
شاید به جرات بتوان گفت هیچ کسی در طول عمرش یک نوع رفتاررا دنبال کرده و اجرا نمی کند. خصوصا بسیاری انسانها بسته به شرایط محیطی و تهدیداتی که برایشان رخ می دهد، ممکن است در شرایط خاصی رفتارهایی را از خود بروز دهند که هیچ یک از اطرافیان وی تصورش را هم نمی کردند که او چنین رفتاری را به مرحله عمل آورده است. لیکن زندگی و پستی و بلندی های درونی انسانها که گاه راضی اند و گاه احساس خلا می کنند، باعث می شود دست به رفتارهایی بزنند تا شاید ازخلا نجات یابند، لیکن ممکن است در نظر دیگران وجهه و ثبات رفتاری خاصی را که به اثبات رسانده بودند، از دست بدهند.
با این همه با وجود این جریانات نمی توان افراد را متهم کرد، چرا که شرایط برای همه یکسان بوجود نمی آید و آنقدرپیچیدگی در پیشامدهای رفتاری به وجود می آید که زبده ترین روانشناس نیزنمی تواند به خود اجازه دهد که فرد را متهم به خروج از پاگرد تعریف شده رفتاری و ظاهری قابل قبول درنظردیگران نماید.
در این خصوص بحث اعتماد و خوش بینی به افراد نیزنمی تواند از این قضایا مستثنی باشد، انسانها همیشه و در همه حال (البته بسیاری ازانسانها) نمی توانند قابل اعتماد باشند. البته نباید بیش ازحد هم به انسانها بدبین بود، ولی با این همه نباید کاملا هم به رفتارهای افراد اعتماد کرد. شاید قضیه و بحث حاضرهم کمی بدبینانه به نظربرسد و افرادی هم بر رد این قضایا اصرار بورزند، لیکن غیر قابل کنترل شدن افراد درشرایط خاص محیطی، اجتماعی و حتی روانی باعث بروز رفتارهایی در افراد می شود که اعتماد و اطمینان را درنظر دیگران نسبت به این افراد دچار خدشه می سازد.
لحظه ها در تغییرات انسانها تاثیر شگفتی دارند، انسانها با مرورزمان و درگذراز وقایع متفاوت دوران زندگیشان دچاردگرگونی های متفاوتی می شوند و این قضیه میتواند دلیل محکمی برای غیرقابل کنترل بودن افراد در برخی شرایط باشد. به هر حال نه، باید بطورمطلق به افراد اعتماد کرد و نه کاملا بدبین بود، در حالت عادی هیچ کسی نمی تواند در مورد دیگر انسانها نظرمنفی داشته باشد و حق چنین طرز فکری را ندارد، ولی نمود و بروز تخطی ها دامنه اعتماد را کوتاهتر می سازد که با کنترل این جریان و تلقین مورد اعتماد بودن فرد، میتواند درخروج از معتمد بودن پیشگیری به عمل آورد و در حالت کلی خوش بینی به قضایای انسانی مفیدتر ازبدبینی اثر گذاراست.
غرض ازایراد این جملات نمودار ساختن غیر قابل منتظره بودن رفتارهای انسانی بود و نشان از آن دارد که انسانها درجات اعتمادی دارند که در برخی مواقع بنا به شرایطی خالی می شود و نباید در آن مواقع بطورمطلق فردی را سرزنش کرد. انسان همواره در پرتو زیستن، به آزمون و خطا می پردازد و این همه نشانه نامحدود بودن حیطه های رفتاری وی است و در موارد پیش و پا افتاده و بدون عوارض وخیم و عمده، نباید به آنها بدبین بود.
سیما میرقاسمی
خبرنگار خبرگزاری بسیج ازاردبیل