به گزارش " خبرگزاری بسیج در کرمان، روزها،ماه ها و اعیاد هریک آبستن رسم و رسوماتی هستند که در دل مردمان ریشه دوانیده اند، رسوماتی که نسل به نسل منتقل و برایش ارزش آفرینی شده است.
کرمان شهری تاریخ است و ابنیه و اماکن دوره های گذشته همگی گواه این مدعی هستند ؛ شهری با تاریخچه و اصالت فرهنگی که بعد از گذشت سالیان دراز و زندگی مدرنیته نتوانسته بر عقاید و اصالت آن ها تاثیر بگذارد و همچنان اصالت فرهنگی و اجتماعی خود را حفظ کند.
خضاب، استقبالی از ماه رمضان
کرمانیها قبل از ماه رمضان معمولا زنان و مردانشان به حمام می رفتند . مردها خود را موظف می دانستند که خضاب ببندند و محاسن خود را اصلاح کنند همچنین خانم ها دست و پای خود را حنا کنند و این را از جمله واجبات قبل از ماه مبارک رمضان می دانستند.
سنتی به نام کلوخ انداز
کرمانی ها در پاک سازی مساجد، حسینیه ها و مراکز مذهبی علاقه مند و کوشا بودند و جوانان در این حوزه نقش پررنگی داشتند.
همچنین یکی دیگر از سنتها ی قبل از ماه رمضان کلوخ انداز بود، معمولا غذایی را تهیه می کردند به نام لکّه و معمولا یک روز قبل از ماه مبارک رمضان با این غذا و امکانات به دشت و صحرا و یا جای خوش آب و هوا می رفتند و غذای مفصلی می خوردند . معتقد بودند با خوردن این غذا می تواننند توان بیشتری را برای تحمل گرسنگی و تشنگی در ماه رمضان داشته باشند.
نان خشکه و قندی میزبان سفره های افطاری کرمان
در گذشته شیوه اطلاع رسانی توپ سحر و افطار بودند، توپ صدایی داشت که در همه ی شهر شنیده می شد و در جاهایی که صدای توپ شنیده نمی شد ، برخی خود را موظف می دانستند پیش خوانی یا همان مناجات خوانی کنند.
عده ای برای اینکه همسایگانشان به خواب نیفتند با هم قرار می گذاشتند و با پی کوبی این کار را انجام می دادند.
در برخی از روستاها حلب زنی شیوه ی بیدار کردن افراد بود و یا در بر خی از روستاهای جنوب سوار بر اسب یا الاغ می شدند و طبل می زدند.
همچنین این باور وجود داشت که خواند برخی از سوره ها از جمله یس و طه در ساعت مورد نظر باعث بیداری خواهد شد.
عده ایی هم انگشت به زمین می زدند و زمین را قسم می دادند که آن ها را بیدار کند.
شعر الله رمضانی (ما از اون بالای بالا آمدیم..)
البته سنت های دیگری همچون الله رمضانی نیز وجود داشت ، که بچه ها دور هم جمع می شدند و با خواندن اشعاری همچون ” ما از اون بالای بالا آمدیم، ما از اون صندوق اعلی اومدیم ؛ توی صندوق اعلی اومدیم ….” درب خانه ها هدایایی دریافت می کردند .
این شعر تداعی کننده ی حرکت آمدن و رفتن انسانها و گذارشان از این دنیا و ارزشمند است.
کلید زنی
در شب بیست و هفتم ماه رمضان برگزار می شود. در این رسم همه بیشتر بیوه زنان ، زنان بدون فرزند و دختران دم بخت شرکت می کنند. هر زن حاجتمندی «کمویی» برمی دارد و توی آن یک آیینه و یک سورمه دان و مقداری نبات می گذارد و به در خانه های محله می رود. کلیدزنها آنچنان رویشان را محکم می گیرند که کسی آنان را نمی شناسد.
در هر خانه ای که می رسند با کلید چوبی که همراه دارند به کمو یا درخانه می کوبند. زن صاحبخانه با شنیدن صدای تق تق ، در را باز می کند و بدون سوال برای روشنایی و باز شدن گره از کار کلیدزنها به آیینه نگاه می کند و مقداری از نبات داخل کمو را در دهان می گذارد و از سورمه دان به چشمش می کشد.
زنان عقیده دارند هر کس از سورمه کلیدزنها به چشمش بکشد شب عید ، حضرت فاطمه به چشم او سورمه می کشند و روشنایی ابدی به او می بخشند. بعد از سورمه کشیدن مقداری خوراکی و پول و اگر فصل انار باشد دانه ای انار در کمو می ریزند. عقیده دارند انار و خوراکیهایی که کلیدزنها جمع می کنند خاصیت بسیار دارد و هر حاجتمندی بخورد حاجتش برآورده می شود. این رسم تا پاسی از شب ادامه دارد.
طومار چهل بسم الله؛ اعتقادی بر حفظ مال و جان مردم
تهیه ی چهل بسم الله نیز یکی دیگر از رسوم کرمانیان بوده است ؛طوماری که در مسجد جامع به افراد می دادنند و از افراد می خواستند که هریک بسم الله بر روی این طومار بنویسند و معتقد بودند که چهل بسم الله حفظ و پاسداری از جان و مال آن ها می تواند تاثیر گذار باشد.
گردآورنده: پسند
انتهای پیام/