـد، فـرمـان مـى داد تـا بـا گـروههاى فكرى مناظره كنند.
و اما در طول تاریخ همیشه در مقابل حق و عدالت بودهاند حاکمان جور و ستم که همواره خود را با شمشیر و سرنیزه بر مردم تحمیل میکردند.
هـارونالرشـيـد با وجود همه زیرکی خـود و تـوسـل بـه نـيـرنـگ و نـفاق که در عرصه سياست آن روز چهره موفق و عـنـصر سياستمدارى به شمار میرفت، در جبهه مبارزه با خط امامت، با همه تلاشش با ناكامى روبه رو شد و سرانجام به اين نتيجه رسيد تا زمانى كه رهبرى اين جبهه را از بين نبرد همه تلاشهاى اوبى ثمر خواهد بود.
هـارون در طول مدت حكومت خود، بارها موسى بن جعفر(عليه السلام) را به مركز خلافت احضار و حتى بـه زنـدان افـكـنـد ولى هربار حادثه اى پيش مىآمد كه منجر به آزادى آن حضرت مى شد اما در نهایت به سال ۱۷۹ هـجـرى قـمـرى روز هفتم ذيحجه در زندان بصره محبوس شد به طوری که جز به هنگام وضو گرفتن و غذا دادن درب سلول بر روی حضرت گشوده نمیشد.
بـا انـتـشـار خـبـر زندانى شدن امام(عليه السلام) موجى از خشم و نفرت بر ضد دستگاه خلافت به ويژه از ناحيه شيعيان ايجاد شد، هارون الرشید که شرايط را خطرناك ديد؛ از اين رو براى آنكه پرونده زندگى امام(عليه السلام) را براى هميشه بـبـنـدد و ايـن خـطـر را از سـر راه خـود بـردارد دستور به قتل امام هفتم داد که با سرباز زدن زندان بان با این اقدام مواجه شد.
به ناچار موسى بن جعفر(عليه السلام) را به زندان فضل بن ربیع در بغداد منتقل و در آن مکان محبوس کرد، پس از گذشت مدتی انتقال امام (علیه السلام) از زندان فضل بن ربیع به زندان فضل بن یحیى برمكى شد و هارون بار دیگر شاهد مراعات كردن حال امام (علیه السلام) در زندان، توسط فضل بن یحیى بود.
انتقال امام(علیه السلام) از زندان فضل بن یحیى به زندان سندى بن شاهك و در نهایت با خرمای آغشته به سم به دستور هارون الرشید ستاره هفتم آسمان امامت و ولایت خاموش شد.
انتهای پیام/