خبرگزاری بسیج / سرویس سیاسی - این روزها که بدعهدی آمریکایی ها در اجرای برجام خورشید تابان دولت یازدهم را به پشت ابرها برده است بسیاری از تحلیل گران حوزه سیاسی با تجمیع رویدادهای اخیر بر این باورند که برجام دیگری و این بار با طعم تلخ حقوق بشر در راه است! در حالی که دولت قول داده بود چرخ ساتریفیوژها و چرخ معیشت مردم باهم بچرخد شواهد و قرائن حاکی از آن است که نه تنها دستاورد عظیم هسته ای عملا در حال ازدست رفتن است بلکه فشارهای سیاسی و اقتصادی تازه ای نیز قرار است به کشور وارد شود. بر این مبنا دومین گام غرب برای تحمیل خواسته های خود به کشور در حوزه حقوق بشری رقم خواهد خورد و از هم اکنون پیاده نظام جریان استکبار در داخل کلید این برجام را زده و متاسفانه دولت نیز در برخی از موارد با اهمال کاری عملا در حال بهانه دادن به دست غربی هاست!
بیانیه مشترک خطرساز!
فروردین ماه بود که فدریکا مورگینی با حضور در ایران بیانیه مشترکی با محمد جواد ظریف منتشر کرد که در آن تاکید شده بود« در زمینه حقوق بشر دو طرف تاكید كردند وارد گفتگوهای حقوق بشری شوند»!

پرویز سروری کارشناس مسائل
سیاسی همان موقع در گفتگو با خبرگزاری بسیج، با اشاره به طرح موضوع آغاز
گفتگو های حقوق بشری بین ایران و اتحادیه اروپا در بیانیه مشترک ظریف و مورگینی گفته بود:
امروز غرب و به خصوص آمریکا برای عدم اجرای تعهداتشان در برجام در تلاش برای بهانه
گیری هستند و لذا مسائل فراهسته ای را مطرح می کنند. وی با بیان اینکه در قضیه برجام
ما تمامی تعهدات خود را انجام داده ایم و مورد تائید آژانس نیز قرار گرفته است اما
آنها با طرح موضوعات حاشیه ای از زیر بار مسئولیت شانه خالی می کنند، افزود: طرح
برجام موشکی، برجام منطقه و برجام حقوق بشری ناظر به همین مساله است. سروری با تاکید بر اینکه امروز
غرب در مظان اتهام قرار دارد و ایران مدعی است، گفت: نباید اجازه داد که جای شاکی
و متشاکی تغییر کند. این کارشناس مسائل سیاسی با
بیان اینکه نظر مقام معظم رهبری محصور ماندن مذاکرات با آمریکایی ها در مساله هسته
ای است، گفت: نباید کاری کنیم که فضا برای فرار به جلوی غربی ها فراهم شود.
اما این غفلت وزارت خارجه در حالی بود که سال 94، 53 مقام امنیتی آمریکا با انتشار بیانیهای مشترک از اجرایی شدن برجام استقبال کردند و آن را اقدامی بینظیر دانستند و خواهان تسری برجام به حوزه حقوق بشر شده بودند!
برخی از اعضای برجسته این گروه 53 نفره شامل «گراهام الیسون» (دستیار وزیر دفاع آمریکا)، «زبیگنیو برژینسکی» (مشاور سابق امنیت ملی آمریکا)، «ویلیام فالون» (فرمانده نیروهای مرکزی آمریکا)، «رایان کروکر» (سفیر سابق آمریکا در پاکستان، افغانستان، سوریه، کویت و لبنان)، «فیلیپ گردون» (دستیار مخصوص رئیس جمهور آمریکا)، «کورتزر» (سفیر سابق آمریکا در مصر و اسراییل)، «جان لیمبرت» (دستیار وزیر امور خارجه آمریکا در رابطه با ایران)، «ولی رضا نصر»، «ریچارد نفیو» (معمار تحریمهای ضد ایرانی)، «جوزف نای» (دستیار وزیر دفاع )، «پل اونیل» (وزیر خزانهداری آمریکا) و «ویلیام پری» معاون (وزیر دفاع آمریکا) بودند.
بسترسازی تدریجی برای چالش کشیدن وضعیت حقوق بشری در ایران
اگرچه از دیرباز غربی ها فشارهای زیادی در حوزه حقوق بشری بر کشور وارد می کردند اما در ماه های اخیر یک شیب بسیار تند در این هجمه ها دیده می شود. ماه گذشتهسازمان عفو بین الملل در بیانه ای خواهان جلوگیری از اعدام فردی شد که محکوم به قتل و تجاوز بود. در همین اثنا ۳۰ شرکت فیلمسازی نیز خواستار لغو مجازات شلاق «ک.ک» شده اند که از جمله به اصطلاح هنرمندانی بوده که نقش ویژه ای در جریان فتنه داشته و اتهاماتی همچون توهین به مقدسات و همچنین روابط غیراخلاقی را در پرونده خود دارد.
همچنین در ادامه تشدید فشارهای حقوق بشری بر کشور، کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد با انتشار بیانیهای، شلاق زدن ۳۵ پسر و دختر جوان که به جرم شرکت در یک مهمانی مختلط در شهر قزوین بازداشت شده و شلاق خوردند، را به عنوان اقدامی «انزجار برانگیز» محکوم کرد.

کمیساریای حقوق بشر سازمان ملل همچنین افزوده است: در مورد دیگری در ماه اردیبهشت، زنی که به داشتن روابط جنسی خارج از حیطه ازدواج متهم شده بود، را در ملاء عام شلاق زدند.
ضمن آنکه شواهد و قرائن نشان می دهد برگزاری پارتی های اخیر سازماندهی شده است تا جایی که چندی پیش حجت الاسلام و المسلمین اژه ای، معاون اول قوه قضاییه، در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر ارائه توضیحاتی از هدایت پشت پرده پارتیها توسط برخی افراد، به یک مورد آن اشاره صریح نمود و گفت: در پرونده پارتی سعادتآباد تهران که برخی افراد دستگیر شدند و هماکنون نیز در حال رسیدگی است، فردی که میزبان بود و افراد مختلف را دعوت میکرد، افراد خاصی را دعوت کرده بود و این افراد به صرف یک شبنشینی یا پارتی نرفته بودند. سخنگوی قوه قضائیه ادامه داد: برخی از افراد در این پارتیها شرکت میکردند و با بعضی از افراد که از سفارتخانهها آمده بودند، صحبت میکردند و نشانهایی را گرفته و قرارهای خاصی را تحت عنوان پارتی میگذاشتند. اژهای ادامه داد: همچنین قواعد و قرائن نشان میدهد کسانی که در پارتی تهران بودند، در پارتیهای دیگر در مشهد یا استانهای دیگر حضور داشتند بنابراین معلوم میشود کسانی که به عنوان میزبان در این گونه پارتیها افراد را دعوت میکردند، افراد خاصی را نشان کرده و از آنها دعوت به عمل میآوردند و نوع افرادی که دعوت میشدند نیز از یک قشر نیستند.

در این اثنا اما موضوع دفاع از فمنیسم و انتقاد از وضعیت زنان در ایران نیز به یک سوژه دائمی برای برخی از اعضای فعال جریان فتنه شده است. به ویژه بعد از اقدام اخیر ترانه علیدوستی این موج به حداکثر خود رسید. موضوع از آنجا شروع شد که در کنفرانس خبری سازندگان فیلم فروشنده اصغر فرهادی، تصویری از ترانه علیدوستی منتشر شد که در آن یک تاتوی فمنیستی روی دست وی حک شده بود. در حالی که برخی رسانه ها تلاش داشتند تا عنوان کنند این تصاویر فتوشاپی است اما علیدوستی با بازنشر یک مطلب در اینستاگرام به شایعات پایان داد و صراحتا گفت آرام باشید، بله من یک فمنیست هستم!

علیدوستی در پست سخیف خود در توجیه فمینیسم دانستن خود نوشت: «برچسبهایی روی زنان و مردان هست که الزاما واقعیت ندارند. نیازی نیست ما این چرخه بیمار را بازتولید کنیم... کار فمینیسم نزدیک کردن مرد و زن به هم است نه جنگ انداختن بین آنها».

اما این رفتار ساده اندیشانه علی دوستی با واکنش شعف
بار فتنه گران داخلی و خارجی همراه شد. محمدرضا جلائی پور از فعالان فتنه 88 که
همسر وی نیز در مساله کشف حجاب ید طولایی دارد، در کانال تلگرامی خود در تحلیل این
رویداد می نویسد: «اینکه ترانه علیدوستی علنا خود را فمینیست میخواند و مینمایاند
و از دیگران هم دعوت میکند فمینیست باشند، اتفاق مبارکی است. .... هر چه ترانه علیدوستیهای بیشتری خود را بدون
شرمندگی فمینیست بخوانند، فمینیسم در نظر عموم مردم به معنای عام و شمولگرایش نزدیکتر میشود».
بسترسازی های مرموز برای تحمیل برجام حقوق بشری
شاید تک تک این رویدادها به طور مجزا ساده به نظر برسد ولی وقتی به همه آنها به عنوان یک فرایند بسترساز نگاه می کنیم می توانیم به این جمع بندی برسیم که سناریوی خطرناکی برای تحمیل برجام حقوق بشری به کشور آغاز شده است. اقتصاد ایران همچنان اسیر آسیب های ساختاری و نهادی است، رکود و بیکاری جدی است و دولت در آستانه انتخابات به فکر چاره است! متاسفانه در این اثنا برخی جریانات سعی دارند باردیگر القا کنند که ایران برای رفع مشکلات اقتصادی باید امتیازات دیگری نیز به غرب و به ویژه امریکا بدهد! به طور شک مساله حقوق بشر نیز می تواند یکی از این بهانه ها باشد که با بسترسازی های رسانه و آماده سازی افکار عمومی عملا حالت اجرایی به خود می گیرد! باید مراقب بود...