۰۶ / مرداد / ۱۴۰۵ - 28 July 2026
07:41
کد خبر : 8675093
۱۵:۲۷

۱۳۹۵/۰۲/۲۲
یادداشت/ رسول هادی‌پور

هزینه بالای شکستن «بتِ زبان انگلیسی» در باورهای مردم

خلبان و برج مراقبت لزوماً باید باهم انگلیسی صحبت کنند هرچند در کشور خود باشند، تمامی مدارس باید با هزینه‌ای گزاف این زبان را به دانش آموزان بیاموزند درحالی‌که بازده عملی آن کمتر 10 درصد است و لااقل در کشور ما کمتر کسی را می‌توان یافت که زبان انگلیسی را توسط مدارس آموخته باشد.
به گزارش خبرگزاری بسیج، رسول‌ هادی‌پور مدیر روابط عمومی سازمان بسیج دانشجویی در یادداشتی به بررسی تکنیک‌های عملیات روانی پرداخته و باور به لزوم آموختن زبان انگلیسی را برای پیشرفت، یکی از جنگ روانی‌های دشمن علیه ایران دانست که به نتیجه رسیده است.

وی در این یادداشت ضمن بررسی کشورهایی که به مقابله با آسیب‌های این زبان علیه فرهنگ بومی بر خواسته‌اند، به تبیین نقش رهبری انقلاب در شکستن این باور غلط و خطراتی که به همراه دارد می‌پردازد که متن کامل این یادداشت در ادامه آمده است.

«چه بسیار اتفاق افتاده که جنگ روانی، مسیر تاریخ را تغییر داده است» این‌یکی از جملات یا به عبارتی بهتر، یکی از اعترافات چرچیل، کهنه سیاست‌مدار انگلیسی است.

گوبلز وزیر تبلیغات آلمان نازی در تشریح اهمیت دروغ می‌نویسد: «در سلول گاز می‌توان در آن‌ واحد صدها نفر را مسموم نمود، ولی با یک دروغ که به‌خوبی ساخته‌ و پرداخته شده باشد، می‌توان ذهن صد میلیون نفر را مسموم کرد». وی ادامه می‌دهد «بعضی‌اوقات دروغ‌هایی می‌گفتم که خودم از آن‌ها می‌ترسیدم».

به اعتقاد سازمان امنیت و درستی در شغل خبرنگاری «هر دروغی که به‌قدر کافی بزرگ بوده و به‌طور مرتب تکرار شود، درنهایت، به‌عنوان یک حقیقت مورد قبول واقع می‌شود.»

شاید بتوان اولین کسی را که از عملیات روانی بهره برد، ابلیس دانست. ابلیس بعد از طرد شدن از بارگاه ربوبی به علت روحیه استکباری‌اش با مهارت لازم با القای دروغ بزرگ درخت جاودانگی به آدم و حوا، آن‌ها را به چاه معصیت کشاند و آینده تاریخ بشر را این‌گونه رقم زد.

البته این هنر هرگز محدود و تنها در چنگ ابلیس باقی نماند و برخی از ابناء بشر چنان در این موضوع توانمندی یافتند که جای دارد حضرت ابلیس بارها در برابر آن‌ها زانوی ادب زده به کسب فیض بپردازد.

بر اساس دکترین عملیات روانی ناتو (مارس 2002) عملیات روانی، سلسله فعالیت‌های روانشناسانه‌ای را شامل می‌شود که در زمان صلح، بحران و جنگ، برای تأثیرگذاری بر نگرش و رفتار مخاطبان بی‌طرف، خودی و دشمن طرح‌ریزی‌شده و در روند دستیابی به اهداف سیاسی و نظامی مؤثرند.

پیش از آنکه بتوان کسی را وادار به انجام کاری کرد که شما می‌گویید، ابتدا باید او را وادار کرد به آنچه می‌گویید باور و اعتقاد داشته باشد. این‌چنین شخصی دیگر حتی زحمت صدور فرمان را هم به شما نخواهد داد. وی همچون شما می‌اندیشد و جز در جهت منافع شما نه می‌تواند و نه می‌خواهد که قدمی بردارد. البته نقطه اوج این داستان آنجاست که وی نمی‌داند چه می‌کند و چه می‌گوید.

لزوم بهره‌مندی فرد فرد جامعه از زبان انگلیسی برای پیشرفت و به اصلاح کلاسی که بهره‌مندی از این زبان دارد در کشور ما و تقریباً تمامی کشورهایی که سابقه مستعمره بودن زیر سایه بریتانیای کبیر را دارند حسی مشترک و نگرشی آشناست.

خلبان و برج مراقبت لزوماً باید باهم انگلیسی صحبت کنند هرچند در کشور خود باشند. تمامی مدارس باید با هزینه‌ای گزاف این زبان را به دانش آموزان بیاموزند درحالی‌که بازده عملی آن کمتر از 10 درصد است و لااقل در کشور ما کمتر کسی را می‌توان یافت که زبان انگلیسی را توسط مدارس آموخته باشد و در آن مهارت‌یافته باشد. هر که با این زبان آشناست به‌واسطه حضور در مناطق انگلیسی‌زبان یا آموزشکده‌های خصوصی است.

دانشجویی که برای کلاس درس خود مقاله‌ای تهیه می‌کند که عموماً هم حتی یک‌قدم بیش از کلاس خود خارج نخواهد شد لزوماً برای علمی نامیده شدن باید دارای صفحات و استنادات انگلیسی باشد.

در یک جمله جامعه‌ای که دروغ «لازمه پیشرفت دانستن زبان انگلیسی است» را باور کرده است. حال برای دیدن حقیقت نه بر یک‌زبان بلکه باید علیه باورهای خود قیام کند مسئله‌ای که به‌سادگی، سختی‌اش قابل‌درک است. نگارنده نیز به‌ واسطه همین نگرش، ناگزیر شد در ابتدای مقاله برای اعتماد مخاطب نقل‌قول‌هایی از چرچیل و گوبلز و غیره ارائه دهد.

با این‌ همه؛ کشورهایی که از چنگال این دام رهیدند به‌خوبی توانستند نقش خود را در تعاملات بین المللی بازی کنند. دولت چین، در سال 2010 کاربرد زبان انگلیسی را در رسانه‌های دیداری و مجازی ممنوع اعلام کرد. دولت، سیاست جدید خود دراین‌باره را این‌گونه توضیح داد که استفاده از زبان انگلیسی و مخلوط شدن انگلیسی با زبان چینی به‌سرعت در حال تخریب اصالت زبان چینی است و به‌ شدت به ارزش‌های فرهنگی و سنتی ملت چین حمله کرده است.

فرانسه و آلمان هم هرگز اجازه ندادند این زبان، بازیگر اصلی علم در کشورشان باشد زبان بومی خود را در دانشگاه‌ها نهادینه کردند و امروز می‌بینیم جوامع دیگر هستند که مجبور به آموختن زبان آن‌ها شده‌اند.

آنچه مشخص است زبان انگلیسی طی یک جنگ روانی تمام‌عیار و متأسفانه موفق طی چند قرن به‌عنوان یکی از ضروریات پیشرفت جز اصول باوری جامعه ایرانی شده است. مسئله‌ای که رهبر انقلاب با فراست تمام بارها رخنه‌هایی در آن ایجاد کردند و قطعاً ایشان نیز آگاه‌اند تغییر این باور به‌سادگی و در کوتاه‌مدت ممکن نخواهد بود.

بعید نیست مخالفت برخی مسئولین با این اظهارت رهبری خود از الطاف خفیه الهی جهت پررنگ‌تر شدن آن و توجه به آسیب‌ها و چالش‌های زبان انگلیسی در کشور باشد. همچنان که این فرصت را فراهم ساخت تا فاصله طویل بلندنظری ایشان بر برخی مسئولین بار دیگر به مردم یادآوری شود این فرایند باعث شد تا بار دیگر مردم به خویشتن بازگردند و با دید دیگری به این زبان نگاه بیندازند. فرایندی که شبیه آن را در ماجرای بت‌شکنی حضرت ابراهیم (علی نبینا و اله و علیه السلام) شاهد بودیم.

حضرت ابراهیم با شکستن تمامی بت‌ها به‌جز بت بزرگ نشان داد هدف شکستن چند سنگ تراشیده نیست چرا که مردم به‌ زودی چندین برابر آن را دوباره خواهند ساخت. ایشان با طرح این مسئله که شکستن بت‌ها دیگر کار بت بزرگ بوده است از هدف خود که وادار کردن مردم به تفکر حتی برای یک‌لحظه و حتی اگر برای محکوم کردن خود او هم باشد پرده برداشت.

مردم ناگزیر شدند برای به اصطلاح مچ گیری، حضرت ابراهیم را محکوم سازند لحظه‌ای در مورد توانایی‌های بت‌ها بیندیشند و این هدفی بود که فرستاده الهی حاضر بود به بهای سوزانده شدن به آن برسد. مسیری که به نظر بارها و بارها ادامه خواهد یافت و ابراهیم‌ها باید به جرم شکستن بت‌های باور مردم در آتش جهل جماعت بسوزند و صدالبته خدای ابراهیم ناظر است.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید