به گزارش خبرگزاری بسیج، اواخر مهرماه سال 1392 بود و تنها اندکزمانی از اولین دور مذاکرات ایران و شش کشور موسوم به 1+5 در دولت جدیدالتاسیس حسن روحانی میگذشت - مذاکراتی که بدوا به ژنو 4 موسوم شد چون در دوران پیشاروحانی نیز 3 دور مذاکرات در ژنو صورت پذیرفته بود اما بنا بر اصرار مذاکرهکنندگان جدید، ژنو 1 نام گرفت تا حساب ادوار جدید از ادوار پیشین سوا شود – که پایگاه صهیونیستی موسوم به «دبکا» گزارشی را منتشر کرد که بنابر ادعای آن نشریه، 7 محور پیشنهادی ایران به 1+5 را دربرمیگرفت. این گزارش در داخل کشور نیز بهسرعت مورد توجه قرار گرفت و بهزبان فارسی ترجمه شد.
دبکا وبگاهی صهونیستی است که مشهوریت آن بیش از هرچیز به ارتباط با نهادهای امنیتی رژیم اشغالگر قدس است. بعضا دیده شده که این وبگاه صهیونیستی اخباری را زودتر از موعد مقرر منتشر میکند هرچند که در مواردی نیز، دست به جریانسازیهای دروغین میزند.
به هر حال، رسانههایی که در آن زمان این گزارش را منتشر کردند مورد انتقادهایی قرار گرفتند که بالاخص از جانب برخی اعضای تیم مذاکرهکننده مطرح میشد. استدلال این بود که رسانههای منتشرکننده متن، به یک رسانه صهیونیستی اعتماد کردهاند در حالی که ترجمه مطالب از رسانههای مختلف صهیونیستی در ایران امری کاملا عادی در رسانهها محسوب شده و اصولا بهمعنای اعتماد نیست. اتفاقا عقل حکم میکند که رسانههای دشمن مورد رصد دقیقتری قرار گیرند و جریانسازیهای آنها منعکس شده و با پاسخ محکم مسئولین مواجه شود. هماکنون نیز نهتنها رسانههای صهیونیستی، بلکه رسانههای سعودی و آمریکایی نیز رصد میشوند و مطالب آنها به فارسی منتشر میشود تا افکار عمومی بدانند که در درون مرزهای دشمن، چه در خصوص ایران گفته میشود. علیایحال، در ادامه روند مذاکرات نیز کم نبود مواردی که منتقدین روند مذاکرات علاوه بر هجمههای لفظی دیگر، همگام با اسرائیل خوانده شدند.
منتقدین روند مذاکرات نقش اسرائیل را «پلیس بد» توصیف میکردند، بدین معنا که مخالفت این رژیم و لابیهایش در غرب با توافق هستهای هدفی جز ایجاد یک ابزار چانهزنی قدرتمند در دست مذاکرهکنندگان غربی دنبال نمیکند. بهعبارت دیگر، از دیدگاه این طیف، مخالفتهای موجود در سرزمینهای اشغالی و در خاک آمریکا، اگرچه حکایت از واقعیاتی داشت اما در عمل، کار فشار بر ایران را بر سر میز مذاکره تسهیل میکرد.
توجه به این نکته بدیهی نیز ضروری مینماید که رسانههای صهیونیستی در گزارشهایشان بهدنبال اهداف رژیم اشغالگر قدس هستند، چه آن را به نام تحلیل منتشر کرده باشند و چه به نام اطلاع. طبعا هر رسانهای در داخل کشور نیز که مطالب این رسانهها را منتشر میکند، از این مساله آگاه است و مواضع رژیم صهیونیستی را تائید نمیکند.
اخیرا دیده شده که برخی سخنان، معطوف به «قضاوت تاریخی در خصوص برجام» گردیده است. بر این اساس، بد نیست انتقاداتی که رسانهها بهخاطر انتشار آن گزارش تحمل کردند، در حدود 3 سال بعد، به قضاوت تاریخ گذارده شود. بد نیست آن هفت بند بار دیگر خوانده شوند و با واقعیات برآمده از برجام مقایسه گردند تا روشن شود که چقدر با واقعیت تطابق یا تباین داشتهاند.
در این گزارش، خبرگزاری فارس تنها بندهای هفتگانه مزبور را بر اساس گزارشی که خود از دبکا ترجمه کرده بود (اینجا)، بازخوانی کرده و در ذیل هر بند، اشارهای گذرا به آن چیزی میکند که توافق هستهای وین دربرمیگیرد. قضاوت نهایی نیز طبعا برعهده افکار عمومی است.
ذکر این نکته لازم است که بنابر تائید آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ایران تمامی تعهدات خود را در چارچوب برجام به انجام رسانده است.
بند اول: ایران از حق غنیسازی اورانیوم به هیچوجه و تحت هیچ شرایطی کوتاه نمیآید.
بر اساس برجام، ایران همچنان به غنیسازی خود ادامه میدهد، البته در سطحی پایینتر از آن چیزی که پیش از توافق ژنو انجام میداد. 5060 سانتریفیوژ نسل 1 ایران همچنان در نطنز همچنان مشغول غنیسازی هستند.
بند دوم: ایران حاضر است مقداری از اورانیوم غنی شده خود را در یک بازه زمانی مشخص تسلیم کند.
بر اساس برجام، تنها 300 کیلوگرم اورانیوم تا 5 درصد غنی شده در ایران میتواند باقی بماند. ایران بخش زیادی از اورانیوم غنیشده خود را با کیک زرد معاوضه کرد.
بند سوم: سطح غنیسازی ایران به سطحی پایینتر – احتمالا 5 درصد – تقلیل مییابد.
ایران در برجام پذیرفته است که برای 15 سال، غنیسازیاش از سطح 3.67 درصد افزونتر نگردد. 15 سال، دوره اجرای برجام است.
بند چهارم: ایران غنیسازی 20 درصدی را کاهش میدهد اما آن را برای تولید ایزوتوپهای دارویی و تحقیقاتی حفظ میکند.
ایران بر اساس برجام و در مدت اجرای این توافق، هیچگونه غنیسازی 20 درصدی نخواهد داشت. ذخایر اورانیوم 20 درصدی ایران نیز در همان دوران توافق ژنو یا تبدیل به میله سوخت شدند و یا ترقیق گردیدند.
بند پنجم: ایران سرانجام به بازرسان آژانس اجازه بازدید از سایت نظامی پارچین را خواهد داد.
بر اساس گزارش ایسنا که در تاریخ 29 شهریور 94 منتشر شده، یوکیا آمانو، مدیر کل آژانس و معاون وی، تروا واریورانتا از پارچین بازدید کردهاند.
آمانو هم در گزارشهایش و هم در مصاحبههایش این بازدید را تائید کرده است.
بند ششم: ایران پروتکل الحاقی را میپذیرد اما اجازه نخواهد داد سایتهایی که به عنوان سایت هستهای اعلام نشدهاند مورد بازرسی قرار گیرند.
ایران در حال حاضر، پروتکل الحاقی را بهصورت داوطلبانه اجرا میکند و بر اساس برجام متعهد شده است که در نهایت آن را به تصویب مجلس شورای اسلامی برساند. برای بازدید از سایتهای غیرهستهای نیز برجام دارای یک ماکانیزم ویژه است.
بند هفتم: تهران قول میدهد که رآکتور شکافت پلوتونیوم در اراک را بهعنوان جایگزین غنیسازی اورانیوم نسازد.
بر اساس برجام، قلب رآکتور اراک باید تعویض شود. ایران قلب سابق رآکتور را خارج کرده و امور مربوط به ساخت قلب جدید رآکتور در حال پیگیری است.
همانطور که پیشتر گفته شد، قضاوت در خصوص اینکه گزارش دبکا در مهر 92، تا چه اندازه از واقعیات توافق حاصله در تیر 94 حکایت داشته، بر عهده افکار عمومی و مخاطبان گرامی است. چه گفته شود و چه گفته نشود، تاریخ قضاوت خود را انجام خواهد داد.