۲۱ / تير / ۱۴۰۵ - 12 July 2026
20:07
کد خبر : 8705251
۱۳:۳۸

۱۳۹۵/۰۴/۱۳
گفت‌وگو با یک کارآفرین بر‌تر

برای تاسیس مرکز «رویش» فوت‌های کوزه‌گری را آموختیم

علی حکیمی منش گفت: با وجود اینکه کار و رشته بنده توانبخشی است اما برای احداث مرکز «رویش» همسرم مدتی در یکی از مراکز توانبخشی کار کرد تا ما اصل و جزئیات کار را یاد بگیریم.
به گزارش سرویس بسیج جامعه پزشکی خبرگزاری بسیج، جست‌وجوی کار و کسب درآمد یکی از نیازهای اساسی افراد برای ادامه بقا محسوب می‌شود اما با توجه به شرایط امروز جامعه به دلیل محدود بودن فرصت‌های شغلی از سوی دیگر نیروی زیاد آماده به کار، یافتن شغل مناسب آسان نیست پس نیاز به افرادی برای ایجاد شغل در جامعه وجود دارد.


علی حکیمی منش یک فیزیوتراپیست است که با راه اندازی مرکز آموزشی و توانبخشی معلولین ذهنی زیر ۱۵ سال «رویش» در منطق ساوجبلاغ به عنوان کارآفرین نمونه این منطقه انتخاب شده است و توانسته گام موثری برای ایجاد اشتغال در این منطقه بردارد؛ با وی به گفت‌وگو نشستیم تا کمی بیشتر با فعالیت‌هایش آشنا شویم.


-راجع به فعالیت خود به عنوان کارآفرین نمونه در منطقه ساوجبلاغ برای ما توضیح دهید؟

مرکز آموزشی، توانبخشی ما مربوط به معلولین ذهنی زیر ۱۵ سال است. در این مرکز به کودکانی که از لحاظ ذهنی دچار مشکل هستند و آی کیو زیر ۵۰ دارند آموزش‌هایی داده می‌شود و به آنان کنترل رفتاری را یاد می‌دهیم. توانبخشی، فیزیوتراپی، گفتاردرمانی نیز از دیگر فعالیت‌های مرکز «رویش» است.


از دو سال گذشته با کسب مجوز و آماده سازی فضا این مرکز شروع به کار کرد که در سال گذشته به وضعیت پایدار خود رسید و ایجاد چند فرصت شغلی برای مردم در موسسه «رویش» باعث شد که به عنوان کارآفرین نمونه ساوجبلاغ انتخاب شوم.


- به وسیله مرکز «رویش» چه تعداد شغل در منطقه ساوجبلاغ ایجاد شد؟

تعداد ۱۵ نفر به شکل مستقیم با ما همکاری دارند و تعدادی از افراد نیز به شکل غیرمستقیم با ما همکاری می‌کنند و در مجموع حدود ۲۰ نفر با ما در ارتباط کاری هستند.


-ایده شکل گیری موسسه «رویش» از کجا شکل گرفت و چرا کار دیگری را انتخاب نکردید؟

با توجه به رشته تحصیلی بنده که فیزیوتراپی است، به علاوه شرایط و امکانات همچنین با مشورتی که با دوستانم انجام دادم به این نتیجه رسیدیم که اگر بخواهیم کاری انجام دهیم که مشکلی از مردم را حل کنیم بهتر است این مرکز را در استان البرز و در شهر جدید هشتگرد راه اندازی کنیم. البته گزینه‌های دیگری نیز وجود داشت اما با توجه به تخصص و نیاز منطقه ما این مسیر را انتخاب کردیم.


- در مرکز «رویش» روزانه به چند نفر خدمات ارائه می‌دهید؟

هم اکنون حدود ۲۵ نفر زیر پوشش ما هستند اما با توجه به فضا و امکانات برای ۳۰ نفر مجوز داریم. البته مکان این مرکز اجاره‌ای است و تا حدودی فضای مناسبی محسوب نمی‌شود به این دلیل که در این نوع مراکز باید استانداردهایی رعایت شود در حالی که ما هنوز نتوانسته‌ایم شرایط ایده آلی را ایجاد کنیم؛ در این راستا زمینی را خریداری کرده‌ایم و منتظر ساخته شدن آن هستیم که استانداردهای لازم را خواهد داشت.


در این حالت تعداد آموزش گیرندگان به ۵۰ نفر قابل افزایش هستند. البته با توجه به برآورد بهزیستی حدود ۱۰۰ نفر از این کودکان وجود دارد که نیاز به حضور در این مرکز دارند.


یکی از مشکلات این کودکان جابه جایی است و امسال در نظر داریم با خریداری ماشین وَن و سرویس این مشکل را حل کنیم.


-این کودکان دارای چه اختلالاتی هستند تا در موسسه شما برای آموزش پذیرفته شوند؟

شاخصه اصلی انتخاب این کودکان برای حضور در مرکز «رویش» اختلالات و عدم رشد مغزی، ناتوانی یا کم توانی ذهنی است؛ در کنار این موضوع ممکن است بیماری‌های دیگری مانند بیماری‌های ژنتیکی، سندروم‌های مختلف نیز وجود داشته باشد که پیش از زایمان، دوران بارداری یا پس از آن ایجاد شده باشد که می‌تواند وراثتی یا بر اثر بیماری باشد.


اوتیسم، بیماری دیگری است که خیلی شناخته شده نیست و باعث می‌شود که فرد اختلالات رفتاری شدید داشته باشد. البته یک سری بیماری‌های دیگر نیز پس از زایمان و در سن رشد برای کودک ایجاد می‌شود به شکلی که ممکن است کودک تشنج کند و یا به اختلالات مغزی دچار شود.


در کل کودکانی که زیر ۱۵ سال هستند و نمی‌توانند در مدارس معمولی یا استثنایی تحصیل کنند در مرکز ما پذیرفته می‌شوند. البته کودکانی بینابین نیز وجود دارند که با آموزش در مرکز ما بهتر می‌شوند به شکلی که می‌توانند به مدرسه استثنایی یا عادی را بروند. در یک سال گذشته یک مورد دانش آموز داشتیم که با آموزش‌های مرکز «رویش» توانست به مدرسه عادی برود.


-آیا این کودکان آموزش پذیر هستند و چه نوع آموزش‌هایی به آن‌ها داده می‌شود؟

این کودکان در گروه‌های سنی مختلف هستند اما عمده کودکانی در مرکز ما وجود دارند اصلا آموزش پذیر نیستند و ما فقط تربیت پذیری این کودکان را ملاک قرار می‌دهیم؛ البته کودکانی نیز در این مرکز وجود دارند که آموزش پذیر نیز هستند و می‌توانند یادگیری داشته باشند اما این کودکان عمدتا اختلال تمرکز و گفتاری دارند که بیشتر روی این موضوع متمرکز می‌شویم تا اختلالات را کاهش دهیم یا برطرف کنیم.


این کودکان با آموزش، از محیط جامعه بیشتر بهره خواهند برد اما درباره بخشی از کودکان که عملا آموزش پذیر نیستند یک سری رفتارهای اجتماعی مانند غذا خوردن، لباس پوشیدن، دستشویی رفتن و انجام کارهای شخصی آنان را مورد توجه قرار می‌دهیم به این دلیل که معمولا خانواده‌ها نمی‌توانند چنین شرایطی را برای آنان فراهم کنند اما با آموزش‌ها، متد‌ها و استانداردهایی که ما برای این افراد اجرا می‌کنیم فعالیت این کودکان تا حدودی اصلاح می‌شود.


خانواده‌ها هزینه‌های زیادی را برای موارد متعدد از جمله پوشک کردن این کودکان هزینه می‌کنند به شکلی که برای کودکان با سنین بالا‌تر باید سایز بزرگ پوشک استفاده شود، تعداد دفعات نیاز به اجابت مزاج در این کودکان زیاد است و به وسیله اختلالات رفتاری که دارند در این باره نمی‌توانند خود را کنترل کنند پس بخشی از آموزش‌ها در موسسه «رویش» به انجام کارهای شخصی اختصاص دارد تا کودک دستشویی رفتن خود را اعلام کند و یا خود به دستشویی برود. به دلیل آلودگی‌هایی که این کودکان برای دستشویی رفتن در خانه ایجاد می‌کنند و هزینه‌های تحمیلی برای خرید پوشک، آموزش‌های مرکز کمک بسیار بزرگی برای خانواده‌ها محسوب می‌شود.

درکنار این موضوع آموزش غذا خوردن این کودکان حائز اهمیت است اما به مرور در این مرکز کودکان آموزش لباس یا کفش پوشیدن را فرا می‌گیرند. البته به نسبت پیشرفت بیماری، یادگیری در این کودکان متفاوت است اما وقتی با این کودکان کار شود به نسبت می‌توانند بهتر شوند و با تمرین، کار و برنامه ریزی که برای آنان داریم در مسیر پیشرفت قرار می‌گیرند تا برای خانواده‌ها قابل تحمل شوند.


-این کودکان دارای اختلالات مغزی را از چه سنی در مرکز «رویش» می‌پذیرید؟

تشخیص اکثر این نوع بیماری‌ها یک تا دو سالگی است و زیر یک سالگی خیلی قابل تشخیص نیستند حتی اگر تشخیص داده شوند خیلی قابل تربیت و آموزش نیستند؛ ما محدودیتی برای پذیرش نداریم اما معمولا وقتی والدین انتظار دارند تا کودک خردسال راه برود و حرف بزند پس از دو سالگی است، وقتی این انتظارات برآورده نمی‌شود، در آن زمان والدین به سراغ مرکز ما می‌آیند تا گفتار، راه رفتن و به مرور سایر اقدامات آموزشی و تربیتی به خردسالان ارائه شود.


البته مباحث آموزشی و تربیتی معمولا بالای ۴-۵ سال مدنظر است اما در سنین پایین‌تر بر روی موضوعاتی مانند کار درمانی، فیزیوتراپی، اختلالات حرکتی و گفتاری این خردسالان کار می‌شود.


-آیا این مرکز کاملا خصوصی است و یا بودجه دولتی برای اداره این مرکز وجود دارد؟ اساسا منبع درآمد برای تامین هزینه‌های موسسه «رویش» چیست؟

یک بخشی از هزینه در قالب شهریه توسط خانوده‌ها پرداخت می‌شود اما به شکل کلی شهریه هر کودک برای حضور در این مرکز زیرنظر بهزیستی است. با توجه به محرومیت منطقه ساوجبلاغ درصدی از هزینه‌ها را بهزیستی تقبل می‌کند اما بخش زیادی از خانواده‌ها در پرداخت هزینه‌ها دچار مشکل هستند؛ هم اکنون نیز برخی خانواده‌ها نمی‌توانند سهمیه خود را پرداخت کنند و ما نیز از این خانواده‌ها شهریه نمی‌گیریم اما بخشی از یارانه که حدود ۷۰ درصد است به شکل دولتی توسط بهزیستی پرداخت می‌شود و طبق معرفی نامه‌ای که بهزیستی به ما می‌دهد کودکان را پذیرش می‌کنیم.


- روند شکل گیری و ادامه کار موسسه «رویش» چگونه است؟

ما از اواخر سال ۹۲ پیگیری کار را آغاز کردیم و در شهریور ۹۳ این مرکز افتتاح شد. در ابتدا با تعداد کودکان محدودی کار را شروع کردیم تا کارکنان مرکز شیوه کار کردن با آنان را یاد بگیرند و اعلام عمومی انجام ندادیم تا در ابتدا فشار کاری زیاد نباشد.


به این دلیل که کارکردن با این کودکان واقعا سخت است. گاهی والدینی که کودکان سالم دارند از دست آنان خسته و کلافه می‌شوند و به کودک دستوراتی مانند بنشین یا بایست را می‌دهد حال فرض کنید این کودکان ۱۰ برابر کودکان سالم والدین خود را اذیت می‌کنند، داد و جیغ می‌زنند در حالی که کودکان با اختلال درکی از معنای کلمات ندارد حتی ممکن است حمله کنند یا گاز بگیرد.


از سوی دیگر برای خانواده‌هاعذاب آور است که کودک آنان در ‌‌‌نهایت فقط بتواند کمی تربیت پذیر شود و والدین نمی‌توانند امیدی برای به ثمر نشستن کودک داشته باشند.


-آیا ساعات آموزش به کودکان با اختلالات مغزی با سایر کودکان متفاوت است؟

شیفت کاری ما از ساعت۷ صبح تا ۱۴ بعدازظهر است. ما به دنبال جدا کردن کودک از خانواده نیستیم به این دلیل که کودک حس دارد و مسائل عاطفی را درک می‌کند. ما نمی‌خواهیم حس عاطفی از کودک گرفته شود در واقع این مرکز مانند مدرسه یا مهدکودک است که فرزند پس از یادگیری به خانه بازمی‌گردد.


-چرا برای اشتغال آفرینی وارد این عرصه شدید؟ آیا صرفاً کسب درآمد مدنظرشما بوده است؟

با توجه به اینکه رشته بنده فیزیوتراپی است و می‌توانستم با سرمایه گذاری در مراکزی غیر این مرکز سودآوری بالاتری داشته باشم، پس فکر راه اندازی این مرکز خیلی جنبه اقتصادی نداشته است و به دنبال این بودیم تا مشکلی را از مشکلات این خانواده‌ها برطرف کنیم.


وجود چنین کودکانی در خانواده‌ها در ابتدا مشکل بزرگی است و شاید تعداد این کودکان زیاد نباشد اما طبق آمار‌ها در مورد اوتیسم از هر ۶۰ نفر یک نفر ممکن است دچار این بیماری شود؛ حتی یک سری بیماری جدید نیز در حال ایجاد شدن است. وجود کودکانی از این نوع در خانواده‌ها بار مالی زیادی را به خانواده تحمیل می‌کند و اداره کردن چنین کودکی بسیار سنگین است.


خانوده‌ها باید توجه کنند که این نوع کودک نیز متعلق به جامعه است و می‌توانست فرزند خانواده ما باشد. اما اینکه افراد بخواهند خانواده را منزوی کنند، کار درستی نیست. باید شناخت افراد از این نوع کودکان بیشتر شود همچنین خانواده‌ها باید در هزینه‌های آن مشارکت کنند و با دید مثبت نگاه کنند و این موضوع را به چشم معضل برای همه جامعه بدانند.


-برای کارآفرینی ویژگی‌هایی لازم است، با توجه به اینکه شما یک فعالیت، خدماتی کارآفرینی را انجام داده‌اید، لطفا برای کسانی که به دنبال کار آفرینی هستند راهکارهایی را بیان کنید که از کجا مسیر را آغاز کنند؟


در موضوع کارآفرینی دو بخش تولید و اشتغال زایی باید مورد توجه باشد. جامعه ما در دو حوزه تولید و اشتغال دچار معضل است که کاملا دو مقوله مجزا هستند اما به یکدیگر گره خورده‌اند؛ در مرحله اول اگر به دنبال اولویت هستیم اشتغال از تولید مهم‌تر است به این دلیل که ممکن است فرد تولید زیاد نیز داشته باشد اما یک عده افراد بیکار و بدون درآمد باشند و نتوانند از محصولات تولید شده چیزی را خریداری کنند. البته از جنبه اقتصادی تولید در مرحله اول قرار دارد به این دلیل که تولید اقتصاد را به رونق می‌اندازد.


اما اگر فرد می‌خواهد در حوزه اشتغال زایی وارد شود باید کار را خوب بشناسد. به ظاهر بسیاری از مشاغل می‌توانند خوب باشند اما تا شغلی را نشناسیم ورود به آن شغل نمی‌تواند منطقی باشد. باید موانع و مشکلات شغل شناسایی شود حتی اگر فرد به دنبال یک مغازه فست فودی است باید مدتی در آنجا کار کرده باشد همچنین باید با افرادی که توانایی و تجربه انجام کار را دارند حتما مشورت انجام شود.


با وجود اینکه کار و رشته بنده توانبخشی است اما برای احداث مرکز «رویش» همسر من مدتی را در یکی از مراکز کار کرد تا اصل و جزئیات کار را یاد بگیریم. همین تجربه توانست برای ما شرایطی را ایجاد کند که در طول یک سال مرکز ما درجه یک شود. به این دلیل که در میان این مراکز درجه یک، دو، سه وجود دارد و با توجه به رتبه بندی امتیازات متفاوتی را می‌توانند دریافت کنند اما پیش آگاهی از انجام کار باعث شد مرکز ما درجه یک شود به این دلیل که ما همه فوت‌های کوزه‌گری را یادگرفتیم.


در سیستم‌های دولتی متداول شده که در ابتدا کاری انجام می‌شود سپس بر روی آن برنامه ریزی صورت می‌گیرد اما بخش خصوصی نمی‌تواند این ریسک را داشته باشد. به این دلیل که اگر فرد اشتغال را آغاز کند، سپس در طول کار به دلیل مشغله زیاد برای یادگیری مهارت‌های لازم، زمانی وجود نخواهد نداشت. پس پیش آگاهی از کار در مسائل قانونی مانند مالیات، بیمه، آموزش پرسنل و خانواده‌ها ضرورری است.


این در حالی است که سایر مراکز شاید پس از پنج تا شش سال این امور را انجام می‌دهد اما ما با گذراندن فاز اول به سرعت به شرایط پایدار رسیدیم.

افراد متناسب با توان و تخصص مالی و فردی به کارآفرینی بپردازند. بسیاری از افراد بدون سرمایه شروع به کار آفرینی می‌کنند که با برنامه ریزی خوب سرمایه نیز به دست می‌آورند؛ اگر فرد به هنگام اشتغال زایی همه موانع و سختی‌ها را بشناسد، با برنامه ریزی خوب حرکت کند در مسیر کاری دچار کمبود مالی و خستگی نمی‌شود.


گزارش خطا
ارسال نظرات شما
x

عضو کانال روبیکا ما شوید