تلاش برای چپاول منابع کشورها و به بند کشیدن ملتها از دیرباز وجود داشته؛ هرچند در هر دوره به فراخور اوضاع زمانی و مکانی، در قالبی متمایز جلوهگر شده است. استعمارگران، زمانی با تهاجم مستقیم نظامی به سرزمینهای دیگر، منابع طبیعی و ثروتهای خدادادی ملتها را به یغما میبردند. اما با افزایش آگاهی مردم جوامع، به تدریج این شیوه استعمار رنگ باخت و قدرتهای سلطهگر، روش نویی برای تداوم غارتگری خود در پیش گرفتند. آنها به جای نقشآفرینی مستقیم در کشورهای مستعمره که موجب جبههگیری و قیامهای رهاییبخش شده بود، ترجیح دادند سلطه جائرانه خود را از طریق حکومتهای «به ظاهر مستقل» اما درواقع «دستنشانده و همسو» استمرار بخشند.
در سالهای اخیر اگرچه حکومتهای همسو با نظام سلطه، همچنان در راستای خواستهای سردمداران استعمار گام برمیدارند اما با رشد آگهیهای ملتها، تداوم استعمار پیدا و پنهان از این راه نیز با موانعی جدیتر روبرو شده است؛ از این رو روشهایی نامرئیتر را برای غارت نامحسوس منابع مالی و انسانی کشورها در پیش گرفتهاند.
قدرتهای استعماری به خوبی دریافتهاند که با گسترش رسانهها و ابزارهای ارتباط جمعی، جهان آرامآرام در حال تبدیل شدن به دهکدهای جهانی است و در این میان؛ القاءات، تهاجم و شبیخون فرهنگی با استفاده از متدهای پیشرفته تبلیغی و روانشناسی، میتواند به تدریج «سبک زندگی» جوامع را دستخوش تغییر کند و زمینه را برای استمرار استعمار همراه با حساسیتزدایی فراهم سازد.
در این گونه استعمار، ساختار سیاسی کشورها تغییر نمیکند و قدرتهای سلطهگر نقشآفرینی چندان آشکار و حساسیت برانگیزی زایی ندارند؛ بلکه در قالب ابزار رسانه و شبکههای اجتماعی، به محققساختن خواستهای خود در عرصههای گوناگون سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کمک میکنند. تغییر نگرش ملتها و سبکزندگی آنها با استفاده از اهرم رسانه، مهمترین برگ برنده دشمنان و اربابان نظام سلطه برای غارت جوامع است؛ غارتی بسیار شیک و اتوکشیده که نهتنها مقاومت چندانی را ضد خود برنمیانگیزاند، بلکه ملتها را با رضایت و طوعی منحصربهفرد به سمت غارتشدن سوق میدهد! هجمههای بیسابقه تبلیغاتی برضد ملت ایران در قالب رسانههای گوناگون و شبکههای اجتماعی، شاهدی آشکار بر این ادعاست و برای مقابله با آن، به درک عمیق و ارادهای استوار و آگاهانه نیاز است.
نویسنده: فائزه شورکی